شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ | 31 - 01 - 2026

Communist party of iran

خیزش اعتراضی توده ها، شرایط پیشرفت و موانع آن


خیزشی عظیم و فراگیر در دی ماه ۱۴۰۴ بسیاری از شهرها و روستاها را در نوردید و رژیم هراسان و وحشت زده نیروهای مسلح و آدم کش خود را به خیابان ها گسیل داشت و قتل عام و جنایتی عمومی و آشکار علیه معترضان به راه انداخت، هزاران نفر را به گلوله بست‌ و هزاران نفر دیگر را دستگیر و در زندان های مخوف خود به بند کشید و سرکوب و تعقیب مبارزان همچنان ادامه دارد. جرم آنان فقط اعتراض به فقر و فلاکت و عدم دسترسی به ابتدائی ترین حقوق انسانی بود.  کشتارها آنچنان وسیع و وحشیانه اند که تنها جمهوری اسلامی و رژیم های ارتجاعی و آدمکش مشابه او قادر به انجام آن هستند. ما این جنایت و خون آشامی را محکوم می کنیم و محاکمه و مجازات این آدمکشان را در پیشگاه توده های ستمدیده بشارت می دهیم.

 
توده های زحمتکش، زنان و جوانان، مردم ستمدیده شهر و روستا و ملت های زیر ستم بار دیگر چون سیلی خروشان به خیابان ها آمدند و به سیاست و اقتصاد جمهوری اسلامی و ناتوانی اداره کشور توسط این رژیم فاسد و سرکوبگر اعتراض کردند. این اعتراضات از چنان گستردگی و عظمتی برخوردار بودند که همه طبقات و اقشار جامعه را، به فراخور منافعی که نسبت به بودن یا نبودن رژیم و سرنگونی و یا بقای آن دارند، به واکنش و موضع گیری سیاسی مجبور کرد. کارگران و زحمتکشان، جوانان و زنان که نیروی اصلی و محرک جنبش های اعتراضی هستند و اکثریت عظیم جامعه را تشکیل می دهند به این دلیل که بطور مستقیم ستم و سرکوب طبقاتی را بر گرده خود متحمل می شوند؛ آغازگر حرکت اعتراضی و مخالف استثمار، استبداد و سرکوب و دشمن آشتی ناپذیر تسلط سرمایه داران، روحانیت حاکم و نیروهای سرکوبگر نظامی، انتظامی و امنیتی هستند. هر خیزش اعتراضی و مبارزه طبقاتی محصول مقاومت، اراده و عمل متحد و مشترک طبقه کارگر و توده های زحمتکش، زنان مبارز و روشنفکران انقلابی است. حمایت اقشار ستمدیده دیگر در شهرها و روستاها ضرورتی است که اتحاد طبقاتی را استحکام بخشیده و تحول در جامعه را ممکن می سازد و سامان می دهد. آنچه سلطه نظام سرکوب و استثمارگر سرمایه داری را تداوم می بخشد، دولت و ضمائم آن – قوای نظامی، انتظامی و امنیتی، زندان ها و نظام قضائی و قانون گذاری-است  که اهرم فشار و حفظ سیستم سرکوب را  بر عهده دارند. اپوزیسیون های ارتجاعی و سر سپرده که رؤیای بازگشت پادشاهی پهلوی در سر دارند و کشورهای امپریالیستی و قدرتمند تحت هر نام و با هر بهانه و پرچمی حتی با تدارک جنگ و نظامی گری بر علیه جمهوری اسلامی، هیچ قرابتی با منافع کارگران و زحمتکشان و توده‌ های مردم ندارند. تلاش و تقلای آنها و مخالفت شان با جمهوری اسلامی و قدرت نمایی نظامی و دیپلماتیک و بمباران های خبری- تبلیغی و رسانه ای شان در خدمت تحکیم سرمایه داری و نظام سلطه بر ماست. علت مخالفتشان با رژیم حاکم در ایران این است که از این خوان یغا نصیبی را که انتظار دارند نمی برند.


عزم توده های زیر ستم به ویژه جوانان و زنان رزمنده و ظلم ستیز، رهایی از ستم و سلطه سرمایه داری و خلع ید از حاکمان فاسد و  آدم کش است و سال هاست که دریافته اند که دیگر حاکمیت رژیم اسلامی را نمی پذیرند. روندی که پس از انقلاب ۵۷ آغاز شد و در سال های ۹۶ و ۹۸ و ۱۴۰۱ استمرار یافت، و در ۸ دی ماه با واکنش اعتراضی بازار، خیزش ۱۴۰۴ آغاز شد. اما با پیوستن جوانان، زنان مبارز، دانشجویان و دانش آموزان ابعاد وسیع تر و عمیق تری به خود گرفت. درست به همین دلیل بود که رژیم وحشیانه ترین و جنایتکارانه ترین روش ها را برای سرکوب این جنبش به کار گرفت.


اعتراضات پس از پانزده روز پر تلاطم با سرکوب خونین توسط مزدوران رژیم مجبور به عقب نشینی گردید. اگر بخواهیم به روزهای اعتراضات برگردیم و خیلی سریع و خلاصه حضور اعتراضی توده های مردم در خیابان و شعارها و خواست های معترضان را مورد بررسی و آسیب شناسی قرار دهیم، بدون تردید درس آموزی از نقاط قوت و ضعف آن، امکان جنبش قدرتمندی را در آینده به وجود خواهد آورد. خیزش دی ماه ۱۴۰۴ با انگیزه اعتراض به شرایط سخت زندگی، فقر مضاعف، تورم، افت بسیار شدید ارزش پول که در بالا رفتن نرخ دلار و ارزهای دیگر خود را نشان داد و بی آیندگی و چشم انداز منفی در زندگی توده های زیر ستم به ویژه جوانان بوجود آمد که در آن شعارهایی علیه خامنه ای و علیه دیکتاتوری و گذر کردن از جمهوری اسلامی و آزادی خواهی طرح گردید.


رضا پهلوی هیچ نقشی در بسیج و رهبری نیروهای اصلی این جنبش نداشت و به اصطلاح فراخوان او تلاشی برای دزدیدن جنبش به نفع اپوزیسیون ارتجاعی و اربابان امپریالیستش بود.  در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه و اوج گیری جنبش شرایطی برای موج سواری و فرصت طلبی او و دار و دسته اش فراهم گردید.

او وطرفدارانش با گزافه گویی و همراهی و همگامی بسیاری از رسانه های خارجی و پشتیبانی سیا، موساد، اینتلیجنت سرویس و غیره کوشیدند جنبش اصیل مردم را به شاه پرستان منتسب کنند. رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی که بنیاد و ریشه اش بر دروغ، فریب و وارونه کردن حقیقت استوار است و در گذشته نیز هر جنبش اعتراضی را به «بیگانگان» نسبت  می داد، از تبلیغات دروغین سلطنت طلبان و حامیان امپریالیست شان بُل گرفت و تلاش کرد اعتراضات وسیع و اصیل مردم را به «اغتشاشگران» و شاه پرستان نسبت دهد و و بدین سان جنایات بزرگ و حمام خونی را که برای حفظ رژیم پوسیده اش به راه انداخته، توجیه کند. بی گمان عده ای از سلطنت طلبان و یا گروه هائی از مردم که دچار توهم و مدینه فاضله پادشاهی شده اند و تنها به مخالفت با رژیم جمهوری اسلامی  می اندیشند و به ویژگی های حکومتی که باید جانشین  آن شود توجه ندارند به تأسی از شاه پرستان شعارهایی به نفع رضا پهلوی در تظاهرات می دادند. لیکن این شعارهای سلطنت طلبانه در تظاهرات های مختلف به هیچ عنوان غلبه نداشت. شعارهای سیاسی جنبش، اساسا «مرگ بر خامنه ای»، «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر ستمگر،  چه شاه باشه چه رهبر» بودند.


اما جنبش های اعتراضی با هر ابعاد از گستردگی و قدرتمندی، اگر از  سازماندهی و هدفمندی و سیاست مستقل طبقاتی و رهبری طبقه کارگر و اتحاد زحمتکشان شهر و روستا که از اکثریت جامعه  برخوردار است، محروم باشند، هرگز به انقلاب پیروزمندی که آزادی و رفاه توده های زحمتکش دغدغۀ اصلی آن باشد منجر نخواهند شد. این یک حکم تاریخی و درس آموزی از تجربیات گران بهای مبارزات طبقاتی و پیروزی یا شکست انقلابات است.

طبقه کارگر ایران نیازمند آگاهی و آموزش علم رهایی خود – سوسیالیسم علمی- و ابزار مبارزه سیاسی و اقتصادی و سازمان یابی خود می باشد. کارگران مبارز و متشکل در اتحادیه های طبقاتی، شورا و حزب سیاسی قدرتمند و مستقل، حیات سیاسی و قدرت طبقاتی خود را تضمین می کند. بدیهی است که طبقه کارگر ایران هنوز دارای این شرایط ایده آل نیست اما این به معنی دور از دسترس بودن این شرایط نمی باشد. تلاش کارگران آگاه و روشنفکران کمونیست، این راه را هموار و پیروز مندی جنبش های اعتراضی و خیزش های انقلابی را ممکن می سازد.


۱۱ بهمن ۱۴۰۴

کارگران هم پیمان

اشتراک در شبکه های اجتماعی: