یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ | 01 - 02 - 2026

Communist party of iran

خانواده های قربانیان و کارگران بندر رجایی همچنان در جستجوی حقیقت

بیش از چهل روز از انفجار مهیب و مرگبار  بندر رجایی می گذرد. انفجاری که نه فقط جان کارگران را به آتش کشید و این بندر را ویران کرد،  بلکه  فساد نهادینه شده در  ساختار حکومت اسلامی  که در آن، سود، فرمانروای بی‌چون ‌و چرای جان و معیشت  است را بر ملا کرده است.  خانواده‌هایی که عزیزانشان را در شعله‌های آزمندی و بی ‌مسئولیتی از دست داده‌اند خواهان ابتدایی‌ترین حق انسانی‌، یعنی حقیقت هستند. اعلام رسمی علت فاجعه، معرفی و محاکمه‌ی عاملان این جنایت کمترترین انتظار از هر نظام سیاسی است. اما در ساختاری که  رعایت این حقوق اولیه تابعی از قدرت و سود است، حتی این خواسته نیز تهدیدی برای نظم حاکم تلقی می‌شود.

امروز بندر رجایی به نماد کار و رنج و مرگ  بدل شده است. کارگرانی که از داغ از دست دادن رفقایشان بر دل دارند،هر روز صبح پا به محل کار می‌گذارند که برای بسیاری به گور دسته‌جمعی بدل شده است. این جمله‌ی نمادین «هر صبح پا به قبرستان رفقای دیروز می‌گذاریم» در بیانیه‌های آنان، فقط تصویرسازی ادبی نیست، بلکه  گزارشی عینی از وضعیت ایمنی و سهل‌انگاری ساختاری‌ست که بر کار و زندگی ‌شان سایه افکندهاست. در منطق سرمایه‌داری مادامی که سود در مرکز است، حیات انسانی به چیزی کم ‌اهمیت بدل می‌شود. جان باختن ده‌ها انسان در دل بندری که باید محیط امنی برای کار و تأمین زندگی و  معیشت باشد، نه یک حادثه، بلکه نتیجه‌ی محتوم نظمی‌ست که کارگر را به چرخ‌دنده‌ای بی‌ارزش تقلیل دادهاست.

رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی  با سانسور، تهدید، و بایکوت رسانه‌ای نشان داد که حقیقت نیز باید تابعی از مناسبات قدرت باشد. در این روایت، نه فقط انفجار بلکه برخورد با آن، افشاگر ماهیت ساختار اقتصادی‌–‌نظامی است که از پاسخ‌گویی عاجز است،  چرا که خودش در جایگاه متهم ایستاده است. انبارکردن مواد شیمیایی خطرناکی همچون سدیم پرکلرات، آن هم بدون هیچ‌گونه هشدار ایمنی در منطقه‌ای پرجمعیت، اشتباه فردی نیست؛ بلکه نمونه‌ای بارز از اولویت‌بندی سود به‌جای ایمنی محیط کار است. ساختار فاسدی که نهادهای نظامی و شرکت‌های شبه‌دولتی‌اش از هرگونه نظارت و حساب‌رسی مستقل معاف‌اند، نمی‌تواند ضامن سلامت عمومی باشد،  بلکه خود منشأ خطر است. پرسش اینجاست: آیا در این ۴۴ روز، حتی یک بیانیه رسمی شفاف در مورد عوامل دخیل در وقوع فاجعه انفجار مرگبار بندر رجایی  منتشر شده است؟ پاسخ منفی است و این خود گویای آن است که افشای حقیقت، مستقیماً به نقطه‌ی برخورد با نهادهای قدرتمند می‌انجامد.

قوه قضاییه، رسانه‌های رسمی، و حتی بدنه‌ی مدیریتی، در پنهان‌سازی ابعاد فاجعه نقش مستقیم دارند. این پیوند ارگانیک دولت و سرمایه، در اشکال مختلف آن ساختاری پدید آورده که در آن، حتی گزارش ‌نویس مستقل نیز هدف تهدید امنیتی است. در چنین فضایی، خانواده‌های قربانیان و کارگران داغ ‌دار، به مهم‌ترین سخنگویان حقیقت بدل شده‌اند. این تغییر موقعیت، بیش از آن‌که احساسی باشد، نشانگر بحرانی عمیق‌تر است، نشانه فروپاشی جامعه‌ای که در آن حقیقت به کالای امنیتی بدل شدهاست.

خواست «اعلام  رسمی علت و مجازات عاملان» این پتانسیل را داراست که از خواسته‌ای حقوقی فراتر رفته و  به مطالبه‌ای سیاسی– طبقاتی تبدیل شود. خواسته‌ای که می‌تواند  همبستگی  میان جنبش کارگری، خانواده‌های قربانیان و نیروهای پیشرو اجتماعی را تقویت کند.  تنها با ایجاد همبستگی و  از راه  سازمانیابی  می‌توان با این چرخه‌ی مرگ و بی‌ حقوقی ها  مقابله کرد. برای رسیدن به این هدف باید بهامر ایجاد  تشکل و سازمانهای  مستقل کارگری در بنادر، پالایشگاه‌ها و کارخانه‌ها، حق نظارت مستقیم کارگران بر شیوه‌های انبارداری، حمل ‌و نقل و ارزیابی‌های  ایمنی، اتحاد خانواده‌های قربانیان با  تشکل ها و نهادهای مستقل کارگری و کمیته‌های محلی برای پیگیری  حقوق کارگران،   گسترش آموزش‌های ایمنی مستقل و مستقل‌سازی سیستم‌های هشدار در محیط‌های کار باید توجه کرد. این راهکارها نه صرفاً واکنشی به فاجعه، بلکه گامی در جهت  ایجاد ساختاری‌ست که در آن، ایمنی محیط کار و  زندگی مقدم بر سود است.

از بندر رجایی تا بیروت، فاجعه‌های سرمایه‌سالارانه پیامی واحد دارند: نظم سرمایه‌دارانه  که به سود می‌اندیشد، دیر یا زود به انفجار می‌انجامد. خانواده‌های داغ‌دار امروز، طلایه‌داران  برابری  اجتماعی فردا هستند.این فریاد، فقط اندوه نیست، امیدی‌ برای ساختن نظمی نوین است.

سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1 (http://www.instagram.com/Peshrawcpiran1)
https://t.me/KomalaCpiranTv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: