حکومت جمهوری اسلامی مراسم تشییع علی خامنهای را به نمایش بزرگ قدرتنمایی تبدیل کرده
چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵

در حالی که حکومت جمهوری اسلامی مراسم تشییع علی خامنهای را به نمایش بزرگ قدرتنمایی تبدیل کرده، گزارشها و ارزیابیها نشان میدهد حضور جمعیت انبوه در خیابانها بهمعنای پایان شکافهای عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در ایران نیست. رویترز در گزارشی از تهران و دبی نوشت حکومت میکوشد مراسم چندروزه تشییع خامنهای را به همهپرسی خیابانی درباره جمهوری اسلامی تبدیل کند، اما تحلیلگران، برخی مقامهای پیشین و بسياری از مردم شرکتکننده میگویند شمار جمعیت را نمیتوان با حمایت سیاسی از حکومت یکی دانست.
مراسم تشییع خامنهای، که در حملات آمریکا و اسرائیل در آغاز جنگ کشته شد، با بسیج گسترده حکومتی، تسهیلات حملونقل، غذا، اسکان و پوشش رسانهای عظیم همراه بوده است. رسانههای دولتی جمهوری اسلامی این حضور را پیام ایستادگی به دشمنان خارجی و منتقدان و مخالفان داخلی معرفی میکنند. یک روحانی ارشد نیز پیشتر گفته بود این مراسم نوعی «رفراندوم» درباره جمهوری اسلامی است.
با این حال، بسیاری از ناظران چنین تعبیری را سادهسازی میدانند. رویترز با افرادی در مراسم گفتوگو کرده که گفتهاند نه از سر وفاداری سیاسی، بلکه برای انجام وظیفه مذهبی، کنجکاوی یا «دیدن یک رویداد تاریخی» در خیابانها حاضر شدهاند.
همزمان، گزارشهای میدانی از تهران نشان میدهد مراسم روز دوشنبه یکی از بزرگترین نمایشهای خیابانی جمهوری اسلامی در سالهای اخیر بود. گاردین از حضور میلیونها نفر در چهارمین روز مراسم سوگواری خبر داده و نوشته است شعارهای ضدآمریکایی و درخواست انتقام، بخش مهمی از فضای مراسم را شکل میداد. در همین گزارش نیز آمده است در کنار چهرههای وفادار به حکومت، صداهای آرامتر و متفاوتتری درباره آینده ایران و نارضایتیهای حلنشده شنیده میشد.
یکی از نکات مهم، غیبت مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، در مراسم علنی است. در مراسم تهران، سه پسر خامنهای در کنار تابوت دیده شدند، اما مجتبی خامنهای که پس از مرگ پدرش به رهبری منصوب شده، همچنان در انظار عمومی ظاهر نشده است. این غیبت در شرایطی ادامه دارد که گفته میشود او در همان حملهای که خامنهای را کشت، زخمی شده است.
پشت این نمایش حکومتی، بحران اقتصادی همچنان مهمترین عامل نارضایتی عمومی است. چهار ماه جنگ با آمریکا، اقتصاد ایران را که پیشتر زیر فشار سالها تحریم، تورم بالا، سقوط ارزش پول ملی و کاهش قدرت خرید قرار داشت، فرسودهتر کرده است. رویترز به نقل از یک زن خانهدار در تهران نوشته است او حاضر نشده در مراسم شرکت کند، زیرا این نوع مراسم را «نمایش» حکومت میداند و میگوید مسئولان بهجای برگزاری چنین برنامههایی باید به رنج اقتصادی مردم فکر کنند.
در گزارش رویترز یادآوری شده است که آخرین موج بزرگ اعتراضات سراسری در ایران نیز از خشم اقتصادی آغاز شد و سپس به مطالبههای آشکارتر علیه ساختار حکومت دینی گسترش یافت. این اعتراضات با سرکوب خونین نیروهای امنیتی روبهرو شد و اعدامهای مرتبط با آن در ماههای بعد ادامه یافت. به گفته رویترز، هنگام انتشار خبر کشتهشدن خامنهای در نخستین روز جنگ، برخی ساکنان تهران از شنیدهشدن صدای شادی در محلههای مختلف شهر خبر داده بودند؛ نشانهای از اینکه جامعه ایران به هیچوجه یکدست نیست.
یک مقام پیشین جمهوری اسلامی که در مراسم تشییع شرکت کرده، جامعه ایران را به اردوگاههای مختلف تقسیم کرده است: حامیان سختهستهای حکومت، مخالفان، و گروه بزرگی که نه کاملاً حامیاند و نه کاملاً مخالف، اما بیش از هر چیز با فشار اقتصادی زندگی میکنند.
این تجربه در جمهوری اسلامی بیسابقه نیست. تشییع قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ نیز جمعیت گستردهای را به خیابانها کشاند، اما فقط دو سال بعد، مرگ مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد به خیزشی سراسری علیه حکومت بدل شد. همانگونه که مراسمهای حکومتی میتوانند توان بسیج ایدئولوژیک جمهوری اسلامی را نشان دهند، لزوماً به معنای مشروعیت پایدار یا رضایت عمومی نیستند.
اکنون جمهوری اسلامی میکوشد از تشییع خامنهای برای بازسازی تصویر اقتدار پس از جنگ، تثبیت جانشینی مجتبی خامنهای و خاموش کردن تردیدها درباره مسیر مذاکره و آتشبس استفاده کند. اما بحران معیشت، سرکوب، اعدامها، شکاف نسلی، تبعیض علیه زنان و بیاعتمادی عمیق به حکومت همچنان باقی است. خیابانهای پرجمعیت تهران، بیش از آنکه پاسخی قطعی به بحران مشروعیت جمهوری اسلامی باشد، صحنهای است که در آن حکومت قدرت بسیج خود را به نمایش میگذارد؛ در حالی که نارضایتی، همچنان زیر پوست جامعه ایران میجوشد.
