جنگ علیه مردم، نه برای مردم
یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵

جنگی که امروز بر جامعه ایران و خاورمیانه سایه افکنده است یک جنگ امپریالیستی و ارتجاعی است. در پسِ
مواضع دو طرف این جنگ، شبکهای از منافع اقتصادی، ژئوپلیتیکی و طبقاتی عمل میکند که زندگی میلیونها
انسان را به میدان رقابت این قدرتهای سرمایه داری تبدیل کرده است. سیاست ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه از
تحریمهای اقتصادی تا محاصره دریایی و هوایی گرفته تا حملات نظامی تا حمایت از متحدان منطقهای و تهدید به
نابودی یک تمدن ــ را میتوان در چارچوب منافع سیاسی و اقتصادی کاخ سفید واشنگتن در منطقه بررسی کرد.
دولت آمریکا با استفاده از این اهرمها تلاش می کند بر منابع نفت و گاز و آبراههای استراتژیک خاورمیانه در رقابت
با چین و دیگر رقبای جهانی و منطقهای، سلطه پیدا کند. دولت آمریکا با هر ادبیاتی که بخواهد اهداف این جنگ
امپریالیستی را توجیه کند، اما در عالم واقع این جنگ و تشدید فشارهای اقتصادی مستقیماً امنیت معیشت و زندگی و
مبارزات حقطلبانه میلیونها انسان را در ایران و منطقه و جهان تحت تأثیر قرار داده است.
اما نقد سیاست امپریالیستی دولت آمریکا، باید با افشای ماهیت سرمایه دارانه و ارتجاعی جمهوری اسلامی در این
جنگ توأم گردد. رژیم جمهوری اسلامی نیز در راستای استراتژی بقای خود صدها میلیارد دلار از منابع ثروت جامعه
و حاصل رنج و استثمار کارگران و زحمتکشان ایران را صرف پروژهها و برنامههای هستهای، تولید موشکهای
بالستیک تبدیل ایران به زرادخانه موشک و پهباد و تسلیح و تجهیز نیروهای «محور مقاومت» کرده که پیامد آن امنیت
و زندگی مردم ایران و منطقه را به مخاطره انداخته است. جنگ رژیم جمهوری اسلامی با آمریکا بر سر برنامه
هستهای، موشکهای بالستیک دوربرد و حمایت آن از نیروهای موسوم به محور مقاومت در منطقه هیچ ربطی به
منافع طبقه کارگر و مردم ایران و منطقه ندارد. جمهوری اسلامی با تکیه بر این اهرمها در تلاش بود تا به یک قدرت
برتر منطقه ای تبدیل گردد. این رژیم طی بیش از چهار دهه گذشته هر گونه ندای آزادیخواهانه را به خون کشیده است.
اعتراضات کارگری و توده ای را سرکوب و مخالفان سیاسی را زندانی و اعدام کرده و موانع و محدودیتهای
گستردهای بر سازمانیابی مستقل اجتماعی تحمیل کرده است. از اینرو جنگ و تقابل جمهوری اسلامی با آمریکا
ماهیتی سرمایه دارانه و ارتجاعی دارد.
از سوی دیگر، این جنگ ارتجاعی پیامدهای امنیتی و سیاسی مهمی در داخل کشور داشته است. شرایط جنگی و
گسترش فضای امنیتی، تمرکز بیشتر قدرت، محدودیت گردش اطلاعات و افزایش فشار بر فعالان جنبش های اجتماعی
و موج اعدامها تحت عنوان «دفاع ملی» و مقابله با «نفوذ دشمن» مانع بزرگی بر سر راه گسترش جنبشهای
اجتماعی و توده ای ایجاد کرده است. برای کارگر، زن، دانشجو، معلم، بازنشسته و دیگر گروههای اجتماعی،
سرکوب داخلی و پیامدهای جنگ دو واقعیت کاملاً به هم مرتبط هستند و امکان زندگی عادی، فعالیت اجتماعی و
سازمانیابی مستقل را بشدت محدود کرده اند.
از این منظر، مخالفت با این جنگ امپریالیستی و ارتجاعی جدا از مبارزه برای عقب نشاندن ماشین سرکوب جمهوری
اسلامی و تعرض آن به سطح زندگی و معیشت مردم نیست. همانطور که مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی
از مبارزه علیه سیاستهای امپریالیستی آمریکا و تحریمهای اقتصادی که بخش بزرگی از هزینه آن را مردم عادی
تحمل میکنند، جدا نیست. بنابراین موضع گیری در قبال این جنگ را نمیتوان به انتخاب میان دو قدرت ارتجاع
سرمایه داری فروکاست. کارگران و مردم ایران و منطقه بیش از دوگانههایی از این دست، نیازمند امکان بیان مستقل
خواستهها و منافع خود هستند.
در چنین شرایطی طبقه کارگر و زحمتکشان و مردم آزادیخواه ایران برای رهایی از این جنگ و پیامدهای آن راهی جز
گسترش و تشدید مبارزه علیه جمهوری اسلامی، تلاش فشرده تر برای سازمانیابی صفوف خود و شکل دادن به رهبری
سراسری برای سازماندهی قیام توده ای و سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی در پیش ندارند. فقط با تعجیل و
تشدید تلاش و مبارزه برای آماده کردن ملزومات سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی می توان مردم ایران و منطقه را
از شر این رژیم جنایتکار نجات داد، تلاش نیروهای اپوزیسیون بورژوایی و دست راستی برای آلترناتیو سازی از
بالای سر مردم را حنثی کرد و در برابر نظم منطقه ای امپرالیستی و ارتجاعی آمریکا و اسرائیل افق روشنی را پیش
روی کارگران و مردم ستمدیده خاورمیانه قرار داد.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
https://t.me/KomalaCpiranTv
https://alternative-shorai.tvanTv
