جنگ روایتها و اعتراضات سراسری علیه ستم طبقاتی و نابرابریهای اجتماعی
شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴
نیما مهاجر

۱۳ دیماه ۱۴۰۴
اعتراضات ۷ دیماه ۱۴۰۴ اگر چه از بازار تهران و علیه گرانی و نوسانات ارز شروع شد اما به سرعت به یک قیام تودهای علیه کلیت حاکمیت سرمایهداری جمهوری اسلامی در سطح سراسری تبدیل شد. نتیجهی وضعیت فاجعهبار اقتصادی و بالارفتن قیمت ارز و طلا و… بر زندگی واقعی کارگران و زحمتکشان نه فقط در بازار تهران، بلکه در همهی شهرها و روستاهای کشور این است که میلیونها نفر را به زیر خط فقر و گرسنگی کشانده است. به همین دلیل است که آتش اعتراضات بازار تهران بلافاصله به دانشگاهها و مخصوصا شهرهای محروم شعله کشید. دانشجویان در دانشگاهها با شعارهای رادیکال «هیز تویی، هرزه تویی، زن آزاده منم» و «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» مخالفت قاطع خود را با هر دو ارتجاع جمهوری اسلامی و ارتجاع سلطنتطلبی آشکارا نشان دادند. مردم ستمدیدهی استانها کرمانشاه، همدان، لرستان، چهارمحال و بختیاری، اصفهان و سیستان و بلوچستان به خیابان آمدند و ماهیت اعتراضات بازار تهران را به یک قیام تودهای تمام عیار تغییر دادند. در شرایطی که خشم فروخوردهی مردم سالهاست زیر چنگال سرکوب و استبداد خفه شده است، یک جرقه کافی است تا آتش قیام همه جا را فراگیرد.
یکی از خصلتهای این نوع خیزش های این است که نبض قیام در همه جا به طور همزمان و با یک ریتم مشخص به تپش درنمیآید، به همین دلیل است که در بعضی از مناطق علیرغم نفرت شدید از رژیم اسلامی و همدلی عمیق با معترضان، تودهها هنوز فرصت مناسب برای به میدان آمدن را پیدا نکردهاند. بدون شک با تدوام قیام مردم، دیگر مناطق کشور نیز به اشکال مختلف خود را برای مشارکت فعالانه در روند سرنگونی رژیم اسلامی آماده میکنند. یکی دیگر از خصلتهای خیزش انقلابی در جوامع دیکتاتوری این است که شعارها به سرعت رادیکال میشوند و کلیت رژیم را نشانه میگیرند. اگر چه ممکن است قشر خاصی از جامعه استارت اعتراض را بزند اما هیچگاه ماهیت و دورنمای اعتراضات به همان لحظهی اول محدود نمیماند. تودهها به میدان میآیند، کارگران بیکار فریاد سرمیدهند، زنان حجاب اجباری این نماد تحقیر و سرکوب را زیر پا میگذارند، دانشجویان از جوانی بر باد رفته با شعار «فقر، فساد، گرونی، سهم ما از جوونی» سخن میگویند و جوانان انقلابی در محلات شهرها خود را سازمان میدهند. کارگران و معلمان و بازنشستگان با قیام مردم اعلام همبستگی کرده، علیه سرکوب و کشتار حاکمیت بیانیه میدهند و خود را برای اعتصابات سراسری و وارد کردن ضربهی نهایی آماده میکنند. جنگ آلترناتیوها شروع میشود. این جدال خود را در شعارها و بیانیهها نشان میدهد و هر گروه و دستهای بنا به موقعیت طبقاتی و افکار سیاسیای که دارد تلاش میکند، روایت اصلی خیزش تودهها را در دست بگیرد.
قدرت رسانهای و استفادهی حرفهای و سازمانیافته از شبکههای اجتماعی در این جنگ روایتها نقش مهمی را ایفا میکند، به طوری که بعضی از گروهها حتی بدون آنکه از سازماندهی تودهای برخوردار باشند، روایت خود را با اتکا به همین رسانهها و شبکههای اجتماعی به میان تودهها میبرند. نیروهای چپ و کمونیست اگر چه بخشا از تجربه سازماندهی کارگری و تودهای برخورداراند و به شبکههای محلی سوسیالیستها متکی هستند، اما فاقد یک صدای بلند و رسا برای روایتگری اعتراضات و دادن جهت و افق به شعارها و روند قیام هستند. این نقطه ضعف کمونیستها فقط محصول قدرت مالی رسانههای ارتجاعی مانند صدا و سیمای جمهوری اسلامی و شبکههای ماهوارهای مرتجعی مانند من و تو، بیبیسی و ایران اینترنشنال نیست. احزاب چپ و کمونیست در خارج کشور و تشکلها و پیشروان کارگری در داخل کشور نیز سالهاست که از به روز شدن در فعالیت رسانهای و فراگیری تخصص و تقسیم کار و توجه لازم به شبکههای اجتماعی غافل شدهاند. ضرورت دارد که کمونیستها با انتخاب هوشمندانهی ابزارها و فنون امروزی، صدای حقطلبی و مبارزه با ستم و استثمار را به گوش اکثریت تودههای کار و زحمت برسانند و اجازه ندهند طرفداران خامنهای یا طرفداران رضا پهلوی، روایت مطلوب خود را از خشم و انفجار اجتماعی تودهای به خورد جامعه بدهند. را یکسو جمهوری اسلامی و آبروباختگان محور مقاومتی سعی دارند که این اعتراضات برحق را به عنوان نارضایتی قشر خورده بورژوایی بازار علیه نوسانات ارز یا پروژهی ترامپ و اسرائیل معرفی کنند و از سوی دیگر رضا پهلوی و طرفداران فاشیستاش میکوشند قیام تودهها را به پروژهای کنترل شده برای بازگشت سلطنت تبدیل کنند. هر دوی این روایتها علیه فریاد برحق تودهها عمل میکند و به پول و رسانه و حمایت دولتها متکی است.
سوال این جاست که سازماندهندگان و پیشروان تودههای کار و رنج چگونه میتوانند روایت واقعی این اعتراضات را که بر علیه ستم طبقاتی و نابرابریهای اجتماعی به میدان آمده است، از زیر بار روایتهای سرکوبگرانه و ارتجاعی رژیم اسلامی و سلطنت پهلوی نجات دهند.
