پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ | 20 - 08 - 2026

Communist party of iran

جنگ با آمریکا، فرصتی برای تشدید جنگ علیه جامعه


در روزهای اخیر، مجلس جمهوری اسلامی مجموعه‌ای از مصوبات و مقررات تازه را در شرایطی تصویب کرده است که حکومت آن را با عنوان «وضعیت جنگی» توجیه می‌کند. این مقررات دامنه محدودیت‌های امنیتی را به عرصه‌هایی چون همکاری‌های علمی و دانشگاهی، برگزاری برخی فعالیت‌های آموزشی، ارتباط با رسانه‌های خارجی و فعالیت‌های فرهنگی و هنری گسترش می‌دهد و برای برخی از این موارد مجازات‌های سنگین در نظر گرفته است. مضمون سیاسی این مصوبات روشن است؛ حکومت می‌کوشد فرصت استثنایی جنگ با آمریکا را به ابزاری برای محدود کردن هرچه بیشتر آزادی‌های اجتماعی و کنترل حوزه‌هایی تبدیل کند که امکان شکل‌گیری اندیشه مستقل، گردش آزاد اطلاعات و سازمان‌یابی اجتماعی در آنها وجود دارد. برای درک معنای واقعی این سیاست باید فراتر از متن قوانین رفت و رابطه میان بحران، دولت و مناسبات طبقاتی حاکم بر جامعه را مورد بررسی قرار داد.


تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، بحران هرگز صرفاً یک وضعیت استثنایی و گذرا نبوده است. جمهوری اسلامی با بحران زاده شده است. جنگ، بحران‌های سیاسی و اقتصادی، تحریم‌های بین‌المللی، اعتراضات اجتماعی، مداخله گری‌های نظامی و تهدیدهای خارجی، هر یک در مقاطع مختلف به زمینه‌ای برای گسترش کنترل سرمایه‌داری اسلامی تبدیل شده‌اند. این بار نیز «وضعیت جنگی» به عنوان پوششی برای محدود کردن عرصه‌های بیشتری از زندگی اجتماعی به کار گرفته می‌شود. مسئله این است که چه نیرویی از این شرایط برای گسترش قدرت خود و محدود کردن حقوق طبقات و اقشار فرودست جامعه استفاده می‌کند. در جامعه‌ای که منافع طبقاتی متضاد وجود دارد، دولت یکی از ابزارهای اساسی حفظ نظم مسلط است. به همین دلیل، هنگامی که بحران‌های اقتصادی و سیاسی تضادهای اجتماعی را تشدید می‌کنند و نارضایتی از پایین افزایش می‌یابد، دستگاه دولتی بیش از پیش به سمت کنترل و سرکوب حرکت می‌کند. مصوبات اخیر مجلس اسلامی را نیز باید در چنین بستری دید. آنها پاسخی امنیتی به تضادهایی هستند که ریشه‌هایشان در ساختار اقتصادی و سیاسی جامعه قرار دارد.


بار اصلی بحران‌های موجود بر دوش اکثریت مردم قرار گرفته است. کارگران و مزدبگیران با کاهش قدرت خرید، ناامنی شغلی و فشار اقتصادی روبه‌رو هستند؛ زنان و جوانان با محدودیت‌های گسترده اجتماعی و سیاسی مواجه‌اند؛ و بخش‌های مختلف جامعه در برابر فرسایش خدمات عمومی و تشدید نابرابری قرار گرفته‌اند. در چنین شرایطی، حکومت به جای آنکه به مطالبات اجتماعی پاسخ دهد، حوزه‌های بیشتری از زندگی عمومی را امنیتی می‌کند. بنابراین، برخورد با دانشگاهیان، هنرمندان، روزنامه‌نگاران و فعالان اجتماعی را نباید جدا از فشارهایی دانست که بر طبقه کارگر و دیگر اقشار فرودست وارد می‌شود. اینها وجوه مختلف یک سیاست واحدند؛ حفظ مناسبات موجود از طریق انتقال هزینه بحران به جامعه و محدود کردن امکان مقاومت سازمان‌یافته. محدود کردن همکاری‌های علمی و دانشگاهی با مراکز خارج از کشور نمونه روشنی از این سیاست است.


جامعه علمی برای رشد و پیشرفت به ارتباط، تبادل دانش و همکاری بین‌المللی نیاز دارد. تبدیل چنین ارتباطاتی به موضوعی امنیتی، دانشگاه را از یکی از پایه‌های اصلی استقلال فکری و تولید دانش تهی می‌کند. در عرصه فرهنگ و هنر نیز کنترل تولیدات فرهنگی و برخورد با آثاری که روایت رسمی حکومت اسلامی را به چالش می‌کشند، تلاشی برای کنترل بازنمایی واقعیت اجتماعی است. حکومت نمی‌خواهد تنها فعالیت سیاسی سازمان‌یافته را کنترل کند؛ می‌خواهد خودِ امکان شکل‌گیری نگاه انتقادی به جامعه را نیز محدود سازد. همین منطق در حوزه آموزش و رسانه نیز عمل می‌کند. آموزش مستقل می‌تواند به انتقال تجربه، شکل‌گیری آگاهی انتقادی و ایجاد پیوند میان بخش‌های مختلف جامعه کمک کند. رسانه مستقل نیز می‌تواند واقعیت‌هایی را آشکار کند که دستگاه رسمی قدرت تلاش می‌کند پنهان نگه دارد. از این رو، امنیتی کردن آموزش و ارتباطات رسانه‌ای را باید بخشی از راهبرد حکومت اسلامی برای تشدید سرکوب و جلوگیری از شکل‌گیری ظرفیت‌های مستقل اجتماعی دانست.


از این منظر، دفاع از آزادی بیان، دفاع از حق آموزش، آزادی فعالیت علمی و فرهنگی جدا از مبارزه  کارگران برای بهبود شرایط کار و زندگی و حق تشکل‌یابی نیست. مبارزه برای کسب آزادی‌های سیاسی و اجتماعی برای کارگران و طبقات فرودست از مبارزه علیه استثمار، نابرابری و ستم طبقاتی جدایی‌ناپذیر است. همان‌گونه که مبارزه طبقاتی بدون آزادی سیاسی و امکان سازمان‌یابی مستقل نمی‌تواند پیش برود، دفاع از آزادی نیز بدون مبارزه علیه مناسبات اقتصادی و طبقاتی که این آزادی‌ها را محدود می‌کنند، به اصلاحات سطحی فروکاسته خواهد شد. از همین رو، مبارزه علیه استراتژی تشدید سرکوب رژیم جمهوری اسلامی باید با مبارزه کارگران، زنان، جوانان، دانشجویان و دیگر جنبش‌های اجتماعی برای رهایی از مناسبات استثمار و سلطه پیوند بخورد. تنها از چنین پیوندی است که مقاومت در برابر سرکوب می‌تواند از واکنشی پراکنده فراتر رود و به نیرویی اجتماعی برای دگرگونی بنیادی جامعه تبدیل شود.

سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله

https://cpiran.org

https://komala.co

https://t.me/peshrawcpiran

www.facebook.com/Peshrawcpiran

www.instagram.com/Peshrawcpiran1

https://t.me/KomalaCpiranTv

https://alternative-shorai.tv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: