جنگ آمریکا با ایران به کجا میرود؟
جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵
آسو کمال
هر دو دولت آمریکا و ایران از این نظر شبیه هستند که در این مرحله نمیتوانند بدون جنگ و آشوب به وضعیت فعلی خود ادامه دهند: آمریکا به عنوان یک ابرقدرت جهانی، و جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت منطقهای. بنابراین، این درگیری که از اکتبر ۲۰۲۳ به طور غیرمستقیم از طریق نیابتیهای ایران ادامه داشت، اکنون به یک جنگ مستقیم تبدیل شده است. این درگیری تا زمانی که این توازن قوا تغییر کند و یکی از طرفین تسلیم شود، ادامه خواهد یافت.
پس از شکست «محور مقاومت» ایران در غزه، لبنان و سوریه، و با مشارکت اسرائیل و با کمک عربستان سعودی و کشورهای خلیج [فارس]، آمریکا استراتژی پایان دادن به نقش ایران به عنوان یک قدرت منطقهای را در پیش گرفته است. هدف از این کار، بازسازی ساختار خاورمیانه به عنوان یک بازار اصلی انرژی و منطقهای برای نفوذ نظامی آمریکا در برابر چین و روسیه است.
ترامپ، به عنوان نماینده امپریالیسم آمریکا، در حال تحمیل نظم نوینی از سلطه جهانی آمریکا از طریق زور نظامی است. او خواستههای خود – مانند پایان دادن به برنامه هستهای و موشکهای بالستیک – را با زور و جنگ به هر دولتی مانند ایران که تبعیت نکند، تحمیل خواهد کرد، درست همانطور که این سیاست را در ونزوئلا و قاره آمریکا اجرا میکند.
بدون سلاح هستهای و موشکهای بالستیک، جمهوری اسلامی به دولتی تابع آمریکا تبدیل خواهد شد. این با اصول ایدئولوژیک و منافع اقتصادی-سیاسی این جمهوری اسلامی که طی بیش از چهار دهه بر پایه قدرت نظامی دولت سپاه پاسداران بنا شده است، در تضاد است. این نهاد دولتساخته اسلامی-نظامی به لطف نفت، مداخله منطقهای و سرکوب داخلی میتواند به مقاومت خود ادامه دهد. کشته شدن تعدادی از رهبران جمهوری اسلامی – که برای مردم آزادیخواه ایران و منطقه مایه آرامش است – در کنار محاصره اقتصادی و ضربه زدن به نیابتیهایش در عراق، لبنان، غزه و یمن، نمیتواند آن را شکست دهد، بلکه تنها آن را تضعیف میکند.
بنابراین، برای تغییر این رژیم، آمریکا باید همان پایههایی را تغییر دهد که جمهوری اسلامی در ایران بر روی آنها بنا شده است. ترامپ نیروی لازم برای این تغییر را از درون خود رژیم اسلامی در اختیار ندارد و نمیتواند این جایگزین را در خارج از آن یا در صفوف اپوزیسیون بورژوای ایرانی بیابد. از این رو، آینده به سمت جنگی طولانیتر با جمهوری اسلامی برای فیصله دادن قاطع به آن از طریق زور نظامی اشاره دارد. این امر به درگیری زمینی منجر خواهد شد که رژیم اسلامی تلاش خواهد کرد از آن طریق یک جنگ فرسایشی طولانی و خستگی اقتصادی برای تضمین بقای خود بهرهبرداری کند.
کشته و آواره شدن میلیونها کارگر و فقیر در ایران در این جنگ بین دو نیروی محافظهکار بورژوا، یک فاجعه انسانی است که باید با بلند کردن صدای اعتراض در ایران و جهان علیه هر دو جبهه محافظهکار یعنی محور آمریکا-اسرائیل و ایران با آن مقابله کرد.
اعتراضات مداوم طبقه کارگر و تودههای آزادیخواه در ایران و کردستان – که طی این چهار دهه قربانی این رژیم اسلامی جنایتکار و تروریست بودهاند – تنها عامل امید برای تغییر این رژیم و جلوگیری از به قدرت رسیدن یک جایگزین سلطنتی، نظامی یا بورژوای محافظهکار دیگر در ایران است. این اعتراضات میتوانند در هر فرصتی که ناشی از ضعف و شکست نظامی جمهوری اسلامی ایران پیش میآید، از آن بهره ببرند تا قدرت مستقل خود را نشان داده و به جایگزینی برای این وضعیت اسفناک تبدیل شوند.
