جنگ، نه!
پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۴
ناهید وفایی

شبیه هیچ واقعهی دیگری نیست
نه چون مرضی خزنده، آرام و بیصدا
نه چون تصادفی ناگهانی در جادهای معمولی
بلکه فاجعهای عظیمتر،
ویرانگرتر،
خانهسوز و بی امان
جنگ،
مجالی نمیگذارد:
نه برای خداحافظی،
نه برای پوزش،
نه حتی فرصتی برای انتقام.
جنگها همیشه از روی نقشه آغاز میشوند،
اما رنجهایشان
بر دوش کسانیست
که هیچ نقشهای برای نابودی کسی ندارند
جنگها همیشه
بازی قدرت است
و بر کسانی اعمال میشود
که هیچ قدرتی در کنترل آن ندارند
….
دردناک نرین بخش جنگ ها زمانیست
که دو طرف جنگ افروز
بر خاک سوختهای که
هزاران جسده بینام در زیر آن آرمیده اند
دست یکدیگر را به گرمی میفشارند،
و پیمان صلح را امضا میکنند.
و هیچکس نمیپرسد:
آن جوانی که جان داد،
آن مادری که تا ابد چشم به راه ماند،
آن پدری که هفته ها آوار را کنار میزد
تا شاید نورِ چشمش را بیابد،
آن کودکی که تنها عروسکش برای همیشه گم شد
در کدام بندِ صلح گنجانده شدهاند؟
تاریخ مینویسد:
توافق حاصل شد،
نظامیان عقبنشینی کردند،
مرزها حفظ شد…
اما از یاد میبرد
کوهِ عظیم هزاران جنازهی سوخته را،
و تروماهایی را
که بازماندگان برای همیشه
با خود حمل خواهند کرد.
نه روزنامهها،
نه سخنرانیها،
نه مدالهایی که
بر سینههای بیاحساس آویخته میشوند،
هیچکدام
نمیتوانند بازگردانند
آن لحظهای را
که خانهای فروریخت،
و دلی برای همیشه خاموش شد؛
چه آن دلی که ایستاد،
و چه آن دلی که هنوز میتپد
اما نه برای زندگی،
بلکه برای مرگ تدریجی.
ناهید وفایی
۱۷.۰۶.۲۵
