یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ | 12 - 07 - 2026

Communist party of iran

جنگ، سیاست، تشکل! (۴)


م مهرزاد

نه جنگ نه صلح!

پس از برقراری آتش بس و شروع مذاکرات و توافقاتی کلی و تا حدودی مبهم، شرایط خاصی چه در روابط متخاصم بین آمریکا و جمهوری اسلامی و چه در شرایط داخل کشور بوجود آمده است. در ارتباط با توافقات بین جمهوری اسلامی و آمریکا در توافق شصت روزه، هر چند به طور کلی باز شدن تنگه هرمز و پایان یافتن محاصره دریایی مولفه اصلی مورد توافق است، اما خود این موضوع خالی از ابهام نبوده و نیست. جمهوری اسلامی به هر بهانه و شرایطی می خواهد کنترل خود بر این تنگه را در دست داشته باشد تا در هر شرایط بحرانی و جنگی دیگری، مجددا بتواند از آن استفاده کند. اما آمریکا با استفاده از آب‌های ساحلی عمان تلاش دارد تا گذر گاه عبوری دیگری ایجاد کند تا بتواند خود بر آن نظارت داشته و عملا نیروهای نظامی آمریکایی را وارد تنگه کند. جمهوری اسلامی که این برگ بازی از معدود برگ های اعمال اقتدار و یا مقاومتش در جنگ با آمریکا بود، به هیچ شکل نمی خواهد آن را واگذار نماید. در نتیجه درگیری در این رابطه ادامه دارد و گاه به رودرویی شدید تبدیل می گردد و گاه به درگیری های پراکنده.


هر چند موقعیت دو طرف متخاصم بسیار متفاوت است – برتری نظامی قابل توجه آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی – اما دولت آمریکا نمی خواهد خود را درگیر جنگی دراز مدت کند و جمهوری اسلامی نیز میداند که آمریکا ضربات بسیار سنگینی به حکومت میتواند وارد کند و لذا هر دو طرف ماجرا تمایلی به جنگ تمام عیار ندارند زیرا می دانند پیروزی در آن بدست نمی آید ولی به دلیل همین تناقضات در توافقات!، درگیری های نظامی نیز اجتناب ناپذیر است.

در فضای نه جنگ و نه صلح بوجود آمده که از یکسو شاهد مذاکرات هستیم و از سوی دیگر درگیری های نظامی، صرفا به دلیل این مورد اختلاف نیست که جریان دارد بلکه دیگر بندهای توافق نیز به اشکال دیگری تناقضات را در خود دارد و به طور مشخص در ارتباط با حزب الله لبنان و اسرائیل و … نیز وضعیت در ابهام است. تحت فشار امریکا اسرائیل حملات خود به جنوب لبنان را تا حدودی متوقف کرد اما از منطقه جنوب لبنان بیرون نرفت و گفت تا هر زمان که لازم باشد آنجا باقی خواهد ماند و با وجود توافق به عدم ادامه جنگ، اسرائیل گاهی دست به حملات میزند. در واقع تمام موارد توافق شده خود مورد اختلاف هستند و به همین اعتبار مذاکرات گاه پیش میرود و گاه قطع می شود و در بن بست قرار می گیرد. دادن بخشی از پول های بلوکه شده به جمهوری اسلامی نیز دستخوش همین تناقضات و اختلافات است. چه مقدار پول، چطور و به چه شکل پرداخت گردد؟ همگی مورد اختلافند. به این اعتبار توافقی شصت روزه به همراه مجموعه ای از اختلافات وجود دارد که خروجی و نتیجه آن شرایط نه جنگ و نه صلح و به عبارتی دیگر هم جنگ و هم صلح است.


چشم انداز این مذاکرات و توافقات و اتش بس – هر جند ترامپ آن را پایان یافته اعلام کرده – برای طرفین الزاما باید ادامه یابد زیرا در مورد مسئله اتمی آمریکا نیاز به توافقاتی بیشتر دارد ولی به طور بارزی تشدید اختلافات را به همراه خواهد داشت، زیرا آمریکا خواهان خروج یا از بین رفتن چهارصد کیلو اورانیوم و کنترل و بازدید سیستماتیک از باقی مانده سایت های اتمی است و جمهوری اسلامی نیز از این برگ بازی باید حداکثر استفاده را ببرد. در مجموع و تا مدت نه چندان کوتاهی چالش در روابط جمهوری اسلامی و آمریکا وجود خواهد داشت و ادامه خواهد یافت و بر همین اساس فضای نه جنگ نه صلح نیز تا مدتی تداوم خواهد یافت.

شرایط نه جنگ و نه صلح، صرفا به درگیری های نظامی و میز مذاکره خلاصه نمی شود و بازتابی در دیگر مناسبات سیاسی و اجتماعی در داخل کشور نیز دارد. در درون حاکمیت پس از مرگ خامنه ای و در این فضای دوگانه تضادهای حکومتی شکل گرفته و تشدید شده است. دو جناح با سیاست ها متناقض رویکرد سازش یا تداوم جنگ شکل گرفته اند و بخش های قابل توجهی از حاکمیت به دو جناح تقسیم شده اند. در واقع “اصول گرایان” خود به دو بخش تقسیم شده اند و در بدنه نظام بر یکدیگر می تازند. مجتبی خامنه ای تا  کنون نتوانسته حتی نقش حداقلی برای پر کردن خلاء رهبری را ایفا کند تا در جریان اختلافات حرف آخر را بزند و لذا در جمهوری اسلامی که همواره قائم به ولایت فقیه بوده تا حرف آخر زده شود و یک سیاست بتواند دست بالا پیدا کند، اکنون با چنین خلاء بزرگی تناقضات تشدید شده است. هر چند جناح متمایل به سازش به رهبری قالیباف، دست بالا دارد ولی در بدنه سپاه به مثابه قدرتمندترین بخش حاکمیت نیز اختلاف وجود دارد و جریانی یک دست و یک صدا وجود ندارد.

با حمله اخیر آمریکا پس از حمله به سه کشتی توسط سپاه در تنگه هرمز، ضربه قابل توجهی به توان دفاعی جمهوری اسلامی وارد شد و بیش از صد و هفتاد هدف که عموما نظامی و لجستیکی بودند، مورد اصابت قرار گرفتند. بدین شکل ترامپ به جمهوری اسلامی اعلام می کند که هر زمان که بخواهد می تواند ضربات سنگینی وارد کند بدون اینکه وارد یک جنگ دراز مدت گردد و این مسئله تضادها در جمهوری اسلامی را تشدید می کند چرا که فضای نه جنگ و نه صلح تداوم یافته و متناسب با آن دو جناح درون حاکمیت نیز با گرایش به یکی از آن دو در مقابل هم همچنان باقی خواهند ماند.


بازتاب فضای نه جنگ و نه صلح را در فضای عمومی جامعه نیز مشاهده می کنیم. در دوره جنگ و مقطعی پس از پایان جنگ چهل روزه جمهوری اسلامی با استفاده از فضای جنگی سرکوب‌ها را تشدید کرد و دهها تن را اعدام و چند هزار نفر را بازداشت نمود. اما همانطور که پیش بینی میشد جمهوری اسلامی قادر نبود و نیست تا این فضای سرکوب را تشدید کند و نه حتی آن را در همان سطح نگه دارد زیرا کوهی از مطالبات کارگران و مردم و نارضایتی شدید در حد تنفر از رژیم اسلامی حاکم، را نمی توان صرفا با تشدید سرکوب کاملا ساکت و مرعوب کرد. شرایط اقتصادی کارگران و مردم چنان بحرانی است که هیچ درجه از سرکوب قادر نیست، نارضایتی ها را تبدیل به سکوت و رکود مطلق کند. به عبارتی دیگر مبارزه طبقاتی با وجود افت موقت دوباره در حال بازگشت به شرایط سابق است و بازدارندگی های جمهوری اسلامی کاملا موقت و محدود بوده و هستند. در همین فاصله زمانی اندک مجددا شاهد شکل گیری برخی اعتراضات و حتی اعتصابات کارگری بودیم. اگر چه این اعتراضات و اعتصابات هنوز در سطح سال‌های گذشته نیست ولی در حال افزایش است و چشم انداز آن قطعا گسترده شدن اعتصابات و اعتراضات خواهد بود. فضای جنگی که یک شوک اجتماعی و روانی به توده ها وارد کرد و مبارزه طبقاتی را به رکود کشاند، با تبدیل شدن به فضای نه جنگ و نه صلح و فرسایشی شدن آن تاثیرات خود را از دست می دهد و توده ها نیز فرامیگیرند که در سایه فضای جنگی هم بتوانند اعتراض و مبارزه را ادامه دهند. در همین دو سه هفته اخیر ده‌ها خبر اعتراضات کارگری داشتیم و به این اعتبار مبارزات کارگری رو به افزایش است و جمهوری اسلامی نیز، حتی اگر بخشی از پول های بلوکه شده را دریافت کند قادر به اصلاحات و رفرم نیست. بحران ساختاری شدید در کنار فساد لایه های مختلف حکومتی، امکان هر گونه رفرم اقتصادی را تقریبا غیر ممکن کرده است.

بخش‌های متشکل کارگران و توده ها که به درجات قابل توجهی مخفی کاری بیشتری به آنها تحمیل شده است، بار دیگر می توانند عرض اندام پیدا کنند و سیاست تلفیق مبارزه علنی و مخفی در رویکرد نه تنها تشکل‌های موجود، بلکه حتی در رویکرد توده ها در بیان و اعتراضات و مبارزاتشان تبلور خواهد یافت. توده ها به تجربه بیشتر پی می برند که در رودرویی با حکومتی سرتا پا استبدادی، چطور عقب نشینی و پیشروی کنند. البته ضربه سنگینی که کشتار چند هزار نفر را در دی ماه در بر داشت و تاثیرات مخربی بر روحیات مردم به جا گذاشت تجربه ای تلخ است که در حال ترمیم شدن است و این زخم دردناک با مرهمی ضد سلطنتی و ضد حکومتی در حال التیام یافتن است. مبارزه طبقاتی از مسیری مستقیم و هموار به پیش نمی رود بلکه با زیگزاگ ها و موانع فراوان و گاه عقب گردهایی همراه است که ضرورت مبارزه طبقاتی و اتخاذ سیاست ها و تاکتیک هایی متناسبی است که بخصوص از جانب کمونیست ها می تواند رهنمون عمل باشد و هر چه بیشتر و بهتر بتواند خسارات وارده به جنبش را برطرف کنند.


در دوره های بحرانی و با حفظ پرنسیب‌ها، اتخاذ تاکتیک ها و سیاست ها و اینکه کجا و چطور و تا چه میزان باید عقب نشینی یا پیشروی کرد، هر کدام به نوبه خود با رهنمودهایی از طرف حزبی کمونیستی و یا تشکل های کارگری پیشرو بسیار مهم و تعیین کننده هستند. اینکه در شرایط بحرانی چطور صف انقلاب را تا حد ممکن مستقل نگاه داریم و چطور صفوف جریانات سوسیالیست را منسجم و موثر در مقابل موج  تهاجم – چه از جانب حکومت و یا اپوزیسیون راست – حفظ کنیم، از جمله وظائف اصلی ما هستند. در دوره‌های بحرانی و مشخصا در این دوره فضای جنگی و قبل از آن در جریان کشتار خیابانی، موج های گسترده پوپولیستی به راه افتاد که می توانستند، صغوف چپ انقلابی و کارگری را دچار شکاف و تناقض کنند و در این فضای نه جنگ و نه صلح نیز همچنان این خطر برطرف نشده و این مهم میسر نمی شود به جز آنکه با صراحت و دقت و موشکافی به این موارد بپردازیم و از نقد انحرافات چشم پوشی نکنیم.

در واقع در این دوره سازماندهی وارد مرحله ای پیچیده و متنوع تر از پیش می شود. در جنبش کارگری و توده ای بخش هایی و جمع هایی مانند کمیته های محلات، جوانان، کمیته‌های کارخانه، هسته‌ها و جمع های کارگری و سیاسی، تا حدود قابل توجهی و بیش از گذشته مخفی کاری را باید در دستور کار قرار بدهند تا بتوانند ادامه کاری خود را تضمین نمایند و از سوی دیگر مبارزه برای حفظ موقعیت های علنی و نیمه علنی که طی مبارزات کارگری و دمکراتیک بدست آمده از اهمیت بسیاری برخوردار است. ادامه فعالیت این تشکل‌ها حتی اگر محدود به دادن اطلاعیه در مواردی خاص باشد و یا با تعدادی محدودتر فعالیت را ادامه دهند، اهمیت بسیاری دارد، چرا که این تشکل ها نزد بخش زیادی از افکار عمومی جامعه شناخته شده هستند و در موقعیت های دیگر و عقب راندن استبداد، ظرفیت جذب نیروی زیادی در محیط کار و یا خارج از آن را دارند. در واقع مبارزه این بخش از تشکل‌ها بیش از گذشته، که می شود گفت تا حدودی علنی بوده و یا رویکرد علنی تری داشتند اکنون با هنر تلفیق کار مخفی و علنی می توانند خود را سازماندهی کرده و ادامه فعالیت بدهند. یک نام علنی و یا حتی وجود چهره هایی علنی در یک تشکل، نمی تواند و نباید به معنای علنی بودن تمام عیار باشد. تاریخ مبارزه طبقاتی در ایران و اقصی نقاط جهان، در جوامع استبدادی به ما می آموزد که هنر سازماندهی در اشکال متنوع آن و بخصوص در تلفیق کار مخفی و علنی، تبلور می یابد و بر اساس مجموعه ای از ویژگی‌ها و توازن قوا در جامعه و در هر شرایط و دوره مشخص، باید خود را منطبق و سازماندهی نماییم.


این واقعیتی است که جنبش ها و تشکل‌های آنها در همین فضای نه جنگ و نه صلح، مجددا به میدان خواهند آمد و جایگاه خود را باز می یابند، اما نباید فراموش کنیم که واقعه‌ی دی ماه و دو جنگ دوازده روزه و چهل روزه و اکنون فضای نه جنگ و نه صلح، به هر حال موقعیت مناسب‌تری برای سرکوب فراهم کرده است و با وجود سپری شدن گام به گام افت موقت، بازداشت های گسترده و اعدام های موردی می تواند تداوم یابد و به این اعتبار، به درجاتی عقب نشینی تاکتیکی برای تجدید قوا و یا حفظ قوا ضروری است و این ممکن نیست مگر با بازنگری در امر سازماندهی و  اعمال کردن تغییراتی لازم در انطباق با شرایط موجود. اعتراضات خیابانی دی ماه و رودرویی نابهنگامی در یک توازن قوای نامناسب که از جانب سلطنت طلبان به بخشی از مردم تحمیل شد، تاثیراتی شاید در حد جنگ و یا حتی بیشتر بر جامعه و جنبش ها باقی گذاشت. این تاثیرات تا دیر زمانی در روحیات توده ها باقی خواهند ماند و تاثیر تلخ شکست، به سرعت از بین نخواهد رفت، اما تداوم مبارزه با تاکتیک هایی متناسب با توازن قوا و شرایط، روحیات مردم را تحت تاثیر قرار خواهد داد و امکان تنفس مجدد به آنها می دهد.

این وظیفه ما و تمام فعالین کارگری و سوسیالیست های انقلابی است که بر اساس موقعیت خود، سازماندهی جدید را در دستور کار قرار داده و متناسب با شرایط نه فقط جامعه بلکه حتی هر تشکل و جمع خاصی و محیط کار و زیستی، به بهترین شکل روابط و مناسبات خود را باز تعریف نموده و سازمان دهند.

2026-07-11

اشتراک در شبکه های اجتماعی: