جمهوری اسلامی در جستجوی «سازش آبرومندانه» با آمریکا
شنبه ۱ آذر ۱۴۰۴

روز پنجشنبه ۲۹ آبان دو قطعنامه، یکی در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و دیگری در کمیتهٔ سومِ مجمع عمومی سازمان ملل، علیه جمهوری اسلامی به تصویب رسیدند. قطعنامه اول توسط چهار دولت فرانسه، آلمان، بریتانیا و آمریکا و بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی مبنی بر عدم همکاری جمهوری اسلامی با این آژانس در دسترسی به سایتهای هستهای جمهوری اسلامی و عدم امکان راستی آزمایی ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد و بالاتر بود. این قطعنامه از جمهوری اسلامی میخواهد فوری و بطور کامل با این سازمان همکاری نماید و مطابق پروتکول الحاقی که جمهوری اسلامی آنرا امضا کرده است، اطلاعات دقیق و کامل در اختیار بازرسان این سازمان قرار دهد و به آنان اجازه دسترسی به سایتهای هستهای جمهوری اسلامی بدهد.
کاری که از نظر آژانس بینالمللی انرژی اتمی مدتها است به تأخیر افتاده و باید فورأ صورت گیرد. در قطعنامه تأکید شده است که: “براساس تصمیمات بینالمللی احیا شده در سپتامبر ۲۰۲۵، جمهوری اسلامی موظف است تمامی فعالیتهای مربوط به غنی سازی اورانیوم و بازفراوری از جمله تحقیق و توسعه پروژههای مربوط به آب سنگین را تعلیق نماید”. نجفی نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل در دفتر این سازمان در وین، پس از تصویب این قطعنامه گفت: “آمریکا و سه کشور اروپایی باهدف اعمال فشار بیش از حد بر ایران و روایت نادرست از وضعیت موجود، پیش نویس این قطعنامه را ارائه دادهاند. قطعنامه دوم نیز روز پنجشنبه ۲۹ آبان بر اساس گزارش “مای ساتو” گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، به تصویب رسید.
این قطعنامه وضعیت حقوق بشر در ایران را اسفبار توصیف کرده و استفاده مداوم و گسترده جمهوری اسلامی از مجازات اعدام را نقض تعهدات بینالمللی خوانده و به شدت آنرا محکوم نموده است. در گزارش مزبور قید گردیده که اعدامها بر اساس اعترافات اجباری، بدون دادرسی عادلانه، به صورت مخفیانه و بدون اطلاع قبلی وکیل و خانواده از جانب جمهوری اسلامی انجام میگیرند. چنین اقدامی ناقض میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی است که جمهوری اسلامی نیز آنرا امضا کرده است. این قطعنامه از جمهوری اسلامی خواسته است که اجرای اعدام را به طور کلی تعلیق کند و در جهت لغو کامل آن در قانون و عمل گام بردارد. این قطعنامه همچنین از مقامات رژیم خواسته تمامی اشکال تبعیض بر اساس فکر، دین و باور را برای همه اقلیتها حذف نماید. البته رژیم جمهوری اسلامی از دهه ۷۰ خورشیدی به هیچ کدام از گزارشگران ویژه سازمان ملل در امور ایران، اجازه ورود به کشور برای تهیه گزارش نداده است.
صدور این قطعنامهها علیه جمهوری اسلامی در حالی است که جمهوری اسلامی و آمریکا در چند ماه گذشته بطورغیر علنی و پشت پرده مشغول تهیه مقدمات از سرگیری مذاکرات قطع شده میان دو طرف بودهاند که به دنبال جنگ ۱۲ روزه و بمباران مراکز هستهای و موشکی رژیم متوقف شده بود. در این رابطه ترامپ روز سهشنبه ۲۷ آبان با حضور محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی، گفت که: “مقامات جمهوری اسلامی خیلی دوست دارند با ما به توافق برسند، ممکن است مقامات ایران در ظاهر چیز دیگری بگویند، اما با ما تماس میگیرند و در حال ارسال پیامهایی برای دستیابی به توافق با ما هستند. ما در نهایت این کار را خواهیم کرد”. ترامپ به خبرنگاران گفت که ما با آنها در حال مذاکره هستیم و یک فرایند را آغاز کرده ایم.
البته مقامات جمهوری اسلامی نیز به تلویحأ اَشکال گوناگون مذاکره با آمریکا را تائید می کنند. سخنان علی خامنه ای مبنی بر اینکه: “با آمریکا مذاکره نمیکنیم زیرا هیچ نفعی برای ما ندارد و هیچ مشکل ما را حل نمی کند، کاملاً فریبکارانه و برای ثبت در تاریخ است. کمال خرازی مشاور امور بین المللی او روز چهارشنبه ۲۸ آبان در گفتگو با تلویزیون “سی اِن اِن”، گفت جمهوری اسلامی آماده مذاکره با آمریکا است، به شرط آنکه بر پایه احترام متقابل باشد و فرایند مذاکرات از پیش آماده شود. او در پیامی از ترامپ خواست با رویکردی مثبت به ایران شروع کند و از توسل به زور خودداری نماید. از سوی دیگر یک روز قبل از سفر محمد بن سلمان به آمریکا، مسعود پزشکیان نامهای کتبی برای او ارسال کرد. ناظران سیاسی محتوای پیام را مربوط به ابراز تمایل جمهوری اسلامی به مذاکره با آمریکا و درخواست از بن سلمان برای توصیههای لازم در این رابطه به ترامپ برای حصول یک سازش آبرومندانه می دانند. این امر از سخنان ولیعهد عربستان در دیدار با خبرنگاران مشهود بود. او اعلام کرد که: “ما تمام تلاش خود را خواهیم کرد تا به توافقی بین آمریکا و ایران دست یابیم. زیرا برای تهران مفید است که با آمریکا به توافق برسد”.
اما بًدیهی است که جمهوری اسلامی اکنون در مقایسه با ده سال پیش که توافق هسته ای برجام امضا شد به مراتب در توازن قوای نامناسب تری در برابر آمریکا و رقبای منطقه ای قرار دارد. سیاست استراتژیک منطقه ای جمهوری اسلامی در خاورمیانه با شکست مواجه شده است، در جنگ دوازده روزه سیستم دفاعی و لایه ای از فرماندهان و اعتبار دستگاه امنیتی خود را از دست داد، در برابر بمباران مراکز هستهای و موشکی خود از سوی آمریکا نتوانست عکسالعملی موثر نشان دهد؛ در عرصه داخلی نیز با بحرانهای عمیق سیاسی و ورشکستگی اقتصادی روبرو است و گرانی و فقر فلاکت بی سابقه ای را به اکثریت مردم ایران تحمیل کرده و توانایی تأمین نیازهای حیاتی جامعه مانند نان، آب، برق، سوخت، بهداشت آموزش را ندارد؛ از آن مهمتر در حالی که توانایی پاسخگویی به مطالبات جنبش های اجتماعی و توده ای را ندارد، تداوم و گسترش اعتصابات و اعتراضات کارگری و توده ای به امری اجتناب ناپذیر تبدیل شده است.
در چنین توازن قوای نابرابری، جمهوری اسلامی شکست در برابر فشارهای آمریکا را پذیرفته و در جستجوی دستیابی به «سازش آبرومندانه» است. از آنجا که رژیم جمهوری اسلامی هنوز قدرت سرکوب خود را حفظ کرده و ماشین سرکوب آن از حرکت باز نایستاده است، سازش با جمهوری اسلامی که از زیاده خواهی های خود دست کشیده، برای آمریکا هم مطلوب است. در این میان فقط تداوم و گسترش جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی، و پیشرفت در امر سازمانیابی بر متن تداوم این جنبش ها و شکل دادن به رهبری سراسری با افق انقلابی و سوسیالیستی است که می تواند این معادلات را از بنیاد تغییر دهد.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1 (http://www.instagram.com/Peshrawcpiran1)
https://t.me/KomalaCpiranTv