جمهوری اسلامی بر سر دو راهی تسلیم کامل یا تداوم جنگ
سه شنبه ۳ تیر ۱۴۰۴

به دنبال بمباران سایتهای هستهای جمهوری اسلامی در فردو، نطنز و اصفهان توسط هواپیماهای “بی۲”، آمریکایی در ساعات اولیه روز یکشنبه اول تیرماه ۱۴۰۴، یکی دیگر از پایههای اصلی سیاست خارجی بقای رژیم جمهوری اسلامی فرو ریخت. برنامه هسته ای که از ۳۵ سال پیش تا کنون صدها میلیارد دلار از حاصل رنج و کار کارگران و ثروت و سامان جامعه صرف آن شد در کنار تأسیس و سازمان دادن گروه های اسلامی در کشورهای منطقه بخشی از استراتژی بقای رژیم جمهوری اسلامی بود. جمهوری اسلامی گاها حتی با بزرگنمایی در مورد پیشرفت پروژه های اتمی در تلاش بود که از قدرتهای منطقه ای امتیاز بگیرد. “آژانس بینالمللی انرژی اتمی” دهها سال است برای کنترل و بازرسی پروژههای اتمی با جمهوری اسلامی در دوره های متعدد با مقامات مختلف رژیم اسلامی مشغول گفتگو است. اما مقامات جمهوری اسلامی با گفتن اینکه: “ساختن بمب اتمی حرام شرعی است و ما دبنال آن نیستیم”، تلاش کرده آنها را فریب دهد و مخفیانه مشغول ساختن و نصب دهها هزار سانتریفیوژ و دیگر دستگاههای غنی سازی بوده است.
جمهوری اسلامی سالها سایتهای هستهای خود را از دید بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی پنهان می کرد؛ به آنان اجازه بازرسی نمی داد یا بطور محدود و مشروط اجازه می داد؛ بعضی از آنان را عامل آمریکا و اسرائیل نام میبرد. با تمام مدیرکل های آژانس بینالمللی در چهار دهه گذشته رابطه تنش آلود ایجاد کردند. همین هفته گذشته علی لاریجانی مشاور علی خامنهای و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس سابق مجلس شورای اسلامی، در حساب کاربری تویتری خود با تهدید ترور رافائیل گروسی مدیر کل این آژانس علنأ اعلام کرد که: “جنگ تمام شود به حساب گروسی هم خواهیم رسید”. زیرا گروسی پس از سفر به تهران در ۲۷ فروردین امسال برای تهیه گزارشی از سایتهای هستهای جمهوری اسلامی، در گزارشی که روز ۱۹ خرداد رسمأ به شورای حکام این آژانس در وین ارائه داد، فاش ساخت که جمهوری اسلامی بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده ۶۰ درصدی تولید کرده است و تنها یک گام تا غنای ۹۰ در صدی برای ساختن بمب اتمی فاصله دارد. و اعلام کرد تا کنون هیچ دولت غیر اتمی چنین حجم و درصدی از اورانیوم را غنی سازی نکرده است و نمیتواند توجیهات رژیم را تائید نماید.
علی خامنهای و سایر مسئولان رژیم با تصور اینکه میتوانند تا رسیدن به بمب اتم، سیاستهای فریبکارانه و قلدرمآبانهٌ تا کنونی خود در این عرصه را ادامه دهند، دچار اشتباه محاسبه شدند. آنها سالها زندگی و معیشت کارگران و مردم تهیدست ایران را با تحریمهای سازمان ملل و آمریکا و اتحادیه اروپا در مضیقه قرار داده و وخیم تر کردند. البته مافیای قدرت در سپاه پاسداران و دستگاه روحانیت از آن تحریمها منتفع شدهاند و تحت عنوان دور زدن تحریمها میلیاردها دلار به جیب زدند. اینک با بمباران سنگین تأسیسات کلیدی غنی سازی اورانیوم در سایتهای اصلی نطنز، فردو و اصفهان، پروژه هسته ای به مثابه دومین پایه استراتژی بقای حکومت اسلامی همانند سازمان دادن نیروهای «محور مقاومت» به عنوان بخشی از استراتژی “جنگ بازدارنده” فرو می ریزد. سران حکومت اسلامی که هریک در پناهگاهی مخفی شدهاند، در مقابل تعرض ترامپ به تأسیسات هستهای غیر از لاف و گزافهگویی کاری از دستشان برنمی آید، مگر آنکه مانند عملیاتی که در تلافی کشتن قاسم سلیمانی انجام دادند، در هماهنگی با خود آمریکایی ها یکی از پایگاهای نظامی آمریکا در خاورمیانه را موشک باران کند. از سوی دیگر دولتهای به ظاهر متحد رژیم یعنی چین و روسیه نیز تا کنون غیر از ابراز نارضایتی از عملیات آمریکا، کمکی به رژیم نکردهاند.
در چنین شرایطی دولت آمریکا در هماهنگی با اسرائیل حکومت اسلامی را بر سر دو راهی بازگشت به گفتگوها یا حملات کوبنده تر نظامی قرار داده است. واقعیت این است در چنین توازن قوای نامناسب و به شدت نابرابر، گفتگوی میان جمهوری اسلامی و آمریکا را نمیتوان مذاکره نامید. بلکه تسلیم یک طرف جنگ و قبول تمام شروط طرف مقابل است و جمهوری اسلامی به احتمال زیاد مجبور به قبول گفتگو خواهد بود. احتمالا موضوع گفتگوهای این بار آمریکا با جمهوری اسلامی نه مسأله هستهای، بلکه برچیدن تأسیسات موشکی و تونلهایی خواهد بود که فرماندهان سپاه پاسداران به عنوان کارتی در مذاکرات سابق از تلویزیونهایشان به نمایش می گذاشتند؛ قطع کمک و حمایت جمهوری اسلامی از بازمانده گروههایی خواهد بود که سالها تحت عنوان “محور مقاومت” در منطقه به زورگویی و باج گیری و زیاده خواهی پرداختهاند. به این ترتیب یال و کوپال جمهوری اسلامی چیده خواهد شد و رژیم سربه زیر خواهد بود. آمریکا تا کنون نیز اعلام کرده که حملات به تأسیسات اتمی رژیم به معنای سرنگونی جمهوری اسلامی نیست و چنین قصدی ندارد.
اینک با گذشت ۱۲ روز از جنگ ارتجاعی میان دولت اسرائیل با جمهوری اسلامی تواناییهای نظامی ایران بهشدت آسیب دیده و تضعیف گردیده است. تلفات جانی سنگینی به رهبری سپاه پاسداران وارد آمده و بسیاری از مراکز و پایگاهها و تأسیسات دولت نظامی و امنیتی حکومت اسلامی درهم ریخته شده است. البته مردم ستمدیده ایران نیز براثر بمبارانهای دولت جنگ طلب اسرائیل، دچار خسارات مالی و جانی فراوان شده اند. در چنین شرایطی رژیم درمانده جمهوری اسلامی از کانالهای متفاوت به تلاش افتاده تا بلکه با میانجیگری آنها به آتش بسی با دولت اسرائیل دست پیدا کند و حاضر است در تناسب قوای بسیار نابرابر به مذاکره بپردازد و امتیاز بدهد.
اما عمر جمهوری اسلامی به پایان رسیده است. دشمن اصلی این حکوت فاسد و جنایتکار نه آمریکا و اسرائیل بلکه کارگران و تودههای مردم زحمتکشی هستند که سالها توسط رژیم اسلامی سرمایه مورد تعرض قرار گرفته اند، زندگی و معیشت شان فلاکتبار بوده و به خطر افتاده است. جنگ ارتجاعی و جنایتکارانه جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل بر سر برنامه هستهای ربطی به منافع کارگران و دیگر اقشار تهیدست جامعه ندارد. نباید اجازه داد جنگ، اعتصابات، اعتراضات و مبارزات روزانه جنبشهای اجتماعی موجود را به حاشیه براند. طبقه کارگر و دیگر اقشار تهیدست جامعه و مردم آزادیخواه برای رهایی از خطر این جنگها و گذار از حکومت جمهوری اسلامی، لازم است با فشرده کردن صفوف سازمانیافته خود و تلاش برای شکل دادن به یک رهبری سراسری، خود را برای برپایی قیام تودهای و سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی آماده کنند.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1 (http://www.instagram.com/Peshrawcpiran1)
https://t.me/KomalaCpiranTv