جمهوری اسلامی با صبر تودهها بازی میکند!
جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
نیما مهاجر
بامداد پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵، معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری کرمان از عرضه بنزین با نرخ تمامشده پالایشگاهی به قیمت هر لیتر ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان در ۲۰۴ جایگاه استان خبر داد.
بر اساس اطلاعاتی که از توضیحات رضا سپهوند، سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس به دست آمده است، مقرر شده بود که برای هر کارت سوخت در مجموع ۱۵۰ لیتر بنزین با سه نرخ موجود به شرح زیر در نظر گرفته شود: ۶۰ لیتر با نرخ ۱۵۰۰ تومان، ۵۰ لیتر با نرخ ۳۰۰۰ تومان و ۴۰ لیتر با نرخ ۵۰۰۰ تومان. طبق این توضیح، مجموعاً ۱۵۰ لیتر سهمیه در کارتها وجود خواهد داشت و اگر مصرف کنندهای بیش از آن مصرف کند، باید نرخ آزاد بنزین، معادل ۸۷ هزار تومان پرداخت کند.
بنزین ۸۷ هزار تومانی؛ در واقع آزمایش جدید دولت در کرمان بود. قرار بود این طرح به صورت آزمایشی اجرا شود تا مشخص شود چه تأثیری بر افکار عمومی و خشم و اعتراض تودهها خواهد داشت. رژیم اسلامی پیشتر در آبان ۱۳۹۸ اعتراض تودهها را که بعد از اعلام گران شدن نرخ بنزین در بیش از ۱۰۰ شهر ایران به وقوع پیوسته بود را به خاک و خون کشید و ۱۵۰۰ انسان معترض را به قتل رساند. رژیم اسلامی که از هر سو با بحران مواجه است و خود نیز بعنوان یکی از کانونهای اصلی بحران در منطقه با جنگافروزی و آشوبگری به حیات ننگینش ادامه میدهد با پیشبرد آزمایشی این طرح در واقع صبر تودهها را اندازه گرفت.
آزمایشی که به سرعت و پیش از اجرای طرح متوقف شد. هنوز ساعاتی از اعلام عرضه بنزین ۸۷ هزار تومانی نگذشته بود که محمدعلی طالبی، استاندار کرمان، در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد: طرح عرضه بنزین با نرخ پالایشگاهی در استان اجرا نشده و تا اطلاع بعدی تغییری در قیمت بنزین ایجاد نخواهد شد. این یک عقبنشینی آشکار و شبانه بود که جمهوری اسلامی ناچار شد پیش از روشن شدن هوا، آن را از زبان بالاترین مقام امنیتی استانی که برای آزمایش انتخاب شده بود، اعلام کند.
در واقع جمهوری اسلامی با این بازیها، وارد بازی خطرناکی شده است و میخواهد صبر تودهها را اندازه بگیرد. سرمایهداران حاکم بر ایران که در طول بیش از ۴۷ سال حکمرانی بر ثروتهای این جامعه زندگی شاهانه و رویایی برای خودشان ساختهاند، امروز ادامهی حاکمیت خود را در گرو آن میبینند که گلوی تودهها را بیشتر بفشارند و نان سفرهی زحمتکشان را بدزدند تا کسری بودجه را جبران کنند. اما خوب میدانند که سیاست ستمکارانه تبعاتی دارد و با توجه به تجربهی خیزشهای تودهای یک دههی اخیر بی گدار به آب نمیزنند.
روایت رسمی حکومت و دستگاههای دروغپراکنی آن البته ماجرا را طور دیگری بیان میکنند. گویا این طرح برای جلوگیری از قاچاق سوخت و اصلاح رفتار مصرفکننده طراحی شده است. این در حالی است که بزرگترین قاچاقی کشور ایران سپاه پاسداران است و هر گونه قاچاق کلان و فساد پردرآمدی باید از کریدور سپاه پاسداران عبور کند. سپاه به باجخواهی از مردم ایران اکتفا نمیکند و در نظر دارد از طریق تنگهی هرمز کشورهای منطقه را نیز به پرداخت باج راضی کند.
گویا افزایش قیمت میتواند رفتار مصرفکننده را تغییر دهد. اما باید پرسید: اگر بنزین گرانتر شود، آیا راننده میتواند کمتر رانندگی کند؟ شیوه حملونقلش را تغییر دهد؟ خودروی کممصرفتری تهیه کند؟ آیا راههای جایگزینی بدون احتیاج به مصرف سوخت، برای انتقال کالا و نیازمندیهای مردم به همهی شهرها و روستاها وجود دارد؟ پاسخ به این سوالات خیر است؛ پس بخش بزرگی از افزایش قیمت به جای تغییر رفتار، مستقیماً وارد بودجه خانوار میشود. مردم ایران واقعاً چه انتخابی دارند؟ همه مصرف بنزین اختیاری نیست. رفتن به محل کار، رساندن فرزند به مدرسه، مسافرتهای ضروری و پزشکی و حملونقل عمومی را نمیتوان محدود یا حذف کرد. بنابراین به آزمایش گذاشتن این طرح، نه با هدف حذف کانالهای اصلی قاچاق که در دست سپاه پاسداران است صورت میگیرد و نه با هدف کاهش مصرف بنزین که در حال حاضر نیز بسیار محدود و کنترل شده است؛ بلکه هدف اصلی جبران کسری بودجه دولت و کنترل بحران اقتصادی موجود است.
اما بازی با صبر تودهها، بازی خطرناکی است. جمهوری اسلامی نمیتواند این بازی را ادامه دهد و نمیتواند برای همیشه کنترل این اوضاع وخیم را بدست بگیرد. تودهها نمیتواند شاهد مرگ تدریجی خودشان باشند و در مقابل این روند اجتناب ناپذیر انهدام و نابودی اجتماعی بپا میخیزند. شیشه عمر جمهوری اسلامی در دستان نیرومند تودههای کارگر و زحمتکش است. اما برای درهمشکستن شیشه دیو، باید خشم تودهها از خیزشهای خودانگیخته به سازماندهی تودهای و طبقاتی قیامها ارتقا یابد. این مهم در گرو آن است که طیف وسیعی از پیشروان سوسیالیست با تودهی زنان و کارگران و زحمتکشان ارتباطی ارگانیک داشته باشند و سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی را رهبری کنند.
