سه شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ | 22 - 09 - 2026

Communist party of iran

جمهوری اسلامی، بن بست در جنگ، هراس از انفجار اجتماعی


بن‌بست و فرسایشی شدن جنگ میان جمهوری اسلامی و دولت آمریکا، بر متن تعمیق بحران اقتصادی و محاصره دریایی و
تشدید تحریم‌ها، اختلاف و نگرانی سران حکومت اسلامی از سرنوشت نظام اسلامی را بیش از پیش افزایش داده است. این
نگرانی هم از موقعیت انفجاری جامعه ایران و بروز یک برآمد توده‌ای و هم از تهدیدات نظامی آمریکا و اسرائیل و
متحدینشان در سطح بین‌المللی و منطقه‌ای ناشی می‌شود. در چنین شرایطی به رغم تبلیغات جنگی سپاه پاسداران و
رجزخوانی‌های جناح تندرو افراطی، محاصره دریایی آمریکا ادامه دارد، فروش نفت و مبادلات بازرگانی دریایی جمهوری
اسلامی مختل شده است و سیر صعودی قیمت دلار و گرانی سرسام‌آور هزینه سبد معیشت یک خانوار را به بالای ۹۲
میلیون تومان رسانده است. این درحالی است که دستمزد کارگران و حقوق کارمندان در حد ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان است و
چشم اندازی برای بهبود اوضاع اقتصادی و معیشت کارگران و توده‌های مردم زحمتکش متصور نیست.
در چنین شرایطی تشدید فشارهای اقتصادی و اظهارات متناقض ترامپ در مورد از سرگیری حملات نظامی و امکان گفتگو
با جمهوری اسلامی مطابق شرایط مورد نظرش بر نگرانی و اختلاف میان سران و کارگزاران حکومت اسلامی افزوده است.
اکنون در حالی که اصول‌گرایان افراطی بر طبل جنگ جنگ تا پیروزی می کوبند، اجماع غالب که در ساختار جمهوری
اسلامی که استراتژی سازش با آمریکا را در پیش گرفته است، نگران آن است که رویکرد اصول‌گرایان افراطی و
ماجراجویی‌های برخی از فرماندهان سپاه، سیاست سازش با آمریکا در راستای بقای رژیم را با بن بست مواجه کند.
در این رابطه جناح اصولگرای تندرو افراطی بر این باور است که با اِعمال فشار نظامی بر آمریکا و دولتهای منطقه از
طریق موشک پرانی و ایجاد اخلال در رفت و آمد کشتی‌ها در تنگه هرمز و کمک به حوثی‌های یمن در کنترل باب المندب
می‌توان آمریکا را شکست دهد و وادار به خروج نیروهایش از منطقه خاورمیانه کند. از طرف دیگر اجماع شکل گرفته از
بخش غالب کادر رهبری سپاه، دولت و مجلس و قوه قضائیه که اصلاح طلبان و اعتدال گرایان هم به دور آنان حلقه زده اند،
خواهان سازش و ازسرگیری مذاکره با آمریکا هستند. این اجماع ماجراجویی برخی از فرماندهان سپاه و تندروهای افراطی را
عامل فرسایش جنگ و تشدید مصائب اقتصادی می‌دانند، و آنان را فاقد افق و سازو کاری برای باصطلاح “پایان عزتمندانه”
جنگ معرفی می‌کنند.
اما نکته اصلی این است که به رغم وجود چنین اختلافاتی، همه جناحهای درون حکومت اسلامی، نگران گسترش اعتصاب و
اعتراضات کارگران و دیگر اقشار تهیدست و گرسنه در ایران بر اثر تشدید بحران اقتصادی و معیشتی هستند و می‌دانند که
در مقابل اعتصابات سراسری کارگری و اعتراضات و اعتصابات سیاسی توده ای، شکننده هستند. از این نظر سران
حکومت، فرماندهان سپاه پاسداران از هردو جناح و دستگاههای امنیتی، برای مقابله با این تهدید جدی، همزمان با تداوم تشدید
سرکوب و اعدام، در صدد استفاده و تقویت دستگاه بسیج برای مقابله با اعتراضات مردم هستند.
به این منظور در دوره اخیر بار دیگر حسین طائب یکی از چهره‌های منفور و جنایتکار امنیتی جمهوری اسلامی را طی
حکمی منسوب به رهبر ناپیدای جمهوری اسلامی، به ریاست سازمان بسیج گمارده‌اند تا بخیال واهی، شعار حکومتی
“هرایرانی، یک بسیجی” را برای حفظ و بقای رژیم تحقق بخشد. این آخوند قاتل دارای سابقه طولانی در سرکوب اعتراضات
و کشتار مردم به ویژه در سرکوب مردم معترض در سال ۱۳۸۸ است. انتساب مجدد او به ریاست سازمان بسیج بویژه در
شرایطی که خود سران رژیم نیز از احتمال بروز یک انفجار اجتماعی سخن می گویند، هدفی جز افزایش توان رژیم در
سرکوب و مقابله با اعتصابات کارگری و جنبش اعتراضاتی توده‌ای ندارد.
بسیج و سازماندهی اوباش و اراذل و مزدوران و عوامل رژیم برای مقابله و سرکوب اعتراضات مردم به شرایط فلاکتبار
معیشتی و دیکتاتوری و نبود آزادی، یکی از اقدامات این عنصر فاسد و جنایتکار بوده است. برگزاری رزمایش نظامی –
امنیتی تحت نام فریبکارانه “جان‌فدایان ایران” در روز جمعه ۲۷ شهریور در تهران نیز از برنامه‌های سرکوب او بوده
است. در این نمایش حکومتی علاوه بر مزدوران شبه‌ نظامی بسیج و جیره بگیران حکومتی و شماری از نیروهای نیابتی
رژیم از جمله حشد شعبی و حزب‌الله، شماری از کودکان و نوجوانان کم سن و سال و اسلحه بدست را نیز شرکت دادند. قرار
است سازمان بسیج، سازماندهی و آموزش نظامی آنان در جنگ با اعتراضات مردم را در اولویت کار خود قرار دهد و این
رزمایش را در جاهای دیگر نیز برگزار کند. حسین طائب، شرکت کنندگان در این نمایش را “گردانهای مقاومت و آماده مقابله
با دشمنان جمهوری اسلامی تو صیف کرد” و گفت روند الحاق آنان به گردان‌ها و یگان‌های دفاعی جمهوری اسلامی آغاز
گردیده. فرمانده سپاه تهران نیز هدف برگزاری رزمایش را مقابله با اقدامات تبلیغاتی و رسانه‌ای دشمنان رژیم عنوان کرد.
اما علاوه بر این، حکومت اسلامی اهداف دیگری نیز در برگزاری چنین رزمایشی را تعقیب می‌کند. از جمله اینکه با نمایش
نیروی انسانی و پهباد و سامانه پدافندی در تهران، به آمریکا و اسرائیل نشان دهد به رغم آنکه بخشی از رهبران و فرماندهان
سپاه کشته شده و توان دفاعی رژیم در جنگ از بین رفته، هنوز قدرت بسیج و تسلیح و سازماندهی لایه نظامی دیگری در
کنار سپاه و ارتش را دارد و باید آنرا هم در جنگ و هم در عرصه مذاکره در معادلات خود بگنجانند؛ به نیروهای سرکوب
خود قوت قلب بخشد و نشان دهد تنها نیستند تا انسجام آنان را نگهدارند و دیگر اینکه فضای رعب و وحشت در جامعه را
سنگین‌تر کنند تا بلکه کارگران و مردم معترض را از دست زدن به اعتصاب و اعتراض منع نمایند.

با این حال انجام چنین اقدامی نه نشانه قدرت و مقبولیت بلکه نمایانگر ضعف و ناتوانی در پاسخگویی به مطالبات کارگران و
دیگر توده‌های مردم تهیدست و افزایش تنفر و انزجار از حکومت اسلامی در جامعه است. رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی
با انجام چنین مانوری نمی‌تواند مانع تداوم مبارزه برای تحقق خواست و مطالبات مردم گردد. پاسخ کارگران و مردم
زحمتکش به چنین اقداماتی، گسترش جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی علیه کلیت نظام سرمایه‌داری جمهوری اسلامی و
آماده کردن ملزومات به‌زیر کشیدن این حکومت جنایتکار است.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
https://t.me/KomalaCpiranTv
https://alternative-shorai.tv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: