“جبهه ی مقاومت” عقب نشست، مقاومت زنان افغانستان ادامه دارد
دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰
وقتی آمریکا مفتضحانه از افغانستان خارج شد و با آن گشاده دستی به ارزش ده ها میلیارد دلار سلاح پیشرفته برای طالبان به جا گذاشت، جریان پرو غربی چون “جبهه ی مقاومت” به رهبری احمد مسعود با به راه انداختن جار و جنجال تبلیغاتی تحت نام دفاع از افغانستان و دفاع از زنان و مردم دربند تلاش کرد تا سهمی از ثروت و قدرت افغانستان را تصاحب کند. امپریالیسم امریکا اگرچه از شکست در افغانستان و ناکامی پروژه “خاورمیانه ی بزرگ” ناخشنود بود، اما با بی اعتنایی به “جبهه مقاومت” احمد مسعود با طالبان کنار آمد. دیری نپایید که جریان موسوم به جبهه ی مقاومت که گرایشات پروغرب را در داخل و خارج افغانستان نمایندگی می کرد بی سروصدا با قربانی کردن تعدای از مردم عقب نشست و رهبر آن احمد مسعود به عنوان مهره ای که ممکن است در آینده برای منافع قدرتهای امپریالیستی به کارآید به اروپا بازگشت. این در حالی است که زنان افغانستان همچنان شجاعانه به مقاومت خود علیه حاکمیت طالبان و جنایت های آن ادامه می دهند.
بنا به گزارش ها “چندی پیش چهار زن جوان از فعالان جامعه مدنی در شهر مزار شریف از سوی طالبان تیرباران شدند. جسدهای این زنان در گودالی در شهرک خالد بن ولید در مرکز شهر مزار شریف پیدا شد. یک فعال زنان ۲۹ ساله و مدرس اقتصاد به نام فروزان صافی در شمال افغانستان مورد اصابت گلوله قرار گرفته و کشته شده است. ریتا، خواهر فروزان که پزشک است، میگوید: «جسد فروزان پس از ناپدید شدن او در ۲۰ اکتبر، در سردخانه شهر مزارشریف شناسایی شد. ما او را از روی لباسش شناختیم. گلوله ها صورت او را از بین برده بودند. زخمهای گلولهای روی سر، قلب، سینه، کلیهها و پاهای او وجود داشت، زخمها غیر قابل شمارش بودند». زهرا، یکی دیگر از سازماندهندگان تظاهرات که به دلیل نگرانیهای امنیتی با نام مستعار با گاردین صحبت کرده، میگوید که: « در آخرین تظاهرات در مزارشریف علیه حکومت طالبان با فروزان همراه بوده است. شلیک گلوله به سرو صورت زنان امری اتفاقی نیست بلکه نمادی است از ضدیت حاکمیت با وجود زنان مبارزی که حتی در کشتن آنها، هویت، وجود و صورت آنها را برنمی تابد. شناسایی جنازه از روی لباسها، از بین بردن جنازه ها، دفن کردن آنها در گورهای بی نام و نشان و پاک کردن رد جنایت، تاریخی به درازای مقاومت مردم علیه سلطه گرانی دارد که هیچ مقاومتی را برنمی تابند.
از سوی دیگر برخورد گشاده رویانه دولتهای اروپای غربی که داعیه حقوق بشر را داشته و دارند جای تامل است که باید به بخشی از آگاهی طبقاتی کارگران و زحمتکشان کشورهایی نظیر ایران و افغانستان بدل شود. تجربه سیاست ها و عملکرد دولت های غربی در برخورد به مردم افغانستان نشان می دهد که کارگران و مردم زحمتکش این کشورها باید به نیروی مبارزه خود متکی باشند و هیچ چشم امیدی به قدرتهای غربی نداشته باشند. چشم امید داشتن به دولتهای امپریالیستی جز شکست و یأس نتیجه ای نخواهد داشت. چرا که جنایتهای طالبان علیه زنان تازه آغاز نگشته است. جالب اینجاست بلندگوهای همین دولت های مدافع حقوق بشر به ارتکاب اعمال زن ستیزانه ی طالبان اعتراف هم می کنند. عفو بینالملل اعلام کرد که پس از تسلط طالبان در افغانستان، خدمات ضروری برای زنان و دخترانی که از خشونت مبتنی بر جنسیت رنج میبرند مانند خانههای امن، از بین رفته است. طی ۲۶ مصاحبهای که عفو بینالملل با بازماندگان خشونت مبتنی بر جنسیت در ولایات بادغیس، بامیان، دایکندی، هرات، کابل، کندز، ننگرهار، پکتیکا، سرپل و تخار داشت، مشخص شده که با بازشدن زندانها و آزادی زندانیان، بسیاری از محکومان جرایم خشونت جنسیتی نیز آزاد شده اند اگنس کالامار، دبیر کل عفو بینالملل با ابراز نگرانی نسبت به این موضوع گفت: «بازماندگان خشونت جنسیتمحور اساساً در افغانستان رها شدهاند. شبکه حمایتیشان از بین رفته است و پناهگاههای آنها ناپدید شده است”. این در حالی است که فقر فزاینده، گرسنگی گسترده مردم افغانستان را وادار به کلیه فروشی و فرزند فروشی کرده است. روشن است که در چنین وضعیتی زنان و دختربچه ها قربانیان اصلی این وضعیت اسفناک هستند.
با همه اینها می بینیم آن نیرویی که هنوز در داخل افغانستان مبارزه می کند زنانی هستند که می دانند در مقابل حاکمیتی قرار دارند که از هیچ جنایتی فروگذار نمی کند. تجمع ۱۴ دیماه زنان در حالی انجام شده که ادارهی طالبان در دستور تازهای، مسافرت فاصله ۷۸ کیلومتری زنان بدون محرم شرعی را ممنوع کرده بود. دربخشی از قطعنامهی آن تجمع آمده بود: « از جامعه جهانی میخواهیم که به صدای ما گوش دهند و تا این گروه (امارت اسلامی) تغییر نکرده، آنها به رسمیت نشناسند. نتیجه اما این شد که کابینه نروژ که ۱۹ نفر آنان زن بودند به استقبال طالبان شتافتند. از این طرف طالبان که نتوانسته با هراس افکنی حریف زنان افغان شود روزها است که با ربودن کسانی چون زریاب پریانی و پروانه ابراهیم خلیل در تلاش است که زنان را نه تنها از عرصه ی های اجتماعی حذف کرده بلکه امید به تغییر را در دل آنها بخشکاند. اما اگر بنا بود این سرکوبها زنان را به انقیاد و بردگی بکشاند، آنها در سنگر خیابان و در صف مقدم این مقاومت و مبارزه نمی بودند. شاید عمر طالبان به یمن کمک های همه آنانی که این جریان فوق ارتجاعی را به قدرت بازگرداندند به درازا بکشد، اما بدون تردید هر لحظه از حاکمیت این جهادیست های جنایتکار با مقاومت شجاعانه و پرشور زنان افغانستان روبرو خواهد شد.
سخن روز شبکه تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومهله