«توافق صلح» میان دولتهای لبنان و اسرائیل، در میان تردید و بیم و امید
سه شنبه ۹ تیر ۱۴۰۵

روز جمعه پنجم تیر ۱۴۰۵ دولتهای لبنان و اسرائیل با میانجیگری دولت آمریکا در واشنگتن، بر سر چارچوبی برای ادامه مذاکرات به توافق رسیدند. گفته میشود که این چارچوب نخستین گام برای توافق نهایی صلح میان آنان خواهد بود. سُفرای دولتهای لبنان و اسرائیل در آمریکا با حضور مارک روبیو وزیر خارجه آمریکا همان روز یک توافقنامه ۱۴ مادهای امضا کردند.
بخشی از مواد مندرج در این توافقنامه عبارتند از: بسط حاکمیت دولت لبنان بر تمام خاک این کشور در سایه خلع سلاح گروههای مسلح غیردولتی و بر چیدن زیرساختهای مربوط به آنها و انحصار سلاح در دست دولت لبنان؛ بازگرداندن امنیت به جنوب لبنان از طریق استقرار ارتش این کشور و بازگشت امن غیرنظامیان به خانه و کاشانه خود؛ ایجاد لبنانی “امن و باثبات” تحت حاکمیت کامل دولت که در آن هیچ گروه مسلحی تهدیدی برای شهروندان اسرائیل و لبنان نباشد؛ جلوگیری از تخصیص بودجه به گروههای مسلح غیردولتی و افراد وابسته به آنها؛ عقب نشینی مرحلهای ارتش اسرائیل از مناطق اِشغال کرده در جنوب لبنان.
جنگ اخیر میان دولت اسرائیل و حزبالله لبنان، از ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ و دو روز پس از کشته شدن علی خامنهای آغاز شد. بنا به آمارهای منتشر شده در این جنگ جنایتکارانه تا کنون بیش از ۴ هزار نفر کشته و هزاران نفر دیگر زخمی و بیش از یک میلیون نفر از مردم بیدفاع این مناطق نیز که تحت کنترل حزبالله بوده، آواره شدهاند. آمار کشتهشدگان اسرائیلی در این جنگ تنها ۳۸ نفر اعم از افراد نظامی و غیرنظامی بوده است.
در توافقنامه مزبور، دولت اسرائیل خروج مرحلهای نیروهای خود از اراضی اشغالی لبنان را مشروط به آغاز فرایند خلع سلاح حزبالله لبنان کرده است. حزبالله لبنان روز شنبه ششم تیر با انتشار بیانیهای مخالفت خود با آن توافقنامه را اعلام کرد و آنرا تحقیرآمیز، شرمآور و باطل خواند. نعیم قاسم رهبر حزبالله با بیاعتبار دانستن این توافق و مشروط کردن عقب نشینی اسرائیل به خلع سلاح حزبالله را پیشنهادی بسیار خطرناک و عبور از خط قرمزها خواند که موجب تضعیف حاکمیت لبنان خواهد شد. نعیم قاسم افزود که به جای این توافقنامه، باید تفاهمنامه تهران و واشنگتن مبنا قرار گیرد که در بند اول آن پایان جنگ در تمامی جبههها از جمله لبنان و عدم اقدام نظامی و تمامیت ارضی لبنان تضمین شده است.
حزبالله اعلام کرده که تا زمان عقب نشینی کامل اسرائیل از خاک لبنان به مقاومت مسلحانه ادامه خواهد داد. گرچه بدنبال امضای توافقنامه، ارتش اسرائیل اعلام کرده حاضر است بطور آزمایشی دو نقطه از مناطق اشغالی را به ارتش لبنان بسپارد و در صورت موفقیت ارتش لبنان در جلوگیری از نفوذ مسلحانه حزبالله، از مناطق بیشتری عقب نشینی خواهد کرد، اما مخالفت حزبالله با این توافقنامه مشکلاتی برای دولت لبنان در راه اجرای این طرح ایجاد خواهد کرد. برخی از مسئولان حزبالله نیز تهدید کردهاند که این توافقنامه خطر جنگ داخلی را در بر دارد.
بدیهی است که امضای چنین توافقنامهای در واشگتن و میان دولتهای لبنان و اسرائیل و در شرایطی که حزبالله طی جنگهای سه سال گذشته با اسرائیل بشدت تضعیف شده است، نمیتواند به نفع حزبالله باشد. اما پایان این جنگ ارتجاعی و جنایتکارانه و بازگشت آوارگان حتی به خانه و کاشانه ویران شده خودشان، میتواند فرصتی برای نجات آنان از جنگ و ویرانیهای بیشتر باشد. دولت کنونی لبنان نیز که خود با بحرانهای شدید اقتصادی و اجتماعی درگیر است نمیتواند شرایط زندگی و معیشت کارگران و تودههای مردم زحمتکش و ستمدیده این مناطق را چندان بهبود بخشد. اما بیش از چهار دهه اِعمال حاکمیت عملی و ارتجاعی حزبالله از یکسو و تهاجمات نظامی مکرر دولت اسرائیل از سوی دیگر جز جنگ، کشتار، ویرانی و فقر و گرسنگی نفعی برای مردم لبنان نداشته است. طی این مدت حزبالله، در تشدید بحرانهای سیاسی، اقتصادی، نظامی، اجتماعی در لبنان نقش داشته است. با گسترش فرهنگ ارتجاعی جامعه لبنان را دههها به عقب بازگردانده است. بدون شک پایان دادن به اشغالگری دولت اسرائیل و کوتاه شدن دست حزبالله از زندگی و معیشت کارگران و مردم تهیدست لبنان، میتواند برای آنان فرصتی در تلاش برای بهبود شرایط زندگی خود بوجود آورد.
اما جمهوری اسلامی نیز که خود درگیر جنگ با آمریکا است، شدیدأ با امضای چنین توافقی در لبنان مخالف است و آنرا به ضرر خود میداند و برای شکست آن تلاش می کند. یک عضو هیأت رئیسه مجلس رژیم، یک روز پس از امضای این توافق گفت: “لبنان عمق استراتژیک ماست. اگر حزبالله در بیروت نجنگد، بدون شک ما باید در مرز تهران و کرمانشاه و مکانهای دیگر با سربازان اسرائیل مقابله کنیم”. شبکه تلویزیونی المیادین وابسته به حزبالله، نیز در مخالفت با توافقنامه از قول یکی از مقامات این حزب گزارش داد که: “دولت لبنان قادر به اجرای این توافق نخواهد بود، مگر آنکه با حمایت آمریکا وارد جنگ داخلی با ما شود. زیرا حزبالله هرگز سلاح خود را تحویل نخواهد داد و در برابر تلاش دولت لبنان مقاومت خواهد کرد”.
با این حال دولت لبنان و بسیاری از احزاب و جریانات سیاسی لبنانی و دیگر از دولتها از توافقنامه مزبور حمایت کرده و آنرا گامی در جهت مهار حزبالله و تقویت اِعمال حاکمیت دولت و ثبات سیاسی در لبنان ارزیابی میکنند. نتانیاهو نیز توافق مزبور را عقب نشینی حزبالله لبنان و کاهش نفوذ جمهوری اسلامی دانست.
با این حال، بسیاری از مردم لبنان و اسرائیل به رغم حمایت از پایان جنگ نسبت به موفقیت این توافقنامه تردید دارند و هنوز معلوم نیست که بدون خروج ارتش اسرائیل از خاک لبنان و خلع سلاح حزبالله این توافق چگونه عملی خواهد شد. حمایتهای اندک مالی وعده داده شده نیز اساسا تقویت و بازسازی ارتش و بنیه نظامی دولت لبنان را مد نظر دارد وهیچ گشایشی در جهت بهبود شرایط معیشتی و پایان دادن به فقر و فلاکت اقتصادی که سالهاست مردم لبنان را تحت فشار قرار داده ایجاد نمیکند. با این حال کارگران و زحمتکشان و مردم رنجدیده لبنان، به غیر از اتکا به نیروی مبارزه متحدانه خود و هم سرنوشتانشان در اسرائیل و منطقه و جلب همبستگی انسانهای آزادیخواه و برابریطلب و جنبشهای پیشرو اجتماعی در سطح جهان برای نجات از جنگ و تهاجمات نظامی دولت فاشیست اسرائیل و نجات از زندگی مشقت باری که تحت حاکمیت حزبالله در چهار دهه گذشت تجربه کردهاند، راه دیگری در پیش ندارند.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
