تشدید فقر و گرانی بر متن تداوم فضای جنگی
شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۵

با تداوم حالت نه جنگ نه صلح در بین آمریکا و اسرائیل از یکطرف و جمهوری اسلامی در طرف دیگر، پیامدها و تبعات آن بر زندگی و معیشت کارگران و تودههای مردم تهیدست روز به روز بیشتر نمایان می گردد. اخراج کارگران شاغل تحت نام “تعدیل نیروی کار”، به بهانه بمباران مراکز صنعتی و از کار افتادگی آنها و یا به دلیل نبود و کمبود مواد خام مورد نیاز، هر روزه شمار بیشتری از کارگران را بدون پرداخت هیچ بیمه و بازخریدی، به صف میلیونی بیکاران روانه می کند. بنا به گزارشهای منتشر شده از استانهای تهران، البرز، قزوین، فارس و جاهای دیگر، بسیاری از کارفرمایان به ویژه به دنبال تعطیلات نوروزی اقدام به اخراج کارگران کردهاند. همچنین به دلیل قطع اینترنت به عنوان یکی از زیرساختهای اقتصادی صدها هزار فرصت شغلی نابود شده اند. در چنین شرایطی بنا به برآورد کارشناسان اقتصادی، تورم افسار گسیخته و سقوط ارزش ریال بر اثر جنگ در دوماه گذشته، هزینه سبد معیشت که شورایعالی کار رژیم در اسفند پارسال ۴۵ میلیون تومان تعیین کرده بود را به بالای ۷۱ میلیون تومان رسانده است. با این حساب هزینه سبد معیشت در عرض دو ماه به میزان ۷۸ درصد بالا رفته و به همان میزان فقر و گرسنگی نیز تشدید شده است.
رژیم جمهوری اسلامی به بهانه شرایط جنگی چنین فقری را به زندگی میلیونها خانوار کارگری که تا حال شانس آنرا داشتهاند کارشان را از دست ندهند، تحمیل نموده است. سران رژیم جمهوری اسلامی و کادر رهبری سپاه پاسداران در مرکز آن با تداوم سیاست جنگطلبانه، ثروت و سامان جامعه، که محصول کار و زحمت کارگران است را صرف تداوم این جنگ ارتجاعی و جنایتکارانه می نمایند تا خود و وابستگانشان از قِبَل آن به حاکمیت ضد انسانیشان ادامه دهند و میلیونها دلار نیز به جیب زنند. با این حال سران و دست اندرکاران رژیم به رغم تورم سه رقمیِ کالاهای مورد نیاز روزانه، تحمل بیشتر ریاضت اقتصادی و صرفه جویی در خورد و خوراک و مصرف آب و برق و گاز را به کارگران و تودههای مردم توصیه میکنند.
در این رابطه هفته گذشته محمد باقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی رژیم، از مردم ایران خواست، “برای کاهش پیامدهای اقتصادی جنگ، در هزینههای خود صرفه جویی نمایند و به همدیگر کمک کنند”. مجتبی خامنهای نیز از مخفیگاه خود و در پیامهای منتسب به او، مرحله کنونی جنگ را “نبرد اقتصادی” وصف کرده و از کارفرمایان خواسته در صورت امکان از اخراج نیروی کار خودداری کنند. مسعود پزشکیان رئیس جمهور بیاختیار حکومت اسلامی هم که با مشکلات بیشماری از خواست و مطالبات مردم روبرو است، با اشاره به کسری روزانه ۵۰ میلیون لیتر بنزین بر اثر آسیب گسترده به زیرساختهای انرژی در جریان جنگ و دشواری صادرات نفت و گرانی، از مردم ایران خواست “توقعات خود را پایین آورند و واقعیتها را بپذیرند.” تا به قول او “کشور بتواند در برابر دشمن بایستد”. این “ارشادات و رهنمودهای” مقامات رژیم به کارگران و مردم تهیدست در حالی است که خود میدانند رژیم در چه بحرانهای عمیقی دست و پا میزند و کارگران و مردم تهیدست ایران در چه شرایطی از فقر و گرانی زندگی می کنند.
در چنین شرایطی تنش و اختلاف میان جریانات درون حکومت نیز آشکارتر می گردند. مسعود پزشکیان از آسیبهای گسترده به زیرساختهای انرژی، دشواریهای صادرات نقت بر اثر جنگ و عدم توانائی دولت در تأمین هزینهها و پرداخت حقوق و دستمزد سخن میگوید و چاره را در سازش و گفتگو با آمریکا میبیند. این موضع گیری علنی” رئیس جمهور اسلامی” از سوی هسته مرکزی قدرت در سپاه پاسداران که در رجزخوانیها خود را فاتح جنگ میدانند و فریبکارانه واقعیتها را وارونه جلوه می دهند، مورد مخالفت قرار گرفت و بلافاصله از سایتهای حکومتی حذف گردیدند. پزشکیان روز دوشنبه ۲۸ اردیبهشت در گردهمایی روابط عمومی دستگاههای اجرایی با عنوان “راویان ایران”، از روایت سازی صادقانه دفاع کرد و روایت رسمی در باره بی اثر بودن حملات نظامی را تکذیب کرد و گفت “کسی که روایت دروغی را به جامعه منتقل میکند شیطان بر او نازل شده است”. پزشکیان اعتراف نمود که: ” ۲۳۰ میلیون متر مکعب گاز ما را زدند، نیروگاه پتروشیمی و فولار مبارکه را زدند و در حال نابودی هستند، روزانه ۵۰ میلیون لیتر بنزین کسری داریم و برای تأمین آن باید دلار بدهیم. آیا اصلأ دلار داریم تا بدهیم؟ پس نمیتوان ادعا کرد دشمن درحال نابودی و ما در حال شکوفایی هستیم. با آمریکا گفتگو نکنیم، چکار کنیم؟”.
اما پزشکیان و دولتش که در برابر هسته قدرت سپاه پاسداران اختیاری ندارند، در مقابل کارگران و تودههای مردم و فقر و گرانی و زندگی و معیشت آنان نیز از خود سلب مسئولیت میکند و از مردم میخواهد توقعات خود را پایین آورند. واقعیت این است که در ۴۷ سال گذشته رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی هیچگاه در برابر زندگی و معیشت کارگران و مردم تهیدست مسئولیتی بعهده نگرفته و بقای حکومت اسلامی را “واجب واجبات” دانسته است. حاکمان رژیم برای بقای خود هزینههای کلانی به جنگ افروزی در منطقه و سازماندهی و تأمین گروههای تروریست موسوم به محور مقاومت اختصاص دادهاند.
در چنین شرایطی آنچه برای جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی اهمیت حیاتی دارد، آگاهی بر این ضرورت است که اینبار با درس گرفتن از تجربه جنگ و درس گرفتن از تجارب خیزشهای سراسری هشت سال گذشته آگاهانهتر و سازمانیافتهتر مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی را تداوم و گسترش بخشند. بر خلاف استراتژی سلطنت طلبان فاشیست و نیروهای اپوزیسیون بورژوایی جنگ دوازده روزه و جنگ چهل روزه نشان دادند که توهم به دستیابی به آزادی و رفاه و ثبات از طریق دخالت و حملات نظامی قدرتهای امپریالیستی تا چه اندازه برای جنبش آزادیخواهانه مردم ایران زیانبار و کشنده است. تجربه خیزشهای سراسری هشت سال گذشته و نیمهجان کردن جمهوری اسلامی در همانحال که نشان داد آزادی کارگران و مردم ایران از چنگ این رژیم تنها میتواند به دست خود آنان تحقق یابد، این حقیقت را نیز خاطرنشان ساخت که حکومت اسلامی با ساختاری که دارد با اعتراضات خودجوش خیابانی و خیزشهای خودانگیخته و بیسازمان سرنگون نمیشود، بلکه باید ملزومات سرنگونی آن به معنای سازمانیابی، شکل دادن به رهبری سراسری و گستراندن تصویری روشن از معنای پیروزی را فراهم آورد. این تجربهها مانند همه تجارب قرن بیستم و قرن بیستویکم بار دیگر، نقش تعیین کننده حضور سازمانیافته طبقه کارگر و جنبش سوسیالیستی این طبقه در صحنه سیاسی جامعه، اهمیت پیوند کارخانه و خیابان برای ایجاد هر تحول سیاسی و اجتماعی را مورد تایید قرار دادند.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
