ترورهای هدفمند و برنامهریزی شده دولت اسرائیل در غزه
سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵

ایتامار بنگویر، وزیر امنیت ملی راستگرای افراطی اسرائیل، یکشنبه گذشته در اواسط اوت ۲۰۲۶ در یک پادکست رسانهای خواستار آن شد که نیروهای اسرائیلی هر شب ۳۰ تا ۴۰ فلسطینی را در نوار غزه به قتل برسانند. بنگویر مشخصاً گفت: «فکر میکنم باید در غزه ترورهای هدفمند انجام شود، هر شب ۳۰، ۴۰ نفر را حذف کنیم.» او همچنین تأکید کرد که منظورش صرفاً فلسطینیهای مسلح نیست، بلکه در نوار غزه افرادی وجود دارند که به گفته او «شایسته زنده ماندن نیستند» و «اصلاً انسان نیستند». بنگویر ماه گذشته نیز پیشنهاد داده بود که زندان کتزیعوت در صحرای نقب را با استفاده از تمساحها محافظت کنند. این ایده از یک اردوگاه پناهجویان در فلوریدا الهام گرفته شده بود که در ماه ژوئیه تعطیل شد. با این حال، یک دادگاه اسرائیلی این طرح را ممنوع کرد. همین بخش از سخنان وزیر امنیت اسرائیل است که ماهیت سیاسی مسئله را آشکارتر میکند. هنگامی که یک مقام رسمی دولتی، بخشی از جمعیت یک سرزمین را شایسه زنده ماندن نمیداند، آشکارا و بدون پرده با سازوکاری فاشیستی روبهرو هستیم.
تاریخ استعمار چه در دوران امپریالیسم و چه قبل از آن نشان میدهد که کشتار و نسل کشی تنها با سلاح امکانپذیر نمیشود. پیش از آن، باید تصویری ساخته شود که در آن زندگی قربانیان ارزش کمتری پیدا کند. انسانزدایی از بخشی از انسانها مقدمهای برای عادیسازی خشونت است. گروهی از انسانها ابتدا به عنوان تهدیدی دائمی معرفی میشوند، سپس مسئولیت جمعی به آن نسبت داده میشود و در مرحله بعد، اعمال خشونت علیه افراد غیرنظامی نیز در قالب ضرورت امنیتی توجیه میگردد. این الگو به دولت اسرائیل یا خاورمیانه محدود نمیشود، بلکه در تاریخ استعمار و جنگهای امپریالیستی بارها تکرار شده است. بنگویر قطعاً نماینده فاشیست اسرائیل است، اما عروج سیاسی چنین جریانی را نمیتوان خارج از بحرانهای ساختاری جامعه اسرائیل و تداوم مسئله فلسطین درک کرد. فاشیسم در خلأ سیاسی رشد نمیکند. ملیگرایی افراطی، نظامیگری، ترس دائمی از ناامنی و مناسبات دیرپای اشغال و سلطه بر فلسطینیان، زمینه اجتماعی و سیاسیای را فراهم کردهاند که در آن سیاستمداری مانند بنگویر میتواند از کشتار به عنوان یک راهحل سیاسی سخن بگوید.
جامعه اسرائیل نیز مانند هر جامعه سرمایهداری دیگری از طبقات و منافع متضاد تشکیل شده است. میان کارگر، سرمایهدار، کارمندان رده بالای بوروکراسی دولتی و فرمانده نظامی تفاوتهای واقعی وجود دارد. همانگونه که جامعه فلسطین نیز یک توده یکپارچه طبقاتی و سیاسی نیست. اگر قرار باشد سیاست انقلابی از سطح همدردی اخلاقی فراتر برود، باید همین تضادها را ببیند و امکان سازمانیابی مستقل فرودستان را جدی بگیرد. در این چارچوب، دولت نهادی است که مناسبات قدرت و منافع طبقات مسلط را سازمان میدهد و در شرایط جنگی، دستگاه نظامی و امنیتی آن نقش تعیینکنندهتری پیدا میکند. نسل کشی غزه در پیوند با تاریخ اشغال، محاصره، شهرک سازی در سرزمین های اشغال شده، جابهجایی اجباری جمعیت، منازعات منطقهای و حمایت قدرتهای جهانی شکل گرفته است. سرمایهداری امپریالیستی نیز در این میان بیرون از میدان جنگ قرار ندارد. صنعت تسلیحات، پیمانکاران نظامی و شبکههای امنیتی در جهان معاصر بخشی از ساختار اقتصادی این جنگ و نسلکشی را تشکیل میدهند.
در چنین شرایطی انسان فلسطینی که در خانه، خیابان یا پناهگاه زندگی میکند، در زبان قدرت به بخشی از یک مسئله امنیتی تبدیل میشود. در این اوضاع، هرچه زبان رسمی دولت و طبقه حاکم بیشتر از «تهدید»، «حذف» و «اهداف» سخن بگوید، امکان مشاهده انسانهای واقعی پشت این واژهها کمتر میشود. اما برای طبقه کارگر و فرودستان، قتلهای برنامهریزی شده دولتی هیچگاه فقط دادههای آماری نیستند. قتل و ترور یک انسان یعنی خانوادهای که از هم پاشیده، کودکی که دیگر به مدرسه بازنمیگردد، کارگری که دیگر به خانه و محل کارش برنمی گردد و جامعهای که امکان بازتولید عادی زندگی در آن از بین رفته است. از این منظر، توحش بنگویر وزیر امنیت دولت فاشیست اسرائیل درباره شیوههای کنترل زندان با استفاده از تمساحها نیز خشونتی بر متن جنایات و کشتار دولت اسرائیل در غزه است.
در حالی که تداوم نشل کشی دولت اسرائیل در غزه از حمایت قدرتهای امپریالیستی برخوردار است، کارگران و فرودستان اسرائیلی و فلسطینی، هرچند در موقعیتهای تاریخی و سیاسی یکسانی قرار ندارند، نمیتوانند منافع خود را برای همیشه در چارچوب دولتها و پروژههای ملیگرایانه تعریف کنند. این به معنای نادیده گرفتن نابرابریها و تمایزات نیست. برعکس، هر تحلیل جدی باید تاریخ اشغال، نسل کشی، تحقیر، کوچ اجباری و محرومیت و سلب حقوق فلسطینیان را در مرکز توجه قرار دهد. اما دفاع از منافع کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده فلسطین هنگامی افق رهاییبخش پیدا میکند که بتواند مستقل از گروههای مرتجع اسلام سیاسی خود را به مبارزهای گستردهتر علیه سلطه، ستم، استثمار سرمایه داری و میلیتاریسم و نظامیگری پیوند بزند.
سخنان بنگویر برای برنامه ریزی قتل و ترورهای هدفمند و عادی سازی کشتار، رویکرد واقعی دولت فاشیست اسرائیل در غزه را به آشکارترین شیوه نشان میدهد. هنگامی که کشتن دهها انسان در هر شب به عنوان یک سیاست قابل بحث مطرح میشود، خطر آن است که افکار عمومی به تدریج حساسیت لازم را برای دیدن این قتلها به عنوان یک فاجعه انسانی و سیاسی از دست بدهد. در چنین شرایطی با تکیه بر نیروی همبستگی بینالمللی با مردم فلسطین نباید اجازه داد که دولت فاشیستی و اشغالگر اسرائیل با حمایت دولت آمریکا نسل کشی در غزه را عادی سازی و استمرار آن را قابل تحمل کند. مسئله رهایی مردم فلسطین به نقد استعماری سرمایهداری امپریالیستی و فاشیسم و نظامیگری؛ و مهمتر از همه، به دفاع از استقلال سیاسی طبقه کارگر و فرودستان در برابر همه دولتها و قدرتهای مسلط سرمایه داری پیوند خورده است. اگر قرار است جنگ پایان یابد و صلحی پایدار برقرار گردد، آنچه باید دگرگون شود، مناسباتی است که به حکومت سرمایهدار فاشیستی اسرائیل اجازه میدهد درباره زندگی میلیونها انسان تصمیم بگیرد و با برنامهریزی ترورهای هدفمند تحتعنوان ضرورتهای امنیتی هستی یک ملت را نابود کند.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
