تداوم اعتراضات سراسری دانش آموزان «مشکلمون حل نشه، هر روز تجمع میشه»
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵

در حالی که جامعه ایران در برزخ نه جنگ، نه صلح قرار گرفته است، کارگران، بازنشستگان و دانشآموزان به رغم کوفتگی و خستگی ناشی از جنگ مبارزه برای تحقق حواستههای خود را از سرگرفتهاند. در سه هفته اخیر بسیاری از دانش آموزان پایههای یازده و دوازده در شهرهای ایران برای طرح خواست ومطالبات خود به خیابانها آمدند. در تهران در مقابل ساختمان وزارت آموزش و پرورش و در دیگر شهرها در مقابل ادارات آموزش و پرورش تجمعات اعتراضی برپا کردند. این اعتراضات از اواخر اردیبهشت و در اعتراض به شرایط کنکور، تغییر قواعد آموزشی، بلاتکلیفی در تصمیم گیریهای آموزشی و دیگر سیاستهای آموزشی رژیم، در تهران و تعدادی دیگر از شهرها آغاز گردید و به تدریج به بیش از ۲۰ استان ایران از جمله، تهران، استان مرکزی، اصفهان، خراسان رضوی و شمالی و جنوبی، آذربایجان غربی، گیلان، مازندران، خوزستان، سیستان وبلوچستان، یزد، قزوین، قم، کهگیلویه و بویراحمد، فارس و غیره گسترش یافته است.
با این حال اعتراضات سراسری دانش آموزان برای تحقق خواستههایشان ازجمله تأثیر ندادن معدل نمرات پایه یازدهم در کنکور، تا کنون از جانب نهادهای حکومتی پاسخ منفی گرفته است. وزیر آموزش و پرورش رژیم در پاسخ به اعتراضات دانش آموزان اعلام کرد که تعیین مقررات کنکور در اختیار آموزش و پرورش نیست و در این مورد “شورای عالی انقلاب فرهنگی” تصمیم گیرنده است. کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس اسلامی نیز، مسئولیت تصمیم گیری و پاسخگویی در رابطه با قواعد کنکور را به باصطلاح “شورا عالی انقلاب فرهنگی” حواله میدهد. یک عضو این کمیسیون خطاب به دانش آموزان معترض به آنان توصیه کرد: “دست از اعتراض بردارند و درس شان را بخوانند، زیرا اعتراض فایدهای ندارد”. دانش آموزان معترض در مقابل، خواستار استعفای حسین خسرو پناه دبیر “شورا عالی انقلاب فرهنگی” و دیگر اعضا این شورا شدند. زیرا این آخوند مرتجع روز شنبه ۱۶ خرداد بجای پاسخگویی به مطالبات و مشکلات دانش آموزان با توهین و بیاحترامی، دانش آموزان معترض را “مافیای کنکور” نامید و مدعی شد که با اجرای مصوبه اخیر “شورا عالی انقلاب فرهنگی” در رابطه با کنکور، آنان هزاران میلیارد ضرر کرده اند.
البته در اینکه فساد، دزدی و مافیای اقتصادی در همه ارکان حکومت اسلامی ریشه دوانده است، شکی نیست. اما انتساب دانش آموزان ۱۷- ۱۸ ساله به مافیا از جانب دبیر “شورای عالی انقلاب فرهنگی” رژیم اسلامی، نشانه رویکرد سرکوبگرانه این نهاد حکومتی است. با این حال اعتراضات دانش آموزان روز شنبه و یکشنبه ۱۶ و ۱۷ خرداد گسترش بیشتری پیدا کرد و دانش آموزان شهرها و استانهای بیشتری به آن پیوستهاند. دانش آموزان در تجمعات خود با سر دادن شعارهایی از جمله: “مشکلمون حل نشه – هر روز تجمع میشه”، “دانشجو میمیرد – ذلت نمیپذیرد”، “محصل داد بزن – حق تو فریاد بزن”، “وعده زیاد شنیدیم – نتیجهای ندیدیم”، “نترسید نترسید ما همه با هم هستیم”، “مرگ بر مسئول بیلیاقت” نشان دادند، که مشکلات آنان تنها در مقررات کنکور خلاصه نمیشود و خواستها و مطالبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دیگری نیز دارند. از این نظر دانش آموزان معترض مصمم هستند تا برآورد مطالباتشان به اعتراض خود ادامه دهند و با هدف گسترش اعتراضات خود، طی این مدت با تماس و ارسال پیام به دانش آموزان کلاسهای ۱۱ و ۱۲ در دیگر شهرها، خواستار پیوستن آنها به تجمعات اعتراضی و ادامه آن شدهاند.
پاسخ رژیم جمهوری اسلامی به دانش آموزان نیز حمله به تجمعات، سرکوب و انتساب اعتراض آنان به “دشمن خارجی” بوده است. نیروهای سرکوبگر و مزدور انتظامی و یگان ویژه رژیم در برخی از شهرها با دانش آموزان درگیر شده و تعدادی از دانش آموزان را زخمی و بازداشت کردهاند.
قطع مداوم و طولانی مدت اینترنت و تعطیلی مکرر مدرسهها براثر جنگ و بر اثر آلودگی هوا و دیگر مناسبات و بهانهها، تشدید فضای امنیتی در مدارس و تغییرات مداوم مقررات آموزشی و ناامنی در جامعه و نا روشن بودن سرنوشت آیندهشان، بخش دیگری از مشکلاتی هستند که دانش آموزان روزانه با آن درگیر میباشند. از سوی دیگر هزینه بالای تحصیل و کالایی و طبقاتی شدن آن در ایران در کنار فقر و تنگدستی شدید موجب شده که بسیاری از خانوادهها توان تأمین هزینههای سنگین تحصیل فرزندانشان حتی در مقطع ابتدایی نیز ندارند. بنا به گزارش رسمی مرکز آمار جمهوری اسلامی، میزان ترک تحصیل در ایران در چند سال گذشته سیر صعودی داشته است. در سال گذشته حدود یک میلیون دانش آموز در ایران مجبور به ترک تحصیل شدهاند. در این میان دانشآموزان مناطق محروم و حاشیهای و خانوادههای کمدرآمد بیش از دیگران از این سیاست آسیب میبینند. علاوه بر آن بر اثر تبعیض جنسیتی آمار ترک تحصیل دختران نسبت به پسران نیز بسیار بالاتر بوده است. این مرکز اعتراف میکند که فقر اقتصادی و تبعیض جنسیتی از مهمترین عوامل ترک تحصیل در ایران بوده اند.
طی چهار ماه اخیر وجود شرایط جنگی در ایران به رغم گسترش فقر و بیکاری و تعمیق بحران اقتصادی و سیاسی، موجب کاهش و فروکش اعتصابات و اعتراضات کارگران و دیگر اقشار تهیدست جامعه شده است. تبعات و پیامدهای این جنگ ارتجاعی بالا رفتن بیشتر تورم، افزایش بیکاری گرانی و کاهش قدرت خرید و خالی تر شدن سفره خانوادههای کارگران و دیگر اقشار تهیدست جامعه را به دنبال داشته است. طی این مدت رژیم اسلامی به بهانه جنگ، هر گونه اعتراضی به این وضعیت فلاکتبار را به آمریکا و اسرائیل و دشمن منتسب کرده و وحشیانه آنرا سرکوب کرده است. اینک باگذشت دو ماه از آتش بس شکننده و ناپایدار، اعتراضات کارگران، زنان، بازنشستگان، فرهنگیان و دانش آموزان در حال بازگشت به روند قبل از جنگ است. در چنین شرایطی تحقق خواست و مطالبات و سرنوشت مبارزات دانش آموزان و موفقیت آنان نیز در گرو سازمانیابی خود و تلاش برای همبستگی و اتحاد با جنبش کارگری و دیگر جنبشهای پیشرو اجتماعی در ایران است.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
