پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ | 02 - 04 - 2026

Communist party of iran

تحولات ایران: مصادره ممنوع!


لیلا دانش

اپوزیسیون راست خارج کشور برای انقلاب خیلی عجله دارد. و این عجله ناشی از داشتن آمادگی سازمانی و کادری و برنامه‌ای آن‌ها نیست. مساله از یک‌سو مربوط است به سایه سنگین اعتراضات گسترده در ایران که چند سالی است مدام از هر روزنی سر بلند می‌کند و هر بار پر قدرت‌تر، سراسری‌تر و مصمم‌تر. از طرف دیگر، استفاده از پهبادهای انتحاری جمهوری اسلامی در اوکرایین شاخک‌های فرصت‌طلبی اینان را حساس کرده است. برای اینان سد کردن و بی خاصیت کردن چرخش به شرق بخشی از بورژوازی ایران، تنها با بحث و حقوق بشر و تحریم‌های تاکنونی مقدور نیست. یک کارت حی و حاضر هم‌پیمان شدن با زلنسکی است برای فشار بر آمریکا و اتحادیه اروپا با هدف رژیم چنج.

اپوزیسیون راست جمهوری اسلامی را خصوصا در شرایط سیاسی امروز و بر متن مجادلات آمریکا/ ناتو با روسیه و چین ابداً نباید دست‌کم گرفت. مساله بر سر خزعبلات بی سر و ته شاهزاده نیست که هر چند وقت یک بار خود را مضحکه خاص و عام می‌کند. مساله مهم این است که این‌ها به اتکا امکانات مالی و تدارکاتی و رسانه‌‌ای‌شان مترصدند که خود را صاحب حرکت و خیزش جاری مردم کنند؛ بدون این که توان و پتانسیل هدایت جامعه ایران برای عبور از یک تندپیچ مهم تاریخ معاصر ایران را داشته باشند. این زنگ خطر بزرگی است. نتیجه‌ این بی کفایتی تنها بی حیثیت شدن خود این جریانات نیست، بلکه عنصری مهم است در خدمت فروپاشی و اغتشاش در ایران مادام که جبهه ۹۹ درصدی‌های جامعه هنوز امکان و اراده به دست گرفتن جامعه و خلاصی از لجن عقب‌ماندگی و حقارت و بردگی نظام سرمایه‌داری را نیافته باشد. آنان که تصور می‌کنند برای اتحاد و وحدت در شرایط حاضر نباید بحث‌ کرد، آماده باشند مسئولیت عواقب «وحدت» خواهی‌شان در شرایط فعلی را بپذیرند. بحث‌ درباره اپوزیسیون راست مهم است. هر آن‌چه که به آینده جامعه ایران مربوط است، موضوع بحث همین امروز است. همین بحث‌هاست که راه تعمیق جنبش در داخل ایران، روشن‌تر شدن افق آن و حفظ تمایزش با جریانات وابسته به خانه دموکراسی آمریکا و نهادهای ناتویی و اتحادیه درمانده اروپا کمک می‌کند.

اعتراضات گسترده داخل طبعا نیاز به حمایتی گسترده‌ در خارج هم دارد. و در این حمایت‌ها پیامی که داده می‌شود بسیار مهم‌تر از تعداد شرکت‌کنندگان است. جمع کثیری از ایرانیانی که در این حرکات شرکت می‌کنند، از سر دل‌تنگی برای روح آریایی سرود «ای ایران» نیست. برای این هم نیست که پارلمان اروپا و در این‌جا به طور مشخص آلمان، یعنی یک بازنده مهم جنگ در اوکراین، از زبان ایرانیان معترض به منافع خود واقف شود! جنایت‌های جمهوری اسلامی هیچ بخشی از جامعه ایران را بی نصیب نگذاشته است و مخالفت با این حکومت چه در داخل و چه در خارج طیف وسیعی از مردم را در برمی‌گیرد که طبعا رویکردهای سیاسی و اجتماعی متفاوتی دارند. با این حال، اکنون دیگر روشن است که در حالی که اعتراضات داخل مدام در حال پالایش یافتن، تعمیق و گسترش، و سمت و سو یافتن است؛ در خارج کشور ما شاهد یک پیام بسیار روشن در تجمعات گسترده هستیم. نقطه عزیمت این تجمعات قانع کردن آمریکا و اتحادیه اروپاست به این که در ایران انقلابی در جریان است، دیگر وقت مذاکره با این دولت نیست و حتا آلترناتیو لازم برای تغییر رژیم هم موجود است. به جز بی بی سی که گه‌گاهی با طرح سئوال «رهبری» بحث را باز می‌کند، از تقریبا یک هفته پیش شاهزاده و تلویزیون ایران اینترنشنال هم دقایق شکل‌گیری رهبری جدید و حتی خط و نشان‌هایش برای غیرخودی‌ها را پنهان و آشکار طرح می‌کنند. در چنین فضایی، تجمعات خارج کشور و بیانیه‌های صادر شده در این راستا باید بیش‌تر مورد مداقه قرار بگیرند. دو نمونه از این نوع تحرکات را می‌توان در تجمع برلین در روز ۲۲ اکتبر و هم‌چنین نامه‌ای از دانش‌جویان دانش‌گاه‌های ایران به رئیس اتحادیه اروپا دید که در همین روزها منتشر شده است.

پیام برلین

تظاهرات برلین بعد از مورد تورنتو تا آن‌جا که ظاهر قضیه نشان می‌دهد، به دعوت حامد اسماعیلیون برگزار شد. حامد اسماعیلیون صاحب یک غم بزرگ است. او از جمله زخم‌خوردگان سقوط هواپیمای اوکرایینی است که سوگ عزیزانش را به نیرویی برای شکل دادن به یک اعتراض جمعی تبدیل کرد. و در این زمینه هم کارهای با‌ارزشی انجام داد. فشار آوردن بر جمهوری اسلامی برای پاسخ‌گو شدن به خانواده‌های این جان‌باختگان و آشکار کردن برگ دیگری از جنایات این حکومت، در جای خود با‌ارزش است. هم‌چنان که باقی خانواده‌های جان‌باختگان در تمام این سال‌ها کرده‌اند. اما آیا حامد اسماعیلیون سخن‌گوی خیزش در صحنه ایران هم هست؟ و اگر هست چرا و به اتکای کدام رویکرد سیاسی‌اش؟ به اتکا کدام نگرش اعتراضی که همه مسائل یک جامعه هشتاد و چند میلیونی را در بر بگیرد؟ آیا جلوی صحنه انداختن او برای این که مدام آمریکا و اروپا را قانع به رژیم چنج و قطع مذاکرات و فهمیدن انقلاب ایران کند، محصول طبیعی اعتراض به حق اوست برای زخمی که بر تن و جان خود دارد؟ یا او را به جلوی صحنه آورده‌اند تا همه معترضان در صحنه در مقابل این انسان مصیبت دیده خفقان بگیرند و پیام سیاسی سخن‌رانی‌اش را دربست بپذیرند و بعد وامانده‌های سلطنت و ایران اینترنشنال با قمپوز در کردن عالمانه از تشابه سخن‌رانی او با مارتین لوترکینگ بگویند؟! و بخش وسیعی از چپ خارج کشور با دیدن جمعیت وسیعی از ایرانیان که در هیچ‌کدام از تظاهرات‌ها برای اعتراض به اعدام و کشتار و مصیبت‌های حکومت اسلام حاضر نمی‌شدند، اشک شوق بریزند که انقلاب توده‌ای شده است؟! و کار به جایی برسد که دانش‌گاهیان سخن‌ور بی بی سی و ایران اینترنشنال از منابع دانش‌گاهی کُد بیاورند که وقتی سه و نیم درصد جمعیت به خیابان آمده باشند، دیگر می‌شود از انقلاب حرف زد! و این سه و نیم درصد را هم در رابطه با جامعه هشتاد و چند میلیونی ایران نمی‌گویند. نخندید! چشم در چشم انسان می‌دوزند و شعور انسان ایرانی داخل و خارج را به سُخره می‌گیرند. می‌گویند جمعیت حاضر در برلین از سه و نیم درصد جامعه یک و نیم میلیونی مهاجرین ایرانی هم بیش‌تر است. گویا قرار است ایرانیان خارج کشور در همین خارج کشور برای ایران انقلاب کنند. و به داخلی‌ها قوت قلب دهند که ما آماده گرفتن قدرت هستیم! هیچ چیز واقعی‌تر از اعتراض به مصیبت حاکم در ایران نیست. و برای مصادره این صحنه، گرگان درنده‌ای در کمین نشسته‌اند که در سابقه کودتا و کشتار و اعدام و چپاول و نوکری پیش‌کسوت جمهوری اسلامی بوده‌ند. البته با سلبریتی و پامنبری شیک و بدون حجاب اجباری!

واقعیت این است که جمهوری اسلامی از همان فردای انقلاب شکست‌خورده ۵۷ باید می‌رفت. از همان روزی که فرمان آپارتاید جنسی را در جامعه صادر کرد و کارگران بی‌کار را به گلوله بست. اما این حکومت از یک‌سو به اتکا سرکوب و کشتار و سوار شدن بر موج توهم و باور سیاسی و حتا ایدئولوژیک (مذهبی) مردم باقی ماند و قدرت خود را مستحکم کرد. و از سوی دیگر، به همت سیاست‌ها و رویکردهای بخش‌هایی از طبقه حاکم که کمر همت بستند تا این دستگاه جنایت و خفقان را اصلاح کنند. امروز که اکثریت جامعه ایران بعد از چند دور اعتراض سراسری در مقابل این حکومت و در حالی که کارد به استخوان همه رسیده، حاضر نیستند خیابان را ترک کنند، عده‌ای باز راه افتاده‌اند تا با دعوت به تفاهم، تا برای احترام به کلام یک انسان مصیبت دیده، تا به خاطر پرچمی که سمبل وفاق ملی است… به معترضین داخل بگویند همه چیز تحت کنترل ماست، آمریکا و اروپا را به رژیم چنج قانع کنند و مهم‌تر از آن خود را صاحب کُل صحنه جا بزنند. بحث تنها بر سر سلطنت‌طلبان نیست. آن‌ها آبروباخته‌ترین بخش این رویکرد هستند. مصیبت بر سر جریان آریایی است که دارد از این صحنه سر بر می‌آورد و هم امروز یقه زاهدان و کردستان را گرفته که چپ و راست قسم بخورند که «…. جانم فدای ایران»! و تلویزیون ایران اینترنشنال که موجودیت خود را مدیون پول سعودی است، که زنانش هنوز مشغول مبارزه برای کسب گواهی‌نامه رانندگی هستند، با پخش مستقیم سخن‌رانی‌های بی خاصیت‌ترین شاهزاده دنیا و با پخش مستقیم تجمع برلین خود را صاحب آن جا بزند.

نامه دانشجویان دان‌شگاه‌های ایران به رئیس پارلمان اروپا

این نامه یا اطلاعیه خطاب به رئیس اتحادیه پارلمان اروپا نوشته شده و امضای جمع کثیری از دانش‌گاه‌های ایران را در زیر خود دارد. محتوای اصلی نامه این است که اعتراضات جاری سراسری است و با همه موارد مشابه پیشین متفاوت است؛ بخش‌های مختلفی از مردم را شامل می‌شود; خواهان یک حکومت دمکراتیک سکولار است؛… و اطمینان می‌دهد که حمایت اروپا از این حرکت به نفع خود آنان است، چرا که مانع به سرانجام رسیدن پروژه هسته‌ای ایران می‌شود، صلح و آرامش به منطقه می‌آورد و حتا مانع از مهاجرت ایرانیان به اروپا می‌شود! این هم یک نمونه روشن از متوسل شدن به قدرت‌های خارجی برای سر و سامان دادن به مساله تغییر حکومت در ایران با اتکا به مولفه‌هایی که در سیاست خارجی اروپا به ویژه در مقابل کشورهای مهاجرخیز خاورمیانه برایشان مهم بوده است. شباهت این موضع‌گیری با مواضع شورای مدیریت گذار البته دلیل کافی‌ای است برای این که این متن را بشود دربست در سایت این جریان پیدا کرد!

در طول یک هفته گذشته، اعتراضات در دانش‌گاه‌ها فشرده‌تر شد و در برخی حتا رادیکال‌تر و پیگیرتر. و در نتیجه این سئول بسیار مهمی است که این‌ها کدام بخش از این دانش‌گاهیان هستند. آیا تنها بخشی از دانش‌جویان هستند که به نام کل یک دانش‌گاه حرف زده‌اند و اگر چنین است، بدنه جنبش دانش‌جویی در این زمینه چه می‌گوید؟ در میان گزارشاتی که از اعتراضات می‌رسد، می‌توان دید که این نسل در میدان به دلیل اختناق حکومت اسلامی، درک و دریافتی ناکافی از تاریخ ایران و سنت‌های سیاسی آن دارد. اما هوشیاری و آگاهی آن‌ها در زمینه‌های دیگر این سئول را طرح می‌کند، که چطور ممکن است عده‌ای به خود اجازه دهند و یا این امکان را داشته باشند که به نام تمام دانش‌گاهیان نامه‌ای به اتحادیه اروپا بنویسند که روح مبارزه جاری در همه این دانش‌گاه‌ها را منعکس نمی‌کند؟ این ابداً مساله کم اهمیتی نیست. و البته باید آن را در کنار دیگر فعالیت‌های اپوزیسیون راست جمهوری اسلامی و رویکردشان در رهبرسازی و آلترناتیوپزی گذاشت، تا عمق ماجرا را فهمید. مدافعان بی قید و شرط «وحدت» به خصوص در چپ باید چشم بگشایند، عُمق داستان را دریابند و بدانند که نه سکوت در مقابل این وقایع برای حفظ وحدت، بلکه آشکار صحبت کردن در مورد آنست که دست جمهوری اسلامی را در سرکوب می‌بندد. آگاهی و هشیاری در این وقایع است که به مردم حاضر در صحنه ایران امکان ایستادگی در مقابل حکومت اسلامی را می‌دهد، نه تبدیل شدن به سرباز خاموش پروژه‌هایی که از همین امروز مترصد سد کردن گسترش اعتراض‌ها در مسیری غیر از مسیر مورد نظر خودشان هستند.

موقعیت ضعیف چپ هیچ مولفه تازه‌ای نیست. برای جبران این ضعف بدترین راه، کم‌رنگ کردن تفاوت‌های میان جریانات اپوزیسیون است. اعتراض در جامعه ایران سال‌هاست موجود است و البته در بند گفتمان‌های مدنی و تسلیم گرانه‌ای که اصلاح‌طلب و سلطنت‌طلب و مدنی‌خواه و… حاکم کرده‌اند. خیزش توده‌ای اعتراضی موجود به حکم شرایط عینی تحمیل شده بر جامعه، این ظرفیت را دارد که بتواند از این گفتمان‌ها فراتر رود. و این بستر مناسبی است برای شکل‌گیری نیروهایی در اپوزیسیون که بازسازی جامعه ایران در خدمت و برای اکثریت جامعه را مد نظر دارند، نه صرفا برتری پرچم خود، یا حزب خود و یا سنت ایدئولوژیک خود. این فرصتی است برای فایق آمدن بر فقر چندین ساله‌ای که با سرکوب و تبعید در چپ ایران ساختاری شده است. و البته این فرصت‌ها همیشه و تا ابد موجود نیستند.

جنگ روسیه و اوکراین چالش بزرگ لحظه حاضر آمریکا و اتحادیه اروپاست. دیپلماسی چند لبه آن‌ها با ایران که با چراغ خاموش به درون این چالش خزیده، برای حمایت از مردم ایران نیست. بذل و بخشش آلمان برای حمایت از دموکراسی در ایران نیست. وزیر خارجه جنگ‌طلب (هم‌چنین فمینیست و حزب سبزی) آلمان نمی‌تواند ربطی به مساله رهایی زن و دموکراسی در ایران داشته باشد. هوشیار باشیم. اعتراضات سراسری ایران اگر به انقلابی در خدمت کارگران و مردم زحمتکش فرا روید، تاریخ‌ساز است، نه اگر تبدیل به ابزاری شود در خدمت سیاست‌های آمریکا و ناتو در تقابل با روسیه و چین.

بیست و چهارم اکتبر ۲۰۲۲

برگرفته از صفحه کانون پژوهشی نگاه

اشتراک در شبکه های اجتماعی: