پنجشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۴ | 22 - 01 - 2026

Communist party of iran

تجربه‌ی زیسته‌ی ایرانیان از جنگ دوازده‌روزه؛ زندگی زیر بار بحران و بی‌کفایتی حکومت

سطور زیر، تلاشی است برای به یاد سپردن صداها و روایت‌هایی که معمولاً در هیاهوی خبرهای رسمی و روایت سازی حکومتی گم می‌شوند. گفتن از اضطراب مادران، ناامیدی جوانان، درماندگی کارمندان، و فروپاشی کسب‌وکارهای کوچک، تنها ثبت گذشته نیست؛ بلکه ضرورتی است برای ساختن آینده‌ای که در آن مردم، صرف‌نظر از جایگاه و باورهایشان، سزاوار زیستن در رفاه، صلح و کرامت‌اند.
در بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، با آغاز حملات هوایی اسرائیل به خاک ایران، برگ تازه‌ای در تاریخ معاصر ایران گشوده شد. صداهای مهیب انفجار و خبر کشته‌شدن فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته‌ای، نشانه‌های آغاز جنگی بود که به‌سرعت از درگیری نظامی فراتر رفت، به قلب زندگی روزمره‌ی مردم نفوذ کرد و بحرانی اجتماعی، روانی و اقتصادی را برای میلیون‌ها نفر رقم زد. 

زندگی زیر بار بحران و بی‌کفایتی
در اولین روزهای حمله‌ی اسرائیل، ساکنان ایران با صف‌های طولانی نان و سوخت روبه‌رو شدند و پیدا کردن جایی امن به دغدغه‌ای بزرگ برایشان مبدل شد. مردمی که سال‌ها سوء‌مدیریت‌ و بی‌کفایتی مسئولین و فشارهای اقتصادی و اجتماعی فرسوده‌شان کرده بود، حالا باید بار سنگین جنگ را نیز به دوش می‌کشیدند.

تهران در بلاتکلیفی
در روزهای جنگ، خیابان‌های تهران خلوت شدند. کسانی که ماشین شخصی داشتند ترافیک‌ سنگین خروجی‌های شهر را به سختی پشت سر گذاشتند و یا به منزل بستگان رفتند یا با پرداخت مبالغ گزاف خانه‌ای در شهرهای دیگر اجاره کردند. ظرفیت اتوبوس‌ها و قطارها اغلب پر شد و کسانی که ماشین شخصی نداشتند یا از پس هزینه‌های سفر برنمی‌آمدند، بدون هیچ برنامه‌ی جایگزینی، کاملاً بلاتکلیف و درمانده‌ شدند.

نوزادان و مادران در دل بحران
در میان کسانی که در تهران مانده‌ بودند، زنان باردار، نومادران و زنان شیرده از جمله گروه‌هایی بودند که شرایط دشوارتری را تجربه کردند.
ترس از تشعشعات هسته‌ای: نگرانی‌ای جدید با آغاز جنگ، یکی از نگرانی‌هایی که آرام‌آرام به دغدغه‌ای جدی بدل شد، احتمال انتشار تشعشعات هسته‌ای بود. «پونه» که در خیابان امیرآباد زندگی می‌کند و خانه‌اش در نزدیکی سازمان انرژی اتمی واقع است از توزیع قرص‌های ید در محله‌های امیرآباد و یوسف‌آباد می‌گوید: «روز ششم جنگ بود که چند نفر از وزارت بهداشت اومدند دم در و به هر کدوم از اعضای خانواده سه تا قرص یُد دادند و گفتند هر وقت وزارت بهداشت اعلام کرد باید این قرص‌ها رو مصرف کنیم. گفتن احتمال انتشار تشعشعات هسته‌ای هست و قرص ید می‌تونه مفید باشه. بعداً از یکی از دوست‌هام که توی یوسف‌آباد زندگی می‌کنه هم شنیدم که دم در خونه‌ی اون‌ها هم اومدن.

بحران‌های شغلی
در این مدت، بسیاری از کارمندان دورکار شده یا مجبور به گرفتن مرخصی‌های اجباری شدند. بعضی از کارکنان شرکت‌های خصوصی نیز با خطر جدی اخراج مواجه شدند. برای نمونه «علی‌بابا» که یکی بزرگ‌ترین شرکت‌های فروش بلیط و تورهای گردشگری است به دلیل کاهش فروش، ۴۵ درصد از نیروهای خود را تعدیل کرد. 
در این مدت اضافه‌کاری‌ها در بسیاری از شرکت‌ها قطع شد، پرداخت حقوق‌ها به تاخیر افتاد و شاغلین با مشکلات مالی عدیده‌ای مواجه شدند. از سوی دیگر، حضور در بعضی از محل‌های کار می‌توانست با خطر جانی همراه باشد. «لیلا» که مهندس کامپیوتر است و در پژوهشگاه نیرو کار می‌کند می‌گوید: «من توی شهرک غرب زندگی می‌کنم و فاصله‌ی خونه‌ام تا محل کارم ده دقیقه پیاده‌ست. من چند روزی بود که دورکاری می‌کردم، ولی تو فکر بودم برم پژوهشگاه به گلدون‌هام آب بدم که خوب شد نرفتم! روز یکشنبه (۲۵ خرداد) از خونه، صدای ریزپرنده‌ها رو شنیدیم، یه صدایی شبیه صدای پنکه دارن. ظاهراً قصدشون زدن پژوهشگاه بوده، ولی همون نزدیکی‌ها رو زدن. 

اختلال در انترنت
یکی دیگر از مسائلی که هم بر کسب‌وکارها تاثیر فراوانی گذاشت و هم زندگی بسیاری از مردم را تحت‌الشعاع قرار داد اختلال در اینترنت بود. در میانه‌ی بحران، درست زمانی که مردم بیش از هر وقت دیگری به اطلاعات موثق و ارتباط با عزیزانشان نیاز دارند، حکومت دوباره به ابزار همیشگی‌اش متوسل شد و اینترنت را محدود کرد. آن‌چه مردم در این مدت تجربه کردند کندی شدید، قطع دائمی فیلترشکن‌ها، اختلال در پیام‌رسان‌هایی مثل واتس‌اپ و تلگرام و در نهایت قطعی کامل اینترنت بود.
این اولین باری نبود که قطعی و اختلال اینترنت به این شکل اتفاق می‌افتاد. در واقع، از آبان ۹۸ به بعد شهروندان و کسب‌وکارها بارها طعم تلخ قطع ارتباطشان با دنیا را چشیده‌اند.

در جست‌وجوی امنیت و امید
در روزهای جنگ، آن‌چه مردم ایران، بالاخص جوانان با گوشت و پوست خود احساس می‌کردند، از هم پاشیدن بیش از پیش حس امنیت و خوشبینی به آینده بود. «پویان» که ۲۴ سال دارد و مربی باشگاه و بازیگر تئاتر است می‌گوید: «نزدیک خونه‌ی ما موشک خورد، کل خونه لرزید، انگار داشت متلاشی می‌شد. شیشه‌های خونه هم خرد و خاکشیر شد. این روزها همه‌ش دارم (قرص) پوکساید می‌خورم که اضطرابم کم‌ شه. کاملاً احساس پوچی می‌کنم، یعنی هیچی دیگه برام مهم نیست.

اختلال استرس پس از سانحه: زخمی که دیده نمی‌شود
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، زمانی بروز می‌یابد که فرد پس از مواجهه با یک رویداد آسیب‌زا، نتواند به‌صورت طبیعی با آن کنار بیاید و آثار روانی آن، مدت‌ها پس از پایان حادثه باقی بماند. این اختلال ممکن است در پی حوادثی چون جنگ، زلزله، مرگ ناگهانی عزیزان یا دیگر فجایع انسانی ایجاد شود.
در اختلال استرس پس از سانحه ذهن فرد به شکلی وسواس‌گونه، تجربه‌ی تروماتیک را بازسازی می‌کند؛ گویی حادثه، بارها و بارها در حافظه‌ی او اتفاق می‌افتد. مبتلایان در شرایط عادی زندگی نیز احساس تهدید و ناامنی می‌کنند، آن‌ها ممکن است دچار کابوس‌های مکرر شوند، ناگهان در طول روز دچار حملات اضطرابی گردند، یا نسبت به صداها، تصاویر و موقعیت‌های خاص واکنش‌های شدید نشان دهند. برخی از این افراد حتی از محیط‌های اجتماعی فاصله می‌گیرند و در انزوایی ناخواسته فرو می‌روند.

«میترا» زنی ۵۲ ساله‌ و ساکن تهران است که بعد از جنگ، دچار مشکلات زیادی شده: «شب‌‌ها حوالی ساعت ۲ از خواب می‌پرم و تا صبح خوابم نمی‌بره. بدنم منقبض می‌شه و شدیداً استرس دارم، احساس می‌کنم همین الانه که موشک بخوره به خونه‌مون و خودم و شوهر و دخترم رو تیکه‌تیکه کنه. تو طول روز بی‌حوصله‌م و روی قفسه‌ی سینه‌م احساس سنگینی می‌کنم. این روزها اصلاً تمرکز ندارم. گاهی دخترم می‌گه صدام زدی یا مثلاً فلان وسیله رو جابه‌جا کردی ولی من اصلاً یادم نمی‌آد این کارها رو انجام داده باشم.»
در میان آوار در واپسین ساعات جنگ دوازده‌روزه، منزل «محمد» هدف حمله‌ی موشکی اسرائیل قرار گرفت و خانه‌ی استیجاری او به طور کامل ویران شد. محمد در لحظه‌ی اصابت موشک در خانه نبود، اما وقتی به محل بازگشت، با خانه‌ی ویران‌شده‌اش روبه‌رو شد. او می‌گوید: «حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان لوازمِ توی خونه‌م نابود شد. قرارداد اجاره‌ام هنوز شش ماه اعتبار داشت، اما حالا باید یه جای دیگه واسه زندگی پیدا کنم. ولی یه قرون هم پول ندارم که بتونم یه خونه‌ی جدید رهن کنم. صابخونه‌ام هم که الان خونه‌شو از دست داده، تو موقعیتی نیست که بتونه پول پیش منو بهم برگردونه..

اشتراک در شبکه های اجتماعی: