تبعیض جنسیتی در بازار کار ایران!
یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴
آرام فرج الهی

تبعیض جنسیتی در بازار کار ایران، بخشی از ساختار عمیق و نهادینه شده سرمایهداری مردسالار در این کشور است. انتشار دفترچه آزمون استخدامی یک بانک در سال ۱۴۰۴، که در آن سهم زنان به شکلی فاجعه آمیز به حداقل رسید، تنها پردهای دیگر از این نمایش طولانی مدت تبعیض بود. در این دفترچه، از مجموع ۲۵۷ فرصت شغلی، تنها ۱۹ مورد به زنان اختصاص یافته و در بسیاری از استانها، اساساً هیچ سهمی برای زنان در نظر گرفته نشده بود. این واقعیت تلخ، بار دیگر پرسش بنیادی را پیش روی ما میگذارد: چرا زنان، با وجود آنکه بیش از نیمی از فارغالتحصیلان دانشگاهی کشور را تشکیل میدهند و در بسیاری حوزهها پا به پای مردان تلاش کردهاند، همچنان در حاشیه بازار کار قرار دارند؟
پاسخ از دیدگاه ما روشن است: تبعیض جنسیتی در استخدام و اشتغال، نتیجهی مستقیم شیوه تولید سرمایه داری و پیوند آن با نظم مردسالارانه است. سرمایه داری، برای تضمین بازتولید خود، نیازمند کار خانگی رایگان زنان، نیروی کار ارزان و «انعطاف پذیر» زنانه و در عین حال محدود کردن حضور زنان در عرصه عمومی است. این تبعیض نه استثنا، بلکه قاعده ای درونی و ضروری برای بقا و انباشت سرمایه است. برای درک ابعاد بحران، باید به داده های آماری رجوع کرد. طبق آمار مرکزآمار ایران در بهار ۱۴۰۳، جمعیت در سن کار بیش از ۶۵میلیون نفر است که نیمی از آن را زنان تشکیل میدهند. نرخ مشارکت اقتصادی مردان حدود ۶۸ درصد و زنان تنها ۱۴درصد است؛ یعنی مردان تقریباً پنج برابر زنان در بازار کار حضور دارند. نرخ بیکاری زنان ۲.۵ برابر مردان گزارش شده است. در گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال، که اوج سن ورود به بازار کار است، سهم مشارکت زنان تنها ۲۶ درصد بوده است. این ارقام نشان میدهد که سرمایه داری ایران، علی رغم افزایش چشمگیر تحصیلات عالی زنان (بیش از ۶۰ درصد ورودیهای دانشگاهها را زنان تشکیل میدهند)، عملاً آنان را از بازار کار رسمی کنار میگذارد.
دفترچه استخدامی بانک بهخوبی این واقعیت را عریان کرد: در ۱۸ استان، حتی یک موقعیت شغلی برای زنان در نظر گرفته نشده بود. در پنج استان دیگر تنها یک سهمیه بومی برای زنان شد و در استانهای با سهمیه زنانه نیز، تنها در مراکز استانها و به تعداد انگشت شمار امکان استخدام زنان وجود داشت.تبعیض جنسیتی در استخدام را نمیتوان به «مشکل مدیریتی» فروکاست. این تبعیض ریشه در ساختار اقتصادی ـ اجتماعی ایران دارد. سرمایهداری ایران، از زمان شکلگیری در عصر پهلوی تا امروز، بر پایه تقسیم جنسیتی کار بنا شده است. در این تقسیم؛ مردان به عنوان نیروی اصلی بازار کار مزدی تعریفشدهاند، زنان به عنوان نیروی کار خانگی رایگان و در بهترین حالت نیروی کار ثانویه و جایگزین. این ساختار تاریخی باعث شده که حتی در دورههایی که زنان وارد بازار کار شدند (مثلاً در دوران جنگ ایران و عراق یا بحرانهای اقتصادی)، حضور آنان همواره موقت، شکننده و قابل جایگزینی باشد.
خانواده در سرمایهداری نقش حیاتی دارد: بازتولید نیروی کار. زنان در این ساختار، بهعنوان «کارگران نامرئی»، وظایف پرورش، مراقبت، تغذیه و نگهداری از نسل کارگر آینده را بر دوش میکشند. این کار خانگی، گرچه بی مزد است، اما پیششرط بقای سرمایهداری است. به بیان دقیقتر: بدون کار خانگی زنان، نیروی کار مردان مزدی نمیتواند بازتولید شود. سرمایهداری در عین نیاز به زنان، از حضور گسترده آنان در بازار کار میترسد. چرا؟ چون ورود زنان به بازار کار، مطالبه برابری را به میان میآورد. چون هزینههایی مانند مرخصی زایمان و حمایتهای اجتماعی را تحمیل میکند، وحدت کارگران زن و مرد میتواند نیرویی انقلابی علیه سرمایه ایجاد کند. بنابراین سرمایه، با تکیه بر ایدئولوژی مردسالار، زنان را عمدتاً به خانهبرمیگرداند.
اصل ۲۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی، حق اشتغال برابر را برای همه افراد تضمین کرده است. اما حاکمیت خود، پیشگام تبعیض است. دفترچه آزمون استخدامی نشان داد که حتی برای مشاغلی چون حسابداری یا کارشناسی رایانه، تنها مردان جذب میشوند. توجیه مدیران اغلب این است که «زنان ازدواج و بارداری دارند، پس دردسرسازند.» این نگاه، زن را نه بهعنوان نیروی کار برابر، بلکه بهعنوان موجودی «ناپایدار» میبیند. چنین نگرشی، نتیجه مستقیم پیوند میان سازوکار دولتی و منطق سرمایه است.
ایران در شاخص شکاف جنسیتی جهانی، رتبه ۱۴۳ را دارد. برای مقایسه، ترکیه رتبه ۱۲۹، مصر رتبه ۱۳۵، هند رتبه ۱۲۷، آلمان رتبه ۷، فرانسه رتبه ۱۵، این آمار نشان میدهد که ایران در بدترین وضعیتهای جهانی قرار دارد. اما باید توجه داشت که حتی در کشورهای پیشرفته سرمایهداری نیز زنان با شکاف دستمزدی و تبعیض در استخدام روبهرو هستند. تفاوت ایران در این است که تبعیض، نه صرفاً بهعنوان یک «نقص بازار»، بلکه بهعنوان سیاست رسمی رژیم و ایدئولوژی مذهبی بازتولید میشود.
مارکس در «سرمایه» توضیح میدهد که وجود ارتش ذخیره بیکاران، ابزار سرمایه برای فشار بر کارگران است. زنان، در بسیاری جوامع، بخش اصلی این ارتش ذخیرهاند، در دوره رونق اقتصادی، به عنوان نیروی کار ارزان وارد بازار میشوند. در دوره بحران و بیکاری، نخستین گروهیاند که اخراج میشوند.این موقعیت «انعطافپذیر» زنان برای سرمایه سودمند است. اما برای زنان، به معنای دائمی بودن تبعیض و ناامنی شغلی است. تبعیض جنسیتی فقط مسئلهای اقتصادی نیست. پیامدهای روانی و اجتماعی عمیقی دارد؛ سرخوردگی زنان تحصیل کردهای که سالها برای ورود به بازار کار تلاش کردهاند. افزایش اضطراب، افسردگی و مصرف داروهای آرامبخش، احساس تحقیر و بیارزشی در برابر توجیهات مدیران، این تبعیض نه تنها زنان، بلکه کل جامعه را دچار بحران اعتماد و امید میکند. با وجود تمام فشارها، زنان در ایران بارها مقاومت کردهاند. اعتراضات علیه دفترچه آزمون ۱۳۹۵، که حتی رئیس جمهور وقت را وادار به واکنش کرد. فعالیتهای جمعیزنان در جنبش معلمان، پرستاران و دانشجویان. این مقاومتها نشان میدهد که زنان آمادهاند حقوق خود را مطالبه کنند،هرچند هنوز پراکنده و بدون سازمانیافتگی کافی است.
یکی از جدیترین خطرات امروز این است که سیاست حذف زنان از بازار کار، به رویهای دائمی بدل شود. اگر بانکها، شرکتها و سازمانهای دولتی همگی چنین مسیری را برگزینند، نتیجه آن چیزی جز بازتولید ساختاری حاشیهنشینی زنان نخواهد بود. یکی از ابزارهای کلیدی برای مقابله با تبعیض، تشکلهای مستقل زنان است. تاریخ ایران نشان میدهد که زنان همواره برای ایجاد چنین تشکلهایی تلاش کردهاند. در انقلابمشروطه، انجمنهای زنان شکل گرفتند. در دهه ۵۰، کمیتههای زنان در اعتصابات کارگری فعال بودند. پس از انقلاب، علیرغم سرکوب گسترده، زنان بارها کوشیدهاند تشکلهای خود را بسازند. رژیم از این تشکلها وحشت دارد، زیرا میداند که سازمانیابی زنان میتواند به نیرویی انقلابی بدل شود.
جنبش کارگری ایران، برای رسیدن به آزادی واقعی، نمیتواند مسئله زنان را نادیده بگیرد. وظایف این جنبش عبارتاند از:مبارزه برای دستمزد برابر برای کار برابر، تضمین امنیت شغلی زنان در دوران بارداری و مرخصی زایمان، تشکیل کمیسیونهای زنان در شوراها و تشکلات کارگری، پیوند دادن مطالبات زنان با مطالبات عمومی کارگران. بدون پیوند کامل مسئله زنان در جنبش کارگری، هیچ پیروزی پایداری ممکن نخواهد بود. تاریخ جنبش کارگری جهانی نشان میدهد که زنان در صف مقدم مبارزات بودهاند. اعتصاب کارگران نساجی در لورنس آمریکا (۱۹۱۲)، با شعار «نان و گل سرخ»، که زنان نقشی کلیدی داشتند. انقلاب روسیه (۱۹۱۷)، که اعتصاب زنان کارگر نساجی در روز جهانی زن آغازگر آن شد. جنبشهای زنان در آمریکای لاتین، که همزمان با مبارزه ضد سرمایه داری علیه دیکتاتوریها شکل گرفت. این نمونهها ثابت میکند که زنان، وقتی سازمان یابند، میتوانند جرقه انقلابهای بزرگ را بزنند.
ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی، زنان را اساساً «مادر» و «خانهدار» تعریف میکند. این ایدئولوژی، ابزار سرمایه برای توجیه حذف زنان از بازار کار است. اما زنان ایران، با حضور در دانشگاهها، خیابانها و محیطهای کار، بارها نشان دادهاند که این تصویر محدودکننده را نمیپذیرند. ما بر این نکته تأکید داریم که رهایی زنان تنها در چارچوب مبارزه طبقاتی ممکن است. مبارزه زنان برای رهایی، بخشی جدایی ناپذیر از مبارزه طبقه کارگر علیه سرمایه است. اتحاد کارگران زن و مرد، شرط لازم برای سرنگونی سرمایه داری و برپایی جامعهای آزاد است. برای رهایی واقعی زنان، باید به راه حلهای انقلابی اندیشید. ایجاد شوراهای کارگری مستقل، مبارزه برای لغو هرگونه تبعیض در استخدام، سازمانیابی زنان کارگر در کنار مردان، پیوند با جنبشهای جهانی ضد سرمایهداری. تنها در جامعهای سوسیالیستی و برابر، میتوان امید داشت که زنان از قیدتبعیض و استثمار رها شوند.
تبعیض جنسیتی در استخدام و مشاغل در ایران، بازتاب مستقیم سرمایهداری مردسالار است. این تبعیض، زنان را به کارگران خانگی و نیروی کار ارزان بدل میکند. اما زنان ایران ایستادهاند. آنان با مقاومت، مبارزه و تلاش برای سازمانیابی،نشان دادهاند که تسلیم نمیشوند. پیوند مبارزه زنان با جنبش کارگری، میتواند به نیرویی انقلابی بدل شود که نه تنها تبعیض جنسیتی، بلکه کل نظم سرمایهداری را در هم بشکند. آزادی زنان، آزادی کارگران و رهایی جامعه، تنها از مسیر مبارزه انقلابی علیه سرمایهداری ممکن است.
سپتامبر ۲۰۲۵
