بیماران مزمن، قربانیان خاموش پشت خطوط جنگ در ایران
شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۴

با گذشته دو هفته از آغاز حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، بحران انسانی
تازهای در حال شکلگیری است؛ بحرانی که میلیونها نفر را در سکوت تهدید میکند:
روند درمان بیماران مزمن و بیماران مبتلا به بیماریهای خاص.
در پشت خطوط هر نبردی، گروه دیگری از قربانیان به آرامی و بیصدا جان خود را از
دست میدهند؛ بیمارانی که زندگیشان به دارو، درمان مداوم و دسترسی به پزشک
وابسته است. برای این بیماران، جنگ نه فقط صدای انفجار، بلکه قطع ناگهانی درمان
است.
در ایران، میلیونها نفر با بیماریهایی زندگی میکنند که بدون درمان مداوم قابل
کنترل نیستند: بیماران سرطانی که باید دورههای شیمیدرمانی را بدون وقفه ادامه
دهند، بیماران مبتلا به اماس که به داروهای خاص وابستهاند، بیماران دیابتی که بدون
انسولین در معرض خطر مرگ قرار میگیرند، مبتلایان به تالاسمی که برای زنده ماندن
به تزریقهای منظم خون نیاز دارند، یا بیماران هموفیلی که حتی یک زخم کوچک
برایشان میتواند به یک بحران مرگبار تبدیل شود.
با شروع جنگ در ایران، نخستین نشانههای فروپاشی این زنجیره درمانی آشکار شده
است. گزارشهای منتشرشده از داخل ایران نشان میدهد بسیاری از مطبها و مراکز
درمانی خصوصی تعطیل شدهاند، برخی پزشکان شهرهای درگیر حملات مداوم را ترک
کردهاند و بیمارستانها با موجی از مجروحان جنگی روبهرو شدهاند. در چنین
شرایطی، بسیاری از بیماران مزمن دیگر امکان دسترسی به پزشک معالج خود را
ندارند.
اختلال در حملونقل، کمبود سوخت، قطع اینترنت و آسیب دیدن زیرساختهای شهری
نیز دسترسی به دارو را برای بسیاری از بیماران با مشکل جدی روبهرو کرده است.
برخی داروها باید در شرایط خاص دمایی نگهداری شوند و قطع برق میتواند به فساد
آنها منجر شود. در همین حال، اختلال در سیستم توزیع دارو و مشکلات واردات باعث
شده خانوادهها برای تهیه داروهای حیاتی با دشواریهای فزایندهای روبهرو شوند.
بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، از آغاز درگیری های اخیر در خاورمیانه
تاکنون نزدیک به ۱۹۰۰ نفر در ایران و لبنان جان خود را از دست دادهاند. این
سازمان اعلام کرده است که تنها در ایران دستکم ۱۲۵۵ نفر کشته و بیش از ۱۵
هزار نفر زخمی شدهاند و حدود ۱۰۰ هزار نفر نیز در داخل کشور آواره شدهاند.
همزمان گزارش شده است که ۱۳ نفر از کادر درمان نیز از زمان آغاز حملات کشته
شدهاند و چندین مرکز درمانی آسیب دیده یا تخریب شدهاند.
به گفته متخصصان، در شرایط جنگی، سیستم سلامت به سرعت تحت فشار قرار
میگیرد: بیمارستانها با کمبود نیرو و تجهیزات مواجه میشوند، جراحیهای
برنامهریزیشده به تعویق میافتد و خدمات حیاتی مانند واکسیناسیون یا درمان
بیماریهای مزمن مختل میشود.
بحران دارو در استانها و مناطق پیرامونی
دکتر همت پور میگوید در مورد تجهیزات مصرفی پزشکی مانند کیتهای تشخیصی،
پانسمان، سرم و وسایل بخیه، در حال حاضر در کلانشهرهایی مانند تهران کمبود حاد
گزارش نشده است.
او توضیح میدهد که در شهر مشهد نیز به دلیل ذخایر استراتژیک آستان قدس رضوی
وضعیت نسبتا با ثبات گزارش شده است.
با این حال، به گفته او در مناطق پیرامونی و استانهای مرزی وضعیت کاملا متفاوت
است. کمبودهایی که پیش از این نیز وجود داشت اکنون به شکل جدی تشدید شده است.
او میگوید در استانهای غربی مانند ایلام، کردستان و کرمانشاه، پس از افزایش تعداد
مجروحان، حتی در تأمین داروهای عمومی و آنتیبیوتیکها نیز مشکلات جدی وجود
دارد.
بحران داروهای بیماران خاص
در حوزه داروهای بیماران خاص، بحران بسیار جدیتر است.
به گفته همت پور، با وجود ادعای وزارت بهداشت درباره وجود “ذخایر استراتژیک”،
عدم عرضه این داروها به خانوادهها نشان میدهد یا چنین ذخایری وجود ندارد یا
امکان توزیع آنها فراهم نیست.
همت پور هشدار میدهد بیماران مبتلا به هموفیلی و بیماریهای نادر که داروهایشان
در دسترس عمومی نیست، در صورت ادامه این وضعیت برای بیش از چند هفته با
بحرانی غیرقابل جبران روبهرو خواهند شد.
به گفته همت پور، برای درک وضعیت دسترسی به پزشکان متخصص باید به روندهای
گستردهتر نظام سلامت توجه کرد.
او میگوید موج مهاجرت پزشکان و پرستاران در سالهای اخیر تأثیر جدی بر این
سیستم گذاشته است: پس از دوران کرونا، دهها هزار پرستار از چرخه خدمت خارج
شدند و هرگز بازنگشتند. در کنار این مسئله، توزیع ناعادلانه تخصصها نیز بحران را
تشدید کرده است. ممکن است در تهران برای یک تخصص چندین پزشک وجود داشته
باشد، اما در شهری مانند اهواز تنها یک متخصص حضور داشته باشد که آن هم به
صورت پزشک پروازی فعالیت کند.
تعطیلی مطبها و افزایش فشار بر پزشکان
با آغاز جنگ، این مشکلات شدت بیشتری گرفته است. به طوری که بسیاری از پزشکان
دوتابعیتی از طریق مرزهای زمینی ارمنستان و ترکیه کشور را ترک کردهاند. هرچند
حکومت جلوی خروج بسیاری از پزشکان از مرزها را نیز گرفته است. همچنین بسیاری
از مطبهای خصوصی در تهران تعطیل شده و برخی پزشکان پایتخت را ترک کردهاند.
به عقیده همت پور این وضعیت باعث شده بار مراجعات به پزشکان باقیمانده به شدت
افزایش یابد. به گفته او، در برخی مناطق تهران یک پزشک مجبور است روزانه بین
۲۰۰ تا ۳۰۰ بیمار را ویزیت کند؛ رقمی چند برابر ظرفیت معمول.
بیمارستانهای فرسوده و خطرات ساختاری
به گفته همت پور، وضعیت ساختمان بسیاری از بیمارستانهای تهران نیز نگرانکننده
است.
او میگوید بیش از ۶۰ درصد بیمارستانهای پایتخت فرسوده هستند. برای مثال،
بیمارستان امیرالمؤمنین، که یک مرکز تخصصی گوش، حلق و بینی است، به قدری
لرزان است که حتی یک انفجار در نزدیکی آن میتواند موجب ریزش کامل ساختمان
شود.
از سوی دیگر، گزارشهایی وجود دارد که برخی بیمارستانهای امنیتی مانند سجاد ۱
و ۲ و خاتمالانبیا در تهران به دلیل داشتن زیرزمینهای مستحکم به محل استقرار و
زندگی مسئولان بلندپایه تبدیل شدهاند؛ مسئلهای که در صورت حملات نظامی میتواند
امنیت این مراکز درمانی را نیز به خطر بیندازد.
در صورت طولانی شدن جنگ و از کار افتادن بیمارستانهای شهری، حضور نهادهای
بینالمللی برای کمکرسانی ضروری خواهد بود.
با این حال همتپور میگوید حکومت ایران نگاه بدبینانهای به چنین نهادهایی دارد و
کارکنان خارجی را گاه به عنوان “جاسوس” تلقی میکند.
این در حالیست که در حال حاضر دفتر سازمان پزشکان بدون مرز در تهران اجازه
هیچگونه تحرکی ندارد.
او میگوید در صورت وخامت اوضاع، یکی از گزینهها ایجاد بیمارستانهای صحرایی
توسط صلیب سرخ در خارج از شهرها خواهد بود؛ اما حتی چنین اقدامی نیز با
چالشهای امنیتی جدی روبروست.