جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ | 11 - 09 - 2026

Communist party of iran

بیانیه کمیته مرکزی کۆمەڵە به مناسبت چهارمین سالروز جنبش انقلابی ژینا شهریور ۱۴۰۵

از آغاز جنبش زن، زندگی، آزادی که با قتل دولتی ژینا امینی در روز ۲۵ شهریور ۱۴۰۱  و مراسم خاکسپاری وی در آرامستان آیچی شهر سقز با شرکت چندین هزار نفر از مردم کردستان و با شعارهای  زن، زندگی، آزادی و مرگ بر دیکتاتور جرقه آن زده شد، چهار سال می‌گذرد. این جنبش در ادامه با اقدامات نمادینی مانند دورافکندن روسر‌ی‌ها بر کف خیابان و سوزاندن آنها پایه‌های ایدئولوژیک حکومت اسلامی را در هم کوبید، با قاطعیت عدم مشروعیت سیاسی آن را اعلام کرد و بار دیگر سوژه انقلاب را بر سر زبان‌ها انداخت. این خیزش با تعرض به پایگاه اصلی اسلام سیاسی با قوانین سخت دینی، جنبش رهایی زن در منطقه را وارد فاز نوینی کرد و با به چالش کشیدن نظام تبعیض جنسیتی حکومت اسلامی، همبستگی و همدلی انسان‌های آزادیخواه و برابری‌طلب در سراسر جهان را برانگیخت. جنبش ژینا فراتر از این کامیابی‌های سیاسی در عرصه تاکتیکی و زیبایی شناختی هم تکامل یافته تر از خیزش‌های قبلی ظاهر شد. این خیزش با همراهی نویسندگان و شاعران و هنرمندان انقلابی و سینماگران مردمی بیش از هر جنبش سیاسی دیگری زیبایی‌ها و ابتکارات خود را به تصویر کشید. انتشار گسترده تصاویر مراسم آتش زدن روسری‌ها، کنش نمادین و مقاومت تک نفره دختران مشت گره‌کرده در مقابل نیروهای امنیتی تا دندان مسلح، سرودهای رزمی و اعتراضی، رژه نمادین زنان بدون روسری، پایکوبی جمعی به دور آتش روسری ها، عمامه پرانی، تصاویر گرافیتی و … اینها همه بخشی از ویژه گی‌های زیبایی شناختی این خیزش شکوهمند بودند.

جنبش  انقلابی ژینا به رغم دستاوردهای عظیمی که داشت و با وجود شور و امیدی که در جامعه ایجاد کرد، اما به دلیل عدم حضور طبقه کارگر به مثابه یک طبقه اجتماعی که با اهرم اعتصابات سراسری خود بتواند به ستون فقرات اعتصابات سیاسی توده‌ای تبدیل گردد و  با تحت فشار قرار دادن گلوگاه‌های اقتصادی رژیم ماشین سرکوب رژیم را زمینگیر کند، نتوانست به پیشروی خود ادامه دهد. در واقع سرکوب تاریخا برنامه‌ریزی‌شده در مقابله با جنبش کارگری، فاجعه بیکاری و فقر ساختاری، فقدان تشکل‌های توده‌ای و طبقاتی کارگران و نبود رهبری سراسری از جمله موانع حضور جنبش کارگری در خیزش انقلابی ژینا بودند. عدم حضور طبقه کارگر در این جنبش سیاسی نشان داد که الزاما همه مؤلفه‌های یک شرایط انقلابی همزمان و در هماهنگی با هم مهیا نمی‌شوند و  همین واقعیت افت و خیزهای مبارزه در دوره انقلابی را توضیح می دهد. جدای از این عامل اساسی، شدت سرکوب و جنایات جمهوری اسلامی در برابر جنبش زن، زندگی، آزادی، عدم سازمانیافتگی این جنبش در بعد فرامحلی، نبود یک رهبری سراسری با افق و استراتژی سیاسی روشن دست به دست هم دادند و این خیزش انقلابی در شکل اعتراضات خیابانی بعد از سه ماه فروکش کرد.

*****

اکنون جامعه ایران در شرایطی در آستانه چهارمین سالروز جنبش زن، زندگی، آزادی قرار گرفته است که اوضاع سیاسی ایران بشدت تحت‌ تأثیر بن‌بست دولت آمریکا و رژیم جمهوری اسلامی در ادامه جنگ  و شکست و ناتوانی آنها در رسیدن به توافق و پایان قطعی آن قرار گرفته است. در این بن‌بست و درماندگی، جنگ عملا شکل فرسایشی پیدا کرده است و هر دو طرف با ایجاد تنش‌های نظامی و دامن زدن به جنگ روانی برای تثبیت برداشت خود از نتایج جنگ و افزایش قدرت چانه‌زنی و امتیاز گرفتن در مذاکرات تلاش می‌کنند. اما این موقعیت و تداوم آن جمهوری اسلامی را در موقعیت بسیار دشوارتر و شکننده‌تری قرار داده است. حکومت اسلامی در نتیجه محاصره دریایی بنادر جنوب ایران از جانب آمریکا و با کاهش شدید صادرات نفت، برای تأمین هزینه‌ی سنگین ادامه جنگ و سرپا نگاه‌داشتن ماشین جنگی بشدت تحت فشار قرار دارد. رژیم جمهوری اسلامی در جبهه جنگ داخلی نیز به دلیل ابعاد فقر و فلاکت اقتصادی و گسترش بیکاری، سقوط بی‌سابقه ارزش پول داخلی، افزایش ساعت به ساعت قیمت کالاهای مورد نیاز روزانه مردم، بحران کمبود آب و انرژی و  بی حقوقی‌های سیاسی و اجتماعیکه به اکثریت مردم ایران تحمیل کرده، در معرض یک برآمد توده‌ای و انفجار اجتماعی قرار گرفته است.

جمهوری اسلامی در مقابله با دشمن خارجی سیاست سازش را در پیش گرفته است. تفاهم نامه ۱۴ ماده‌ای، سند راهبرد سازش جمهوری اسلامی با دولت آمریکا است. در حالیکه دولت آمریکا حاضر به بازگشت به این تفاهم‌نامه نیست، تنش آفرینی‌های نظامی رژیم در منطقه در این راستا است که بهبهای مناسب‌تر این سیاست سازش را پیش ببرد. اما همه شواهد نشان می دهد که جمهوری اسلامی جبهه اصلی نبرد را جبهه جنگ داخلی تعیین کرده است و برای مقابله با  اجتناب‌ناپذیری گسترش جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی و مقابله با “خطر” انفجار خشم و اعتراض توده‌ای خود را آماده کرده و تدارک دیده است. تداوم و گسترش موج اعدام‌ها و بگیر و ببندها، تصویب طرح امنیتی نظام تحت نام “طرح مقابله با نفوذ بیگانگان” در مجلس اسلامی، تغییراتی که در کادر رهبری سپاه و نیروهای بسیج و در قوه قضائیه انجام گرفته تردیدی باقی نمی‌گذارد که جمهوری اسلامی گام‌بگام و به‌طور برنامه‌ریزی شده خود را برای سرکوب‌های خونین آماده می کند. سرکوب‌هایی از نوع به خاک و خون کشیدن خیزش آبان ۹۸ که در اعتراض به افزایش غافلگیر کننده قیمت بنزین انجام گرفت و در مدت ۵ روز خون ۱۵۰۰ نفر  از معترضان را بر کف خیابان ریخت و یا کشتاری از  نوع ۱۸ و ۱۹ دی ماه سال گذشته که در آن روزها بیش از ۱۰ هزار نفر را قتل‌عام و ده‌ها هزار نفر را روانه زندان کرد.

از اینرو  وقتی از احتمال وقوع یک انفجار اجتماعی صحبت می‌کنیم، بدور از هر گونه ذوق زدگی  باید خطری را که در کمین نشسته است مد نظر قرار دهیم. روند این اوضاع از همه ما نیروهای انقلابی و از همه فعالان سوسیالیست جنبش کارگری و دیگر جنبش‌های پیشرو اجتماعی می‌طلبد که برای خنثی کردن نقشه‌های دستگاه سرکوب حکومت اسلامی، تلاش کنیم تا این خشم و اعتراض عمومی در جهت گسترش آگاهانه و سازمانیافته جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی هدایت و کانالیزه شوند.  باید آگاهانه تلاش کرد که این خشم و نارضایتی و انزجار عمومی به حرکت‌های کور و خودبخودی و بستری برای تحرک جریانهای اپوزیسیون راست جنگ‌طلب و به خوراک سرکوب جمهوری اسلامی تبدیل نگردند. تجربه راهپیمایی اعتراضی یکپارچه بازنشستگان بخش‌های مختلف صنایع فولاد در تهران، اعتصاب سراسری رانندگان کامیون و کامیون داران، اعتصاب سراسری معلمان، اعتصاب سراسری پرستاران و اعتصاب سراسری کارگران نفت و پتروشیمی و دیگر مراکز صنعتی در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که ظرفیت سازمانیابی و برپایی اعتصابات و اعتراضات سراسری وجود دارد. باید تلاش کرد که این جوی‌بارها و کانون‌های اعتراض و مبارزه به هم بپیوندند. شکل‌گیری شبکه به هم مرتبط فعالان و رهبران جنبش کارگری و دیگر جنبش‌های اجتماعی می‌تواند نقش موثری در این راستا ایفا کند.

با توجه به اینکه تشدید سرکوب به یکی از ارکان اصلی استرتژی بقای رژیم جمهوری اسلامی و به تاکتیک محوری دستگاه سرکوب برای مقابله با جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی تبدیل شده است، باید عقب راندن و به شکست کشاندن این استراتژی یکی از مهمترین اولویت‌های جریان‌های سوسیالیست و انقلابی باشد. در همین راستا لازم و ضروری است همزمان با خواست قطع جنگ‌بی‌درنگ و تاکید بر خواست‌هایی مانند افزایش دستمزدها، بهداشت و درمان و آموزش رایگان و بیمه بیکاری شعار آزادی زندانیان سیاسی و لغو مجازات اعدام را به بخشی از خواسته‌های محوری جنبش کارگری و همه جنبش‌های اجتماعی تبدیل کرد.

در کردستان نیز مهمترین وظیفه‌ی ما کمک به آماده کردن کارگران و زحمتکشان و مردم آزادیخواه کردستان جهت پاسخگویی به نیازهای عاجل این دوره و ایجاد فرصت برای پیشروی و خنثی کردن مخاطراتی است که جنبش انقلابی کردستان را تهدید می‌کند. این فرصت‌ها نه با امید بستن به مداخله قدرتهای امپریالیستی، نه از بیراهه‌ی احزاب ناسیونالیست که گاه بر طبل سیاست جنگ‌طلبانه و گاه بر طبل گفتگو و مذاکره با رژیم اسلامی می‌کوبند، بلکه فقط از طریق برانگیختن و دامن زدن به اعتراضات توده‌ای علیه جنگ و گرانی، بیکاری، کمبود آب و برق، علیه کشتار کولبران و سرکوبگری‌های رژیم جمهوری اسلامی، تحکیم پیوند و همبستگی جنبش انقلابی کردستان با جنبش‌های پیشرو اجتماعی در سراسر ایران و طرح شعارها و تاکتیک‌های منطبق با نیازهای واقعی این دوره ایجاد می‌شوند. بر متن این جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی است که فرصت برای ارتقای سازمانیابی این جنبش­ها، به هم مرتبط کردن شبکه فعالان و سازماندهندگان در سطح شهرهای کردستان فراهم می‌آید. فعالین کومه‌له و دیگر سوسیالیست‌های انقلابی با نقش آفرینی در این مسیر است که می‌توانند به وظایف خطیر خود در این دوره عمل کنند.

 فقط با برانگیختن و گسترش جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی علیه فقر و فلاکت اقتصادی و بی حقوقی‌هایی که جمهوری اسلامی به اکثریت مردم تحمیل کرده است می توان فرصت و شرایط مناسب برای ایجاد تشکل‌های توده‌ای در محل کار و زیست کارگران، در مدارس و دانشگاه‌ها، در بیمارستان‌ها، ایجاد کمیته‌ها، بنکه‌ها، شوراها و نهادهای توده‌ای در روستاها و محلات شهرها و تشکیل انجمن‌ها و سازمان‌های زنان در محلات را فراهم آورد. از این طریق می‌توان هر گونه خلاء اداری در مدیریت و اداره جامعه در نتیجه ضعف حکومت مرکزی در هر شرایطی را با مدیریت نهادهای توده‌ای برخاسته از دل توده‌ها پر کرد. فقط با ایجاد این سازمانها و نهادهای توده‌ای است که با بهبود توازن قوا، کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده کردستان قادر خواهند شد از پایین و  با تکیه بر این نهادها اداره و مدیریت جامعه را مستقیما در دست بگیرند.

گرامی باد یاد ژینا امینی و همه جانباختگان جنبش انقلابی ژینا

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد حاکمیت شورایی مردم در کردستان

زنده باد سوسیالیسم

کمیته مرکزی کۆمەڵە – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران

۱۹ شهریور ۱۴۰۵

۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶

باز نشر: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله

https://cpiran.org

https://komala.co

https://t.me/peshrawcpiran

www.facebook.com/Peshrawcpiran

www.instagram.com/Peshrawcpiran1

https://t.me/KomalaCpiranTv

https://alternative-shorai.tv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: