بیانیه کمیته مرکزی کومه له به مناسبت ۲۸ مرداد سالروز تهاجم نظامی رژیم جمهوری اسلامی به کردستان قسمت دوم
دوشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۴

اکنون در چهل و ششمین سالروز ۲۸ مرداد و در آستانه سومین سالروز جنبش انقلابی ژینا، کردستان می رود تا در برابر یک آزمون تاریخی دیگر قرار بگیرد. اوضاع سیاسی ایران و کردستان بسرعت در حال تغییر و تحول است. حالت نه جنگ، نه صلح، نه مذاکره، شکننده است و نمی تواند دوام بیاورد. روند سرنگونی جمهوری اسلامی مدتها است که آغاز شده و پایه های حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی در برابر چشمان مردم یکی بعد از دیگری فرو می ریزند. عنصر مهم در این روند بحران مشروعیت است، رژیم اسلامی مدت ها است مشروعیت خود را نزد مردم ایران از دست داده است. سه خیزش توده ای در هفت سال اخیر که از همدلی میلیونی توده های مردم ایران برخوردار بودند و شکست مفتضحانه حکومت اسلامی در نمایش های انتخاباتی که خود تمام مراحل آن را مهندسی کرده بود، عمق این بحران مشروعیت را نشان می دهند.
از طرف دیگر دورافکندن حجاب اسلامی از جانب زنان آزاده و زیر پا نهادن قوانین اسلامی در زندگی روزمره، نه فقط یک تعرض سیاسی، بلکه یکی از پایه های حاکمیت نظام اسلامی را در هم کوبیده است. شکست سیاست راهبردی “جنگ بازدارنده” و فروپاشی نیروهای ” محور مقاومت”، یکی دیگر از ارکان استراتژی بقای رژیم را ویران کرده است. تعمیق بحران اقتصادی و فرسودگی و ویرانی زیرساخت های تولید و انتقال انرژی، بحران محیط زیست، اکنون خود را در بحران شدید انرژی و سقوط بیش از پیش ارزش ریال و تورم و گرانی افسار گسیخته و درماندگی رژیم در تأمین نان و آب، برق و هوای سالم برای تنفس بروز داده است. جنگ دوازده روزه و آشکار شدن نفوذ سازمان امنیتی و جاسوسی موساد در بالاترین رده های ساختار حکومت اسلامی و عدم توان بازدارندگی سیستم دفاع موشکی سپاه پاسداران در برابر حملات نیروی هوایی ارتش اسرائیل، رژیم جمهوری اسلامی را حتی در میان صفوف خودی ها از اعتبار ساقط کرده و جنگ و جدال جناح ها و بحران حکومتی را عمیق تر کرده است. بر خلاف یاوه گویی های سران رژیم، جنگ دوازده روزه بحران های حکومت اسلامی را عمیق تر کرده، ابعاد نفرت و انزجار توده های مردم از ساختار طبقاتی حاکم را گسترده تر و نیروی همبستگی را در میان آنان تحکیم بخشیده است.
جمهوری اسلامی به دلیل ابعاد این بحران اقتصادی و ماهیت طبقاتی سیاست ها و اولویت هایی که دارد، توانایی پاسخگویی به مطالبات عاجل طبقه کارگر، بازنشستگان و پرستاران و فرودستان جامعه را ندارد. همین واقعیت و تغییر موازنه قدرت به زیان رژیم جمهوری اسلامی، جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی و اعتراضی در جامعه را با قدرت و توان بیشتری به عرصه رویارویی با رژیم جمهوری اسلامی خواهد کشاند. در این رویارویی عنصر سازمانیابی و شکل دادن به رهبری سراسری نقش تعیین کننده در سرنوشت این مبارزه خواهد داشت. در سالهای اخیر اعتصاب های شکوهمند کارگری در مراکز کلیدی تولید، اعتصابات و اعتراضات سراسری معلمان و پرستاران، اعتصاب سراسری رانندگان کامیون و کامیون داران، اعتراضات سراسری بازنشستگان، کارزار شکوهمند نه به اعدام در داخل زندان ها و … نشان دادند که جنبش های اجتماعی زیر پوست سرکوب پلیسی و اختناق جمهوری اسلامی در زمینه سازمانیابی هم پیشرفت کرده اند. همزمان وجود طیف گسترده ای از فعالان و رهبران رادیکال جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی که در جریان سازماندهی این اعتراضات و اعتصابات پا به جلو نهاده اند، ماتریال انسانی شکل دادن به یک رهبری سراسری را فراهم آورده است.
در شرایطی که روند رو به گسترش جنبش های اجتماعی و اعتراضی و ارتقای سازمانیابی آنها در ابعاد سراسری ادامه دارد و در حالی که مردم کردستان در جریان جنبش انقلابی زن، زندگی ، آزادی در همبستگی به جنبش سراسری نشان دادند که سرنگونی جمهوری اسلامی و تحقق خواسته های خود را از همین مسیر تعقیب می کنند، اما احزاب ناسیونالیست در کردستان آشکارا در تلاش هستند که مردم کردستان را به بیراهه ببرند. احزاب و سازمانهای ناسیونالیست و اسلامی که مدتی است تلاش برای قرار گرفتن در زیر یک چتر سیاسی واحد را آغاز کرده اند، هر کدام سیاسیت های راهبردی خود را دنبال می کنند. برخی از این احزاب و نیروها بدون توجه به آنکه دخالت قدرتهای امپریالیستی در افغانستان، عراق، لیبی، سوریه و غزه چه ابعادی از کشتار و ویرانی و آوارگی از خود بجای گذاشته، همسو با سلطنت طلبان و اپوزیسیون راست افراطی به دخالت و فشارهای حداکثری ترامپ و نتانیاهو چشم دوخته اند تا رژیم جمهوری اسلامی را برایشان براندازند و صلح و آزادی و ثبات را برایشان به ارمغان آورند. برخی دیگر در همانحال که گوشه چشمی به آمریکا دارند، اما همزمان بر طبل دیالوگ و مذاکره با رژیم هم می کوبند و این خوشباوری را دامن می زنند که گویا مسائل کردستان از راه دیالوگ با جمهوری اسلامی قابل حل هستند.
برخی عملا به عنوان شاخه کردستان سازمان مجاهدین خلق عمل می کنند و در سودای جمهوری اسلامی دمکراتیک بر أساس قوانین شرع اسلام هستند، برخی هم، به دلیل سردرگمی استراتژیک به دنبال این قافله روان شده اند. این احزاب و سازمانهای ناسیونالیست اگر بر تناقضات خود غلبه کنند و این چتر یا جبهه را تحت هر نامی تشکیل بدهند، در واقع سنگ بنای حاکمیت سیاسی احزاب در کردستان برای بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی را گذاشته اند. نقشه راه این احزاب تدارک حاکمیت احزاب در “دوره گذار” یا دوره بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی است.
اما کارگران و زحمتکشان و جنبش انقلابی کردستان ظرفیت و پتانسیل این را دارد که از استراتژی سیاسی، راهکارها و در واقع بیراهه احزاب و سازمانهای ناسیونالیست و اسلامی عبور کند و در همبستگی با جنبش های پیشرو اجتماعی و انقلابی در سراسر ایران برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی، برپایی حاکمیت شورایی مردم در کردستان، تحقق حق تعیین سرنوشت و پایان دادن به ستمگری ملی و تأمین حقوق پایه ای کارگران و زحمتکشان کردستان پیروزمندانه گام بردارد. از اینرو کومه له در چهل و ششمین سالروز آغاز جنگ رژیم جمهوری اسلامی علیه مردم کردستان و در آستانه سومین سالروز جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی، همه کارگران و زحمتکشان، جوانان، زنان و مردان آزاده کردستان، نهادها و فعالان عرصه های مختلف حیات اجتماعی را به اتحاد حول برنامه کومه له برای حاکمیت شورایی مردم در کردستان فرا می خواند.
برخلاف نیروهایی که به دخالت قدرتهای سرمایه داری خارجی امید بسته اند، اکنون حلقه کلیدی در مبارزه برای به زیر کشیدن رژیم جمهوری اسلامی، برانگیختن و دامن زدن به جنبش های اجتماعی و اعتراضی علیه گرانی و فقر و فلاکت اقتصادی، کمبود آب و برق، علیه سیاستهای جنگ افروزانه و اتمی و علیه محرومیت هایی است که رژیم به مردم تحمیل کرده و کمک به ارتقای سازمانیابی این جنبش های اجتماعی و اعتراضی است؛ فقط با گسترش جنبش های اجتماعی و اعتراضی و با ایجاد تشکل های توده ای در محل کار و زیست کارگران، با ایجاد کمیته ها و نهادهای توده ای در روستاها و محلات شهرها، با ایجاد تشکل های زنان در محلات و … است که می توان هر گونه خلاء در مدیریت و اداره جامعه در نتیجه ضعف دولت مرکزی را با مدیریت نهادهای توده ای برخاسته از دل توده ها پر کرد؛
فقط با ایجاد این سازمانها و نهادهای توده ای است که با وزیدن نخستین نسیم انقلاب و بهبود توازن قوا، کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده کردستان قادر خواهند شد از پایین و با تکیه بر این نهادها اداره و مدیریت جامعه را مستقیما در دست بگیرند؛
کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده کردستان تنها با سازمانیابی و تشکل یابی در شوراها، کمیته ها و دیگر نهادهای حاکمیت توده ای است که با فروپاشی نیروهای مسلح رژیم در کردستان می توانند در ابعاد توده ای مسلح شوند و با نیروی مسلح خود از حاکمیت و دستاوردهای خود حفاظت کنند؛
کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده کردستان تنها با سازمانیابی در تشکل یابی در شوراها و دیگر نهادهای حاکمیت توده ای است که می توانند برای پاسخ فوری به نیازهای عاجل اقتصادی مردم، برای مقابله با فلاکت اقتصادی نقشه بریزند، آزادیهای بی قید و شرط سیاسی، لغو مجازات اعدام، برابری کامل حقوق زن و مرد، و جدائی دین از دولت و آموزش و پرورش را اعلام کنند، تفرقه اندازی ملی و مذهبی را خنثی کنند و برنامه حاکمیت شورایی توده ها برای ریشه کن کردن ستمگیری ملی را اعلام کنند؛
شوراها و دیگر نهادهای حاکمیت مردم در کردستان می توانند با تکیه بر حضور مردم در صحنه سیاسی جامعه از رویاروئی گروهها و احزاب مسلح جلوگیری کنند و پیشبرد اختلافات از طریق مبارزه سیاسی و به شیوه متمدنانه را تضمین کنند.
کومه له به عنوان بستر اصلی جنبش سوسیالیستی در کردستان در پیوند با دیگر نیروهای چپ و کمونیست کردستان در شورای همکاری و در پیوند با جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی در سراسر ایران پیگیرانه تلاش می کند جامعه کردستان را از گذرگاههای سخت عبور دهد.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد حاکمیت شورایی مردم در کردستان
کمیته مرکزی کومه له – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
۲۴ مرداد ۱۴۰۴
۱۵ اوت ۲۰۲۵
بازنشر: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1 (http://www.instagram.com/Peshrawcpiran1)
https://t.me/KomalaCpiranTv
