چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ | 19 - 08 - 2026

Communist party of iran

بیانیه کمیته مرکزی کومه‌له به مناسبت ۲۸ مرداد سالروز اعلام جنگ و تهاجم نظامی رژیم جمهوری اسلامی به کردستان


مرداد ۱۴۰۵

۲۸مرداد، سالروز اعلام جنگ و تهاجم نظامی رژیم جمهوری اسلامی به کردستان است. چهل و هفت سال پیش در چنین روزی، خمینی فرمان جهاد علیه مردم کردستان را صادر کرد و لشکریان جهل و خرافه برای سرکوب مردم مبارز و انقلابی به کردستان گسیل شدند. برای رژیمی که عزم خود را جزم کرده بود تا شور و شوق انقلابی مردم بپاخاسته ایران را فرو بنشاند و کار سرکوب انقلاب را که رژیم دیکتاتوری سلطنتی پهلوی آغاز کرده بود به سرانجام برساند، کردستان انقلابی و فضای مبارزاتی حاکم بر آن قابل تحمل نبود. اما مردم کردستان و در پیشاپیش آنان کومه‌له و دیگر کمونیست‌ها عزم خود را جزم کرده بودند تا از آزادی و از دستاوردهای مبارزه‌ای که با نیروی خود به ثمر رسانده بودند دفاع کنند. مردم کردستان در همان حال مطالبات خود از دولت مرکزی را طی قطعنامە‌ای ۸ مادەای به دولت اعلام کرده بودند. اما آنچه حکومت اسلامی تازه به قدرت رسیده می‌خواست فرونشاندن شور انقلابی مردم و خاموش کردن صدای انقلاب ایران در کردستان بود.

حکومت اسلامی در شرایطی که تعرض به جنبش کارگری، جنبش دانشجویی و دیگر جنبش‌های اجتماعی و دستاوردهای قیام توده‌ای را در ابعادی سراسری آغاز کرده و توانسته بود کمیته‌ها و سپاه را سروسامان دهد و ارتش را بازسازی نماید، بیش از آن نمی‌توانست شاهد رشد و گسترش فضای انقلابی در کردستان باشد و می‌بایست هر طور که شده این سنگر دفاع از آزادی و دستاوردهای قیام را درهم بشکند. از اینرو ضدانقلاب اسلامی حاکم در تهاجم به کردستان از هیچ سبعیت و توحشی دریغ نکرد و با جنایات هولناکی چون اعدام کودکان در پاوه، اعدام ۱۷ نفر در سقز، جوانان رزمنده در پادگان مریوان و جوانان انقلابی در فرودگاه سنندج به دست صادق خلخالی جلاد و قتل‌عام‌های “قارنا و قلاتان و ایندرقاش”، هزینه ایستادگی و مقاومت را برای مردم کردستان بسیار سنگین کرد، اما مردم آزادیخواه کردستان به رغم این جنایات هولناک ضدبشری برای حفظ دستاوردهایشان در سنگر دفاع از آزادی شجاعانه مبارزه کردند و هیچگاه در برابر دشمن سر تسلیم فرود نیاوردند. ۲۸ مرداد سالروز ثبت این تاریخ و سالروز گرامیداشت مقاومت‌ها، مبارزات و فداکاری و جانفشانی جوانان و زنان و مردان و انسانهای آزادیخواهی است که این تاریخ را ساختند.


لشکرکشی رژیم اسلامی به کردستان که از همان ابتدا با سد مقاومت مردم کردستان روبرو شد، در ادامه با گسترش عملیات‌های غافلگیرانه نیروی پیشمرگ از سویی و اعتراضات روزانه خیابانی در شهرهای کردستان از سوی دیگر، درهم شکسته شد و رژیم وادار به عقب نشستن و پذیرش آتش‌بس و آمدن به پای میز مذاکره گردید. بازگشت دوباره نیروی پیشمرگ سازمان‌های سیاسی به شهرها و استقبال شکوهمند مردم از آنان و گسترش فعالیت‌های سیاسی و شکل گیری شوراها، تشکل‌ها و نهادهای گوناگون و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، شکست یورش ددمنشانه ۲۸ مرداد سال ۱۳۵۸ رژیم را قطعیت بخشید و جنبش انقلابی کردستان را وارد فاز نوینی از مقاومت و مبارزه کرد.

پس از آنکه در نتیجه سه ماه مقاومت مسلحانه حماسی نیروی پیشمرگ و جنبش توده‌ای در شهرها، سرانجام رژیم اسلامی عقب نشست، مردم کردستان بویژه جوانان با ابتکار خود شیوه‌هایی از سازماندهی و مدیریت و اداره امور جامعه را بکار بستند و تجربه کردند. اما روشن بود که توازن قوای داخلی برای پیشبرد برنامه حاکمیت توده‌اى مردم در کردستان، در همه جا یکسان نبود. علیرغم تفاوت‌هایی که در این جا و آنجا وجود داشت، علیرغم محدودیت زمانی آن، مردم کردستان برای اولین بار حاکمیت از پائین، حاکمیت شورائی را تجربه کردند، طعم آزادیهای بدون قید و شرط سیاسی را چشیدند، بقایای نظام فئودالی را جارو کردند، زمین از آن کسی شد که روی آن کار می کرد، زنان در مقیاس وسیع وارد میدان فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی شدند، نطفه‌های یک آموزش و پرورش پیشرو بسته شد. برای نخستین بار مردم دیگر خود را زیر بار ستم و تبعیض ملی نمی‌دیدند. مقاومتی که بعدا در برابر تهاجم رژیم صورت گرفت، در واقع دفاع از این دستآوردها بود. اما خطر حمله مجدد رژیم جمهوری اسلامی و جنگی شدن فضای کردستان به ناچار مقاومت مسلحانه را در رأس همه اشکال مبارزه و مقاومت قرار داد و فرصت کافی برای تعمیق و گسترش این دست‌آوردها بدست نیامد.


رژیم جمهوری اسلامی که از همان ابتدا از مذاکره واقعی با هیئت نمایندگی مردم کردستان طفره می‌رفت و با مانورهای فریبکارانه برای خود فرصت می خرید، سرانجام در فروردین ماه سال ۱۳۵۹ بار دیگر نیروهای خود را از چند جبهه به طرف شهرهای کردستان گسیل کرد و تهاجم خود را از کامیاران آغاز نمود و به دروازه‌های شهر سنندج نزدیک شد. مقاومت حماسی ۲۴ روزه‌ای در این شهر زیر آتشباران سلاح‌های سنگین دشمن صورت گرفت و این مقاومت در دیگر شهرها و روستاهای کردستان سنگر به سنگر دنبال شد. رژیم اسلامی نتوانست هیچ سنگری را بدون عبور از مقاومت قهرمانانه مردم مبارز و پیشمرگان فتح کند. اگرچه رژیم سرانجام توانست تفوق نظامی به دست بیاورد، اما هرگز و تاکنون نیز نتوانسته است مردم آزادیخواه کردستان را به تمکین و تسلیم وادار کند. مردم کردستان جنبش انقلابی خود را در اشکال متنوع و در سنگرهای متعدد دیگری حفظ و تداوم بخشیدند و کردستان انقلابی به عنوان یک پای اصلی تحولات سیاسی در ایران، همچنان سرافرازانه در برابر سیاست‌های سرکوبگرانه جمهوری اسلامی ایستاده است.

*****


اکنون در چهل و هفتمین سالروز ۲۸ مرداد و در آستانه چهارمین سالروز جنبش انقلابی ژینا، اوضاع سیاسی ایران و کردستان بشدت تحت‌ تأثیر بن‌بست دولت آمریکا و رژیم جمهوری اسلامی در ادامه جنگ و شکست و ناتوانی آنها در برقراری «صلح» قرار گرفته است. جنگ عملا به یک جنگ فرسایشی تبدیل شده و هر دو طرف با ایجاد تنش‌های نظامی برای تثبیت برداشت خود از نتایج جنگ و افزایش قدرت چانه‌زنی و امتیاز گرفتن در مذاکرات تلاش می‌کنند. جمهوری اسلامی که با تکیه بر زرادخانه موشکی و پهبادی توانسته پایگاههای نظامی آمریکا و تأسیسات نفت و گاز کشورهای حوزه خلیج را مورد حمله قرار دهد و با مختل کردن عبور و مرور کشتی‌ها در تنگه هرمز بازار انرژی و اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار داده و آن را به یک اهرم فشار سیاسی علیه آمریکا برای پایان جنگ تبدیل کند، اما به دلیل تنگناها و بحران عمیق اقتصادی توان ادامه جنگ را ندارد. حکومت اسلامی در نتیجه محاصره دریایی بنادر جنوب ایران از جانب آمریکا و با قطع یا کاهش شدید صادرات نفت و گاز، برای تأمین هزینه سنگین ادامه جنگ و سرپا نگاه‌داشتن ماشین جنگی بشدت تحت فشار قرار دارد، بویژه در شرایطی که به دلیل ابعاد گسترده فقر و بیکاری، تورم و گرانی لجام گسیخته و اوضاع فلاکتباری که به زندگی و معیشت اکثریت مردم ایران تحمیل شده است، خود را در خطر یک برآمد توده‌ای و انفجار اجتماعی می‌‌بیند. تحت این شرایط در حالی که اصول‌گرایان افراطی و جناح پایداری و … بر طبل انتقام‌جویی و جنگ جنگ تا پیروزی می‌کوبند، اما اجماعی از جناح‌های حاکم در ساختار جمهوری اسلامی، راهبرد بقای نظام اسلامی را از مسیر سازش و مدیریت اختلافات با آمریکا و باز تعریف مناسبات سیاسی و اقتصادی با کشورهای منطقه تعقیب می‌کنند. آنچه روشن است، تحت فشار واقعیات جنگ و ناهمخوانی بنیه اقتصادی حکومت اسلامی با ادامه سیاست جنگ افروزانه، اختلاف بر سر این دو استراتژی متفاوت به محور اصلی جدال و کشمکش‌های جناح‌ها و باندهای حکومتی در این دوره تبدیل شده است.


با اینحال تغییر در استراتژی بقای جمهوری اسلامی و در پیش گرفتن مسیر سازش با آمریکا زیر فشار بن بست جنگ و خطر فروپاشی اقتصادی به هیچ‌وجه به معنای باز شدن فضای سیاسی در جامعه ایران نخواهد بود. جمهوری اسلامی همچنان سیاست تشدید سرکوب را به‌عنوان رکن اصلی استراتژی بقاء و تاکتیک محوری خود برای مقابله با رشد جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی ادامه خواهد داد. اما جامعه ایران نشان داده است که نه زیر فشار سرکوب مرعوب می شود و نه با وعده پایان تحریم‌ها و گشایش در زندگی اقتصادی مردم رویکرد انتظار را در پیش خواهد گرفت. روند أوضاع تشدید تضادهای طبقاتی و شکاف‌های اجتماعی و گسترش و عمیق‌تر شدن جنبش‌های اجتماعی را در چشم‌انداز قرار داده است. جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش انقلابی کردستان، جنبش نه به اعدام و جنبش دادخواهی و … طی این سالها در نبردی سنگر به سنگر دستاوردهایی را به دست آورده‌اند که جنگ و سرکوب نتوانسته آنها را نابود کند. پرورده شدن طیف نسبتا گسترده‌ای از رهبران چپ و رادیکال در دل این مبارزات و درجه‌ای از سازمانیابی، دستاوردها و سرمایه‌های استراتژیکی هستند که این جنبش‌های اجتماعی با تکیه به آن استمرار و روند تکامل خود را حفظ خواهند کرد. بنابراین همانطور که اعتراضات کارگران و بازنشستگان و جنبش نه به اعدام در این شرایط جنگی نشان داده‌اند، به دلیل ابعاد گسترده بیکاری، افزایش ساعت به ساعت قیمت کالاهای مورد نیاز روزانه مردم، بحران کمبود آب و انرژی و شدت فقر و فلاکتی که به اکثریت جامعه تحمیل شده و درماندگی دولت در پایان دادن به این اوضاع، تداوم و گسترش جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی امری اجتناب ناپذیر است. در این دوره مهمترین وظایف سوسیالیست‌ها دامن زدن به جنبش کارگری و دیگر جنبش‌های پیشرو اجتماعی و اعتراضی و یاری رساندن به ارتقای سازمانیابی این جنبش‌ها، شکل دادن به یک رهبری سراسری و گستراندن افق رهایی‌بخش سوسیالیستی است.

*****


از اینرو کومه‌له در چهل و هفتمین سالروز اعلام جنگ و آغاز تهاجم رژیم جمهوری اسلامی علیه مردم کردستان و در آستانه چهارمین سالروز جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی و در راستای جهت گیری‌های فوق افشاگری در مورد ماهیت امپریالیستی و ارتجاعی جنگ آمریکا و رژیم جمهوری اسلامی و تلاش برای توده‌ای کردن خواست قطع جنگ بیدرنگ را امر خود می داند. کومه‌له همچنین فعالیت روشنگرانه در مورد زیانبار بودن مواضع و سیاست جنگ طلبانه‌ مرکز هم‌پیمانی احزاب ناسیونالیست در کردستان و محافل هوادار آنها را که جهت براندازی رژیم جمهوری اسلامی خواهان ادامه جنگ و تداوم حملات آمریکا هستند را پیگیرانه ادامه خواهد داد. این جنگ با ابعاد بیکاری، گرانی و فقر و فلاکتی که به مردم تحمیل کرده و با به حاشیه راندن جنبش‌های اجتماعی بزرگترین ضربه را به جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی وارد آورده است. سیاست احزاب ناسیونالیست جدای آنکه ریشه در بی‌باوری عمیق آنها به نیروی تاریخ ساز مبارزه توده‌ها دارد، مردم را در انتظار نیروی نجات‌بخش از بیرون مرزها نگاه می دارد. این سیاست به نیروی همبستگی جنبش حق‌طلبانه مردم کردستان با جنبش سراسری که جنبش زن، زندگی، آزادی بیش از هر زمانی آن را تحکیم بخشید ضربه می‌زند، و این در حالی است که پیشروی و پیروزی جنبش انقلابی مردم کردستان در گرو تحکیم همبستگی این جنبش با جنبش آزادیخواهانه سراسری برای سرنگونی جمهوری اسلامی است.


یکی دیگر از مهمترین وظایف کومه‌له کمک به آماده کردن کارگران و زحمتکشان و مردم آزادیخواه کردستان جهت پاسخگویی به نیازهای عاجل این دوره و ایجاد فرصت برای پیشروی و خنثی کردن مخاطراتی است که جنبش انقلابی کردستان را تهدید می‌کند. این فرصت‌ها نه با امید بستن به مداخله قدرتهای امپریالیستی نه از بیراهه‌ای که احزاب ناسیونالیست جنگ‌طلب در کردستان پیش پای مردم کردستان نهاده‌اند، بلکه فقط از طریق برانگیختن و دامن زدن به اعتراضات توده‌ای علیه جنگ و گرانی، بیکاری، کمبود آب و برق، علیه کشتار کولبران و سرکوبگری‌های رژیم جمهوری اسلامی و طرح شعارها و تاکتیک‌های منطبق با نیازهای واقعی این دوره ایجاد می شوند. بر متن این جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی است که فرصت برای ارتقای سازمانیابی این جنبش¬ها، به هم مرتبط کردن شبکه فعالان و سازماندهندگان در سطح شهرهای کردستان فراهم می‌آید. فعالین کومه‌له و دیگر سوسیالیست‌های انقلابی با نقش آفرینی در این مسیر است که می توانند به وظایف خطیر خود در این دوره عمل کنند.

فقط با برانگیختن و گسترش جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی علیه فقر و فلاکت اقتصادی و بی حقوقی‌هایی که جمهوری اسلامی به اکثریت مردم تحمیل کرده است می توان فرصت و شرایط مناسب برای ایجاد تشکل‌های توده‌ای در محل کار و زیست کارگران، در مدارس و دانشگاه‌ها، در بیمارستان‌ها، ایجاد کمیته‌ها، بنکه‌ها، شوراها و نهادهای توده‌ای در روستاها و محلات شهرها و تشکیل انجمن‌ها و سازمان‌های زنان در محلات را فراهم آورد. از این طریق می توان هر گونه خلاء اداری در مدیریت و اداره جامعه در نتیجه‌ی ضعف حکومت اسلامی در هر شرایطی را با مدیریت نهادهای توده‌ای برخاسته از دل توده‌ها پر کرد. فقط با ایجاد این سازمانها و نهادهای توده‌ای است که با بهبود توازن قوا، کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده کردستان قادر خواهند شد از پایین و با تکیه بر این نهادها اداره و مدیریت جامعه را مستقیما در دست بگیرند.


باید با تبلیغ مستمر آلترناتیو حاکمیت شورایی، به مردم کردستان اطمینان داد که حاکمیت شورایی و دخالت مستقیم مردم در امر قانونگذاری و امور اجرایی به بهترین نحو ممکن ملزومات تحقق آزادیهای بی‌قید و شرط سیاسی، برابری کامل زن و مرد، و جدائی دین از دولت و آموزش و پرورش، تأمین خدمات اجتماعی، لغو مجازات اعدام … و حق تعیین سرنوشت مردم کردستان را تامین می‌کند. تنها تحت حاکمیت شورایی و با مشارکت کارگران و زحمتکشان و همه آحاد مردم کردستان در حیات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه است که مسئله ملی به شیوه دمکراتیک و در جهت منافع کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده کردستان حل می‌شود و به ستمگری ملی پایان داده می‌شود.

شوراها و دیگر نهادهای حاکمیت مردم در کردستان می توانند با تکیه بر حضور مردم در صحنه سیاسی جامعه از رویاروئی گروه‌ها و احزاب مسلح جلوگیری کنند و پیشبرد اختلافات از طریق مبارزه سیاسی و به شیوه متمدنانه را تضمین کنند.

کومه له به عنوان بستر اصلی جنبش سوسیالیستی در کردستان در همکاری نزدیک با دیگر نیروها و فعالان چپ و کمونیست کردستان در شورای همکاری و در پیوند با جنبش کارگری و دیگر جنبش‌های پیشرو اجتماعی در سراسر ایران پیگیرانه تلاش می کند جامعه کردستان را از گذرگاه‌های سخت عبور دهد.


سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد حاکمیت شورایی مردم در کردستان

زنده باد سوسیالیسم


کمیته مرکزی کومه له – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران

۲۴ مرداد ۱۴۰۵

۱۵ آگوست ۲۰۲۶

اشتراک در شبکه های اجتماعی: