بیانیه سیاسی پلنوم چهارم کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران قسمت اول
سه شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۴

جهان همچنان در دورهٔ گذار
جهان سرمایه داری با یکی از ژرف ترین بحرانهای دوران حیات خود روبرو است. نظم بین المللی پس از جنگ جهانی دوم که با هژمونی آمریکا شکل گرفته بود بر متن بحران ساختاری سرمایه داری که خود را در فراگیری و جهانی شدن بحران اقتصادی، ماهیت انگل وار سرمایه مالی، شکست سرمایه داری دولتی و بن بست جهانی سازی نئولیبرالی بروز داد، به پایان خط خود رسیده است. این نظم بین المللی که بر ستون هایی مانند سازمان ملل، بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول، هژمونی آمریکا به عنوان قدرت برتر اقتصادی و نظامی، و تنظیم چارچوب های حقوقی حول مفاهیمی چون حاکمیت ملی که به زعم خودشان برای جلوگیری از جنگهای بزرگ و تنظیم رقابت قدرتهای جهانی از طریق نهادهای چندجانبه بنا شده بود، فروپاشیده است.
چون نظم بین المللی بعد از جنگ جهانی دوم بازتاب توازن قوای بلوک های سرمایه داری در سال ۱۹۴۵ و سپس موازنه قدرت در جهان دوقطبی شرق و غرب در دوره جنگ سرد بود، نه واقعیت دوره کنونی، که قدرت یابی چین و نقشه های راهبردی آن و پا به میدان گذاشتن دیگر بلوک های قدرت، موازنه را بکلی تغییر دادەاند. فروپاشی این نظم جهانی آشکارا خود را در بیاعتباری شورای امنیت و فلج شدن عملکرد این شورا در بحرانهایی مانند سوریه، اوکراین و غزه، تضعیف مشروعیت نهادهای بینالمللی و نادیده گرفتن احکام دیوان بینالمللی دادگستری یا شورای حقوق بشر در مورد نسل کشی دولت اسرائیل در غزه، افول هژمونی آمریکا در رأس ناتو در نتیجه ظهور پرقدرت چین، بازگشت روسیه، و قدرتیابی بازیگران منطقەای و پایان نظام تکقطبی و بن بست جهانی سازی نئولیبرالی و جنگ تعرفەها نشان می دهد. بر متن این فروپاشی مقولاتی مانند دموکراسی و حقوق بشر در عمل به ابزار مشروعیت بخشیدن به جنگ های امپریالیستی و پوششی برای سرهم بندی کردن آلترناتیوهای بورژوایی در کشورهای بحران زده تبدیل شدەاند.
تداوم این بحران اقتصادی و فلج شدن نظم بین المللی، تشدید بحرانهای ژئوپلیتیک را در خاورمیانه، آمریکای لاتین، آفریقا و نقاط مختلف جهان دامن زده است. چون نظم امپریالیستی قدیم عملا از کار افتاده است، نظم جدیدی هنوز تثبیت نشده است و جهان همچنان در حال گذار به دوره تثبیت جهان چند قطبی است. در نتیجه شاهد هرج ومرج منطقهای، جنگهای نیابتی، رقابت بلوکها و بحران مشروعیت نهادهای بین المللی هستیم. بر متن فروپاشی نظم جهانی بعد از جنگ جهانی دوم که آغاز نسل کشی دولت اسرائیل در غزه با حمایت آمریکا و متحدین اروپایی، آخرین میخ را به تابوت آن کوبید، جهان با ظهور جریان نئوفاشیستی در کاخ سفید آمریکا روبرو است. دولت ترامپ هرگونه تظاهر به لیبرالیسم را کنار گذاشته است و آشکارا از راست افراطی بینالمللی و نئوفاشیستها در کشورهای مختلف جهان حمایت میکند. برخلاف دهه ۱۹۳۰ که آمریکا همراه متحدین خود در برابر فاشیسم هیتلر در آلمان ایستادگی کرد، امروز ایالات متحده با حمایت بی چون و چرا از دولت فاشیست اسرائیل و نسل کشی آن در غزه و ادامه اشغال غزه به نیابت از نتانیاهو رهبری و حمایت از جریان های نئوفاشیستی در سراسر جهان را بر عهده دارد. این وضعیت پیامدهای گستردەای در حوزههای سیاسی، ایدئولوژیک و زیست محیطی در پی داشته است.
اکنون بطور عینی جهان چند قطبی شده است. قدرتهایی مانند چین، آمریکا، روسیه، هند، اروپا و بازیگران منطقه ای در خاورمیانه، امریکای لاتین و آفریقا در حال رقابت هستند. این قدرتها با بلوک بندی هایی که شکل دادەاند برای ایفای نقش بیشتر در باز تعریف نظم جهانی به رقابت ادامه خواهند داد. هنوز موازنه نیرو و مرزهای منطقه نفوذ بین این قدرتها و بلوک بندیها تثبیت نشده است، هنوز نظم جدید زاده نشده است و همین بی ثباتی، گذرا بودن این دوره را خصلت نمایی می کند، دورەای که در آن هیولاهایی مانند ترامپ و نتانیاهو ظهور کردەاند. آنچه روشن است بلوک بندیهای سیاسی و اقتصادی مانند “بریکس”، “سازمان همکاری شانگهای”، “اتحادیه اروپا”، “جی ۷” و “جی ۲۰” به حیات خود ادامه خواهند داد، اما موازنه قدرت در بین آنها در حال تغییر است. در این رقابتها “بریکس” به رهبری چین با پروژه کمربند جاده، اهمیت بیشتری در شکل دادن و بازتعریف نظم جهانی پیدا خواهد کرد.
در دل این بلوک بندی ها و رقابت ها و در این دوره گذار هنوز معلوم نیست که آیا جهان چند قطبی می تواند تثبیت گردد یا جهان به طرف ساختاری شدن هرج و مرج یعنی تداوم ناتوانی در کنترل بحران های اقلیمی، مهاجرت، انرژی و فناوری، تشدید درگیریهای منطقهای پیش می رود. اما جهان سرمایه داری به هر سو پیش برود آنچه عیان است شکاف بین فقر و ثروت هر روز عمیق تر و فقر و نابرابری در ابعاد بیسابقه ای انباشت می گردد. تحت این شرایط، به طور اجتناب ناپذیری اعتصابات و اعتراضات کارگری و جنبش های تودەای علیه این فقر و نابرابری و تعرض دولت ها به کار و زندگی و معیشت کارگران، علیه تعرض به آزادیهای سیاسی و کشتار و نسل کشی و نابودی زیست و بوم در سراسر جهان گسترش خواهد یافت. جنبش سوسیالیستی و انترناسیونالیستی طبقه کارگر در این دوره تاریخی و بر متن رشد مبارزات کارگری و جنبش های اعتراضی این امکان را دارد که از موضع دفاعی خارج شده، رویکری تعرضی در پیش گیرد و به یک قطب نیرومند سیاسی تبدیل گردد. ایجاد احزاب کمونیستی انقلابی که بتوانند مبارزات جاری کارگران علیه تعرض سرمایه و برای بهبود شرایط کار و زندگی را با استراتژی انقلاب کارگری وسوسیالیستی تلفیق کنند و جنبش های اعتصابی و اعتراضی در جامعه را به یک جنبش سیاسی نیرومند علیه دولت های سرمایه داری تبدیل کنند از پیش شرطهای پیشروی جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر در این دوره است.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1 (http://www.instagram.com/Peshrawcpiran1)
https://t.me/KomalaCpiranTv