بیانیه سیاسی پلنوم پنجم کمیته مرکزی حزب کمونیست ایرانپیامدهای جنگ، چشمانداز و وظایف _ قسمت دوم
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵

در پلنوم پنجم کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران منتخب کنگره چهاردهم که در روز شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵ برابر با ۳۰ مه
۲۰۲۶
بیانیهای سیاسی به تصویب رسید که در این بیانیه ضمن تبین پیامدهای جنگ امپریالیستی و ارتجاعی دولتهای آمریکا و
اسرائیل با رژیم جمهوری اسلامی بر کار و زندگی و هستی و مبارزه طبقه کارگر و اکثریت مردم ایران، چشمانداز اوضاع
سیاسی ایران و جهت گیریها و وظایف حزب کمونیست ایران در این دوره، بر اهمیت حیاتی وحدت فعالین سوسیالیست
جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی حول یک راهبرد سوسیالیستی تاکید شد. در این قسمت به ارکان اصلی این
استراتژی میپردازیم.
یکی از ارکان اصلی استراتژی سوسیالیستی که فعالین سوسیالیست جنبش کارگری لازم است حول آن متحد شوند دامن زدن به
اعتصابات و اعتراضات حول خواستهای عاجل کارگران است. این اصل راهبردی از چند نظر اهمیت دارد: اعتصابات و
اعتراضات کارگری مهمترین سنگربندی طبقه کارگر در برابر تعرض دولت و سرمایه داران به کار و زندگی و معیشت
کارگران است. اعتصابات و اعتراضات کارگران موثرترین مکانیسم سازمانیابی هستند، تشکلهای کارگری در خلاء ایجاد نمی
شوند، در جریان اعتراض و اعتصاب است که کارگران در ابعاد تودهای به ضرورت سازمانیابی پی میبرند. سوسیالیستها
با دامن زدن و حضور فعال در این جنبشهای اعتراضی در عمل نشان می دهند که نه تنها نسبت به آینده طبقه کارگر، بلکه
نسبت به وضعیت کار و زندگی و معیشت روزانه کارگران هم خود را دلسوز و مسئول میدانند و برایشان مهم است که نانی به
سفره خانوادههای کارگری اضافه کنند. سوسیالیستها و رادیکالهای جنبش کارگری بر متن این اعتراضات است که
میتوانند این آگاهی را به میان کارگران ببرند که برای پایان دادن به فقر و فلاکت اقتصادی و بی حقوقی های سیاسی و
اجتماعی موجود و برای دستیابی به آزادی و رفاه نه فقط علیه رژیم جمهوری اسلامی، بلکه باید علیه مناسبات سرمایه داری
حاکم نیز قیام کنند.
یکی دیگر از پایههای اصلی استراتژی سوسیالیستی ارتقای سازمانیابی طبقه کارگر و ایجاد تشکلهای تودەای و طبقاتی
کارگران بر متن مبارزات جاری است. در این زمینه قبل از هر چیز لازم است دستاوردهایتاکنونی جنبش کارگری را به
رسمیت شناخت. کمیتەهای کارخانه، کمیتەهای اعتصاب، مجامع عمومی، تشکلهای معلمان، بازنشستگان، پرستاران و رانندگان
کامیون … که جوانەهای شوراهای کارگری و ستدیکاها و دیگر تشکلهای تودهای کارگران هستند، محصول همین روند
مبارزات تاکنونی بودەاند. سوسیالیست های جنبش کارگری با تکیه بر تجارب تاکنونی و با توجه به وجود کادرهای با تجربه در
این زمینه لازم است برای ایجاد تشکلهای تودەای و طبقاتی کارگران در بخشهای مختلف پروژه داشته باشند تا با بهبود توازن
قوا به سود طبقه کارگر، به بار بنشینند.
یک پایه دیگر استراتژی سوسیالیستی در شرایط کنونی تلاش برای سراسری کردن اعتصابات کارگری است. در شرایط کنونی
که فقدان تشکلهای تودەای و طبقاتی سراسری کارگران مانعی جدی سر راه سراسری شدن اعتصابات و اعتراضات کارگران
در مجتمعهای صنعتی، مراکز تولیدی و خدماتی بحساب می آید، ایجاد نهادی متشکل از نمایندگان تشکل ها و نهادهای ریشهدار
و مستقل کارگری و رهبران و فعالینی که در کانونهای داغ مبارزه کارگران حضور دارند و از روابط زنده و ارگانیکی با
کارگران برخوردار هستند، تا حدودی می تواند این خلاء را پر کند. ایجاد چنین نهادی می تواند نقش خود را جهت به هم پیوند
زدن و سراسری کردن اعتصابات و اعتراضات کارگری ایفا نماید.
برای سوسیالیستهای جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی تعیین دقیق شعارهای تاکتیکی و استراتژیک از اهمیت تعیین
کنندهای برخوردار است. چون توده کارگران و فرودستان جامعه حول شعارهایی که نیازهای واقعی و فوری آنها را بیان میکند
بسیج میشوند. تعیین شعارهایی که ریشه در اعماق جامعه دارد میتوانند پیوند سوسیالیستها با جامعه را عمیقتر کند. برای
نمونه شعار نان، کار، آزادی که از دل خیزش فرودستان جامعه بیرون آمده و جنبشهای پیشرو اجتماعی را به هم پیوند
میزند، میتواند یکی از این شعارهای تاکتیکی باشد. یا شعارهایی نظیر زندانی سیاسی آزاد باید گردد، مجازات اعدام لغو باید
گردد، آن شعارهای تاکتیکی هستند که تودهگیر شدن آنها میتواند نقش موثری در عقب نشاندن دستگاه سرکوب جمهوری
اسلامی داشته باشند. یا تاکید بر خواستهایی مانند بهداشت و درمان رایگان، آموزش رایگان، بیمه بیکاری لازم است در
شعارهای تاکتیکی بازتاب پیدا کنند. در دل فقر و فلاکتی که حکومت اسلامی سرمایهداران به اکثریت مردم ایران تحمیل کرده
این خواستهها از مقبولیت اجتماعی برخوردارند. همچنین شعارهای استراتژیک آزادی، برابری، اداره شورایی یا نان، کار،
آزادی، اداره شورایی، شعارهایی هستند در همانحال که اهداف انقلابی و مبارزه برای سوسیالیسم را با عمل سیاسی روزمره
پیوند میزنند، و تصویری از چگونگی اداره جامعه در دوره بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی ارئه میدهند، مرز قاطعی نیز
با نیروهای اپوزیسیون بورژوایی که خواهان دست به دست شدن قدرت سیاسی از بالای سر مردم هستند را ترسیم می کنند.
جنگ چهل روزه همه احزاب و نیروهای سیاسی اپوزیسیون را به محک تجربه زد. سلطنت طلبان فاشیست، سازمان مجاهدین
خلق، برخی از جریانهای جمهوریخواه، احزاب ناسیونالیست در کردستان که برای حمله آمریکا و اسرائیل لحظه شماری
میکردند بار دیگر بیربطی خود به منافع کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده ایران را نشان دادند. در حالی که بمباران
زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی، کشتار کودکان و مردم بیدفاع، گسترش بیکاری، تورم افسار گسیخته و تشدید فقر و
ناامنی جامعه را به آستانه فروپاشی کشانده بود، این بخش از اپوزیسیون همچنان بر طبل ادامه جنگ میکوبیدند، تا بلکه از
طریق حملات آمریکا و اسرائیل جمهوری اسلامی را براندازند و با تسخیر و تقسیم قدرت از بالای سر مردم، استبداد
سرمایهداری غیر دینی را جایگزین استبداد دینی کنند. از اینرو یکی از وظایف محوری فعالین سوسیالیست بیرون آوردن مردم
از زیر نفوذ استراتژی و سیاستهای این بخش از نیروهای اپوزیسیون بورژوایی است. همزمان باید ماهیت ارتجاعی مواضع و
عملکرد نیروهای چپ محور مقاومتی که راهبرد بازدارندگی و جنگ افروزی جمهوری اسلامی را بخشی از مقاومت در برابر
سلطۀ سرمایه و امپریالیسم معرفی می کنند بر ملا کرد. چپ محور مقاومتی با دفاع از کارنامۀ جنایتبار رژیم جمهوری اسلامی
در داخل ایران و در حمایت و تجهیز گروههای تروریست اسلامی موسوم به محور مقاومت در واقع پیوند عمیق خود را با
ناسیونالیسم و عظمتطلبی تحقیر شده سپاه پاسداران و در همانحال ضدیت خود را با جنبش آزادیخواهی در ایران نشان داده
است. باید آگاهی به ماهیت واقعی مواضع و سیاستهای این دوستان دروغین مردم را به بخشی از حافظه عمومی و به بخشی
از آگاهی کارگران و زحمتکشان تبدیل کرد.
یک رکن دیگراز این استراتژی، سوسیالیست های جنبش کارگری را ملزم می کند که برای سازمانیابی کارگران و در مرحله
اول رهبران، فعالین و پیشروان رادیکال جنبش کارگری در حزب سیاسی طبقاتی و کمونیستی خودشان نقشه داشته باشند. چون
طبقه کارگر برای دفاع از منافع خاص طبقاتی خود در عرصه های مختلف مبارزه اقتصادی، سیاسی و نظری و برای حضور
مستقل در میدان جدال ها و کشمکشهای سیاسی و طبقاتی و برای سازماندهی انقلاب کارگری به حزب سیاسی کمونیستی
خودش نیاز دارد. برای این امر فعالین سوسیالیست جنبش کارگری لازم است همه گزینهها را روی میز خود بگذارند. اگر یکی
از گزینهها پیوستن به حزب کمونیست ایران و یا دیگر بدیلهای موجود در جنبش کمونیستی و مشارکت در تعیین سرنوشت
آنها است، یک گزینه دیگر می تواند ایجاد حزب طبقاتی و کمونیستی با تکیه به ماتریال انسانی و کادرهای کمونیست موجود در
جنبش کارگری باشد. طبقه کارگر ایران نظر به وسعتی که دارد الزاما نه در یک حزب بلکه در چند حزب سیاسی متشکل گردد،
احزابی که قاعدتا نباید منافعی جدا از منافع طبقه کارگر داشته باشند.
جنبش کارگری با پیشروی در این زمینه ها است که می تواند جنبشهای پیشرو اجتماعی مانند جنبش زنان، جنبش دانشجویی،
جنبش انقلابی کردستان و جنبش علیه اعدام، جنبش دادخواهی و … را با خود همراه کند و به ستون فقرات اعتصابات عمومی
سیاسی و سازماندهی قیام جهت به زیر کشیدن جمهوری اسلامی و نظام طبقاتی حاکم تبدیل گردد.
بازنشر: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
https://t.me/KomalaCpiranTv
https://alternative-shorai.tv
