بیانیه بیست و چهارم جمعی از سوسیالیستهای کردستان: خامنهای، ترامپ و شازده، مثلث سرکوب اعتراضات دیماه در ایران!
پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴
بهمن ۱۴۰۴
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ از بازار تهران جرقه خورد اما به سرعت انبار خشم فرخوردهی تودههای ستمدیده را به آتش کشید و شعلههایش به جای جای جغرافیای سیاسی ایران زبانه کشید. سران جنایتکار رژیم اسلامی که خیزشهایی انقلابی ۹۶ و ۹۸ و ۱۴۰۱ را نیز با حربهی سرکوب از سر گذرانده بودند، این بار چنان از موج میلیونی تودهها و رادیکالیسم حاکم بر قیام وحشتزده شدند که دست به جنایتی هولناک و بی سابقه در تاریخ ایران زدند. همه چیز از قبل طراحی شده بود. ابتدا اینترنت و راههای ارتباط جمعی را مسدود کردند. با تاریک شدن هوا در روز پنجشنبه، برق اماکن عمومی و خیابانها را قطع کردند. تودهها خشمگین در بعضی نقاط با مشاهدهی همسنگران در خون غلتیده به سمت نیروهای سرکوب یورش بردند. اوضاع به شکلی پیش میرفت که اعتراضات به یک قیام مسلحانهی تودهای ارتقا پیدا کند و طومار رژیم اسلامی را برای همیشه در هم بپیچد. سران جنایتکار جمهوری اسلامی، فرماندهان سپاه پاسداران و کلیهی نیروهای سرکوب این خطر را بیخ گوششان احساس کرده بودند. در حالی که وحشت سراپای جانیان مسلح رژیم اسلامی را فرا گرفته بود، دست به یک قتل و عام و کشتار وحشیانه زدند تا چنان وحشتی در صفوف معترضان ایجاد کنند که متوقف شوند و در بهت و حیرت فرو بروند.
مردم در شهرهای کردستان روز پنجشنبه با سازماندهی اعتصاب عمومی یکپارچه، ارادهی جمعی خود را برای ورود آگاهانه به اعتراضات تودهای آماده و منسجم کردند. جمهوری اسلامی از ورود آگاهانهی کردستان نیز هراس داشت. خیزش انقلابی زن زندگی آزادی نشان داده بود که کردستان با شعارهای مترقی و سنتهای مبارزاتی پیشاهنگی که دارد میتواند به الگوی رادیکالی برای پیشبرد مبارزات توده های ستمدیده در همهی نقاط ایران تبدیل شود. شعارهایی همچون «نه سلطنت نه رهبری آزادی و برابری» که در دانشگاه تهران سر داده میشد، اعتصاب عمومی در ایلام و کرمانشاه و شیراز و اصفهان و تهران، و برگزاری تشییع جنازههای بزرگ و اعتراضی در شهرهای مختلف، بخشا ریشه در سنتهای مبارزاتی کردستان انقلابی دارد. کردستان تجربهی مقاومت مسلحانهی تودهای در دههی شصت، سازماندهی تشکلهای مستقل تودهای همچون تشکلهای مستقل زنان، تشکل بیکاران، بنکهها و جوانان انقلابی محلات، کمیتهها و شوراهای محلات در دورهی زلزله کرمانشاه و بیماری کرونا، تشکلهای بیکاران و اتحادیههای کارگری، تشکلهای مستقل معلمان و کانونهای پرستاران، اعتراضات خیابانی با شعارهای طبقاتی علیه قتلهای ناموسی و کشتار کولبران را نیز در کارنامه دارد. رژیم اسلامی از اینکه این تجارب مانند دیگر سنتها به الگوی مبارزاتی میلیونها نفر در سراسر ایران تبدیل شود، وحشت کرده بود. به همین دلیل بود که با نقشهها و توطئههای جنایتکارانه، اعتراضات تودهای را به جنگ و گریز خیابانی کشاند و جنایتی هولناک را رقم زد.
اگر چه رژیم اسلامی در جریان این سرکوب خونین از نیروهای نیابتی مانند حشدالشعبی و حزبالله و… هم استفاده کرده است، اما بدون شک عاملان اصلی این کشتار بی سابقه نیروهای ایرانی سپاه پاسداران، گارد ویژه و دیگر نظامیان ایرانی هستند و هیچ جناحی نمیتواند دست پاسداران را از خون مردم پاک کند تا در آینده همان پاسداران را برای سرکوب و کنترل انقلاب به خدمت بگیرد. گزارشها حاکی از آن است که جنایت چنان بزرگ و شنیع بوده است که قاتلان مجبور شدهاند از قرصهای روانگردان استفاده کنند تا با آسودگی کامل و به دور از وحشت و لرزش دست سینههای عاشق را در هم بدرند.
اما این همهی ماجرا نیست. بدون شک ضلع اصلی این کشتار جمعی خامنهای جلاد است. ولی دو ضلع دیگر سرکوب نیز در رقم زدن این جنایت بی تقصیر نیستند. اولی ترامپ فاشیست است. پیشتر نیز کشتار مردم فلسطین به دست فاشیسم اسرائیلی و دفاع ترامپ از این نسل کشی آشکار نشان داده بود که آمریکا هیچ ارزشی برای جان انسانها قائل نیست. ترامپ فاشیست پیش از کشتار بزرگ توییت زده بود که اگر جمهوری اسلامی معترضان را بکشد، جلوی قتل و عام مردم را میگیرد و اپوزسیون بورژوایی غرق در شادی این توییت معاملهگرانه و قماربازانه را بازنشر میکردند. معلوم شد که اینها فقط اهرم فشاری برای امتیاز گرفتن و به تسلیم کشاندن جمهوری اسلامی بوده است و دهها هزار نفر قتل و عام شدند تا بار دیگر ثابت شود، تودهها برای کسب آزادی و برابری نباید به هیچ قدرتی جز وحدت و تشکیلات متکی باشند. ضلع دیگر شازده است. وی نیز در اوج فرصت طلبی بر موج خشم تودهها سوار شد و اعتراضات شعلهور شده را با فراخوانهای اپورتونیستی به نام خود میزد.
جمهوری اسلامی با قطع اینترنت، تلویزیونها امپریالیستی ایران اینترنشنال، بی بی سی، صدای آمریکا و منوتو را در کنار صدا و سیمای ارتجاعی حکومتی به تنها صداهایی موجود تبدیل کرد که واقعیت را با روایتهای دروغین بازنمایی میکردند. با قطع اینترنت دیگر صداها و روایتهای واقعی مردم حذف شد. بعلاوه جنایتکاران رژیم با بهرهگیری از این توییت ها و فراخوانهای کذایی، اعتراضات مردم را آشوب و سناریوی خارجی خواندند و مردم معترض را تروریستهای آمریکایی اسرائیلی و عوامل غرب نامیدند تا هم به اعتبار قیام تودهها لطمه بزنند، هم دستهای قاتلان را پاک کنند.