جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴ | 27 - 02 - 2026

Communist party of iran

بیانیه بیست و هفتم جمعی از سوسیالیست‌های کردستان: فاشیسم پهلوی برای سرکوب انقلاب خیز برمی‌دارد!


رضا پهلوی روز چهارشنبه ششم اسفند ماه در واکنش به بیانیه اعلام موجودیت هم‌پیمانی پنج حزب و جریان سیاسی کردستان ایران، با انتشار پستی در پلاتفرم ایکس بار دیگر با تکرار کلیدواژه‌های «حفظ تمایمت ارضی»، «یکپارچگی میهنی» و «تجزیه‌طلب» خواندن مردم حق طلب، گوشه‌ای دیگر از سیاست‌های فاشیستی خود را رونمایی کرد. وی در این یادداشت با خط و نشان کشیدن و فتوای جهاد ایرانشهری به ارتشی که هر روز به خامنه‌ای لبیک می‌گوید، اعلام کرده است: «تمامیت ارضی ایران خط قرمز ملت بزرگ و متحد ماست. هر فرد یا گروهی که از این خط قرمز عبور کند، یا با عبورکنندگان از آن همکاری کند، با پاسخ قاطع ملت آگاه ایران روبه‌رو خواهد شد.» این موضع‌گیری نشان می‌دهد که رویکرد رضا پهلوی تنها ادامه سیاست‌های سرکوبگرانه و ضد دمکراتیک است و بر اساس آن، هیچ حقی برای مطالبات مردم به رسمیت شناخته نمی‌شود.


رضا پهلوی از همین حالا نقاب از چهره‌ی ضد انقلابی خود برداشته است و در پی آن است تا با همان اسم رمزهای پوسیده هر گونه حق‌طلبی و آزادیخواهی را سرکوب کند. این موضع‌گیری‌ها چنگ و دندان نشان دادن ضدانقلاب فاشیستی به مبارزات انقلابی مردم ایران است. جمهوری اسلامی نیز سرکوب انقلاب ۵۷ را با سرکوب زنان در روز جهانی زن، لشکرکشی نظامی به کردستان انقلابی و انقلاب فرهنگی علیه رادیکالیسم دانشگاه شروع کرد. رضا پهلوی اما از هول حلیم به دیگ افتاده است و هنوز به قدرت نرسیده چهره‌ی واقعی خود را آشکار کرده است.

واقعیت تاریخی نشان می‌دهد که صد سال سرکوب، تحقیر، نادیده گرفتن هویت ملی و محروم کردن ملت‌های تحت ستم ایران از حقوق دمکراتیکشان، همواره ابزار تثبیت قدرت اقلیت‌های حاکم و تبعیض‌های سیستماتیک بوده است. در دوره پهلوی اول، سیاست «فارسی‌سازی اجباری» و سرکوب قیام‌های محلی کردها، ترک‌ها و بلوچ‌ها، و همچنین تجاوز به زبان و فرهنگ آذربایجان و کردستان، در دستور کار قرار گرفت. پهلوی دوم نیز با عملیات سرکوبگری در کردستان (۱۳۴۰–۱۳۵۷) و بلوچستان، سرکوب دانشجویان و معلمان کرد و ترک، و دستگیری و اعدام هزاران فعال سیاسی، همین روند را ادامه داد. این روند تاریخی نشان می‌دهد که سرکوب ملی و تبعیض سیستماتیک نه محدود به یک رژیم بلکه ساختاری است که اقلیت‌های حاکم همواره برای تثبیت قدرت خود به آن متکی بوده‌اند.


جمهوری اسلامی نیز با استفاده از ابزارهای دین، رسانه، و آموزش، همان استراتژی را پیش برده و علاوه بر کردها، عرب‌ها در خوزستان، ترک‌ها در آذربایجان، لرها در لرستان و بلوچ‌ها در سیستان و بلوچستان را هدف سرکوب مستقیم و تبعیض ساختاری قرار داده است. نمونه‌های اخیر شامل کشتار جمعه‌ی خونین زاهدان، دستگیری بیش از هزار نفر در اعتراضات تبریز و سرکوب خونین آبان ۱۴۰۱ در بوکان و جوانرود است. اکنون نیم ربع پهلوی سوم در خواب‌های پریشان‌اش حمله‌ی ارتش میهنی به کردستان را تصویر می‌کند. این نشان می‌دهد که هرگونه تلاش برای بازگرداندن سلطنت یا قدرت‌های مشابه، محکوم به شکست و تشدید خشونت است.

اسم رمز «تجزیه‌طلبی» که پهلوی و جریان‌های راست‌گرای اپوزیسیون مطرح می‌کنند، ابزار سیاسی و رسانه‌ای آن‌ها برای مشروعیت‌بخشی به سرکوبگری، مصادره مبارزات مردمی و جلوگیری از تحقق حقوق دمکراتیک ملت‌های تحت ستم است. این تاکتیک، همان چیزی است که در جریان خیزش انقلابی ژینا و دیگر اعتراضات سراسری با هدف منحرف کردن قیام، تغذیه ماشین تبلیغاتی ارتجاع و تفرقه در صفوف مردم صورت می‌گیرد. به عبارت دیگر، این اصطلاحات و شعارها حربه‌ای برای سرکوب مردم و انحراف مبارزات توده‌ای است.

تحلیل تاریخی و کنونی نشان می‌دهد که جریان‌های سلطنت‌طلب، نئوفاشیست و راست‌گرای اپوزیسیون با تکیه بر «تمامیت ارضی» و ادعای «وحدت ملی»، تلاش می‌کنند جنبش‌های مردمی را مصادره کرده و به خدمت اهداف قدرت‌طلبانه خود درآورند. این گروه‌ها همواره مطالبات مردم را به نفع خود مصادره کرده‌اند و کوچک‌ترین توجهی به عدالت، آزادی و حقوق دمکراتیک مردم ندارند.


برچیدن ستم بر مبنای ملیت یکی از ملزومات همزیستی برابری‌خواهانه و پایان دادن به تبعیض بر اساس مرکز-پیرامون است. مسکوت گذاشتن یا نادیده گرفتن هر شکلی از ستم در جامعه‌ی طبقاتی موجب تفرقه در صفوف زحمتکشان و ستمدیدگان خواهد شد. تنها از طریق دفاع پیگیر از تمامی حقوق دمکراتیک توده‌های ستمدیده است که راه برای وحدت راستین کارگران و‌ اکثریت مردم ایران در راستای سرنگونی انقلابی رژیم سرمایه‌داری و استقرار حاکمیت شوراهای مردمی هموار می‌شود. رفقای انقلابی ما در مهاباد، تبریز و بلوچستان بارها شعار سر دادند که همبستگی و مبارزه‌ی متحدِ مردمِ زحمتکش برای رفع ستم ملی یکی از ارکان مهم تحقق آرمانِ آزادی و برابری است: کورد، بلوچ، آذری/آزادی، برابری. در نتیجه، همبستگی و اتحاد عملی مردم تحت ستم نه تنها یک ضرورت اخلاقی بلکه یک ضرورت استراتژیک برای پیشبرد انقلاب و عدالت اجتماعی است.

این واقعیات نشان می‌دهد که مردم کردستان برای رهایی از ستم‌های چندگانه‌ی طبقاتی، جنسیتی و ستم ملی باید به مبارزه‌ی متحدانه‌ در سطح سراسری متکی باشند و در مسیر ایجاد یک حکومت دمکراتیک در مرکز، همبستگی خود را با نیروهای چپ و مردم آزادیخواه و برابری‌طلب مستحکم‌تر کنند. تجربه‌ی مبارزات بخش‌های مختلف مردم کردستان ثابت می‌کند که هر گونه شکاف در صفوف مبارزاتی مردم و سرکار آمدن حکومت های فاشیست در مرکز، بعدها منجر به تحریم‌ و محاصره‌ی اقتصادی، سرکوب، کشتار و لشکرکشی های نظامی خواهد شد. خمینی در ۲۸ مرداد علیه کردستان انقلابی فتوای جهاد صادر کرد. احمد شرع تروریست در سوریه با حمایت اردوغان فاشیست لشکرکشی نظامی به کانتون‌های روژآوا را سازمان داد. و دولت فدرال عراق علاوه بر حمله نظامی به کرکوک، سالهاست که با گروگان گرفتن حقوق مردم در اقلیم کردستان عراق پا بر گلوی مردم گذاشته است. این حقایق به ما می‌گوید که بهترین و کم‌دردسرترین راه رهایی مردم کردستان از ستم ملی و طبقاتی، اتحاد مبارزاتی با نیروهای کمونیست و دمکراتیک در سطح سراسری و همراهی با انقلاب کارگران و زحمت‌کشان در جغرافیای سیاسی ایران است. از همین زاویه است که می‌گویبم، انتخاب متحدین سراسری در مبارزات مردم کردستان تنها یک رویکرد فکری و ایدئولوژیک نیست، بلکه یک ضرورت عینی است که تجارب تاریخی اهمیت آن را بیش از پیش نشان می‌دهد. تجربه تاریخی نشان داده است که هر گونه مصالحه یا انفعال در برابر این جریان‌ها، صرفاً به نفع فاشیسم، استبداد و مرکزگرایی تمامیت‌خواه عمل می‌کند. بنابراین، اتحاد استراتژیک و انتخاب متحدین درست در سطح سراسری، یک ضرورت تاریخی و عملی برای پیشبرد عدالت و آزادی مردم است.


مردم کردستان با تجربه مقاومت در جریان جنبش‌های اول و دوم خود و خیزش‌های اخیر نشان داده‌اند که هیچ نیروی خارجی، بورژوا یا سلطنت‌طلب، قادر به نمایندگی منافع واقعی آن‌ها نیست. مبارزات مردم کردستان برای حق تعیین سرنوشت، عدالت اجتماعی، آزادی‌های دمکراتیک و پایان استثمار، پایه و زیربنای هر تلاش واقعی برای ایجاد جامعه‌ای برابر، ضد فاشیستی و ضد استثمار است. شعارهایی مانند «ژن ژیان ئازادی» و «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» بازتاب همین مقاومت انقلابی هستند.

ما جمعی از سوسیالیست‌های کردستان، به همراه تمامی ملت‌های تحت ستم ایران، بر حق تعیین سرنوشت واقعی، ایجاد شوراهای مردمی، گسترش دمکراسی کارگری و پایان دادن به استثمار و مرکزگرایی تأکید می‌کنیم و اعلام می‌کنیم که این مسیر مبارزه انقلابی، تنها راه تحقق آزادی، عدالت اجتماعی و همزیستی مسالمت‌آمیز در ایران است.


زنده باد همبستگی ملتهای تحت ستم

زنده باد حق تعیین سرنوشت مردم کردستان

زنده باد آزادی و سوسیالیسم

اشتراک در شبکه های اجتماعی: