بیانیه بیست و ششم جمعی از سوسیالیستهای کردستان: خیزش انقلابی و تدارک قیام مسلحانه تودهای
چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴
کارگران، مردم مبارز ایران و کردستان!
وضعیت کنونی جامعهی ایران وارد مرحلهای از بحران انقلابی شده است که تودهها را به مرز انتخاب تاریخی میان استمرار استبداد و دستیابی به آزادی و عدالت کشانده است. جمهوری اسلامی با هر ابزار سرکوب و تبلیغاتی که در اختیار دارد، قادر نیست خشم و نارضایتی جمعی را سرکوب کند. اقتصاد در بحران، بیعدالتیها هر روز تشدید میشوند، فساد و سوء استفاده از منابع عمومی عیان است و تضاد میان خواستهای مردم و اهداف طبقهی حاکم هر روز عمیقتر میشود.
اما بحران تنها در سطح اقتصادی و سیاسی نیست؛ بحران ایدئولوژیک و فرهنگی نیز به اوج رسیده است. رژیم اسلامی تلاش میکند با ابزارهای فرهنگی، مذهبی و پلیسی، جامعه را به اطاعت و سکوت وادارد، اما زنان، کارگران، جوانان و مردم خوزستان، بلوچستان و کوردستان ثابت کردهاند که مقاومت و خلاقیت تودهای مرز نمیشناسد و میتواند محدودیتهای شدید سرکوب را پشت سر بگذارد. حرکتهای شجاعانهی زنان در مقابله با حجاب اجباری و اعتراضات کارگری و شهری، روشن کردهاند که جامعهی ایران دیگر پذیرای وضع موجود نیست.
بحران موجود بیش از هر زمان دیگری ضرورت سازماندهی تودهها برای یک قیام انقلابی را آشکار کرده است. تجربهی قیامهای اخیر نشان داده است که مقاومت پراکنده و فردی نمیتواند سلطهی سرمایهداری و استبداد دینی را برهم زند. تنها راه رهایی، وحدت زحمتکشان و تدارک قیام مسلحانهی تودهای است که باید بر پایهی اتحاد تمامی نیروهای مترقی، کارگران، زنان و اقشار محروم جامعه شکل گیرد. این ضرورت در گفتمان سیاسی تودهها نیز منعکس شده است. مردم دادخواه در مراسمهای چهلم جانباختگان و دانشجویان در تجمعات انقلابی خود بارها شعار «وای به روزی که مسلح شویم» را سر دادهاند.
خشونت سازمانیافتهی دولتی را با قهر انقلابی تودهها میتوان به عقب نشینی واداشت. بعلاوه، اپوزسیون بورژوایی نیز تلاش میکند نهادها و ساختارهای سرکوبگر کنونی را دست نخورده یا با کمترین تغییرات حفظ کند تا بلافاصله بتواند در قامت ضدانقلاب اهداف و آرمانهای کارگران و زحمتکشان را سرکوب کند. یکی از اولین اهداف بورژوایی بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی، خلع سلاح تودهها و بازگرداندن اردوی کار و زحمت به خانههایشان است. به همین دلیل است که از هم اکنون خلع سلاح ذهنی و روانی تودهها را در دستور کار قرار دادهاند.
در وضعیت کنونی، دو نوع نیرو بیش از همه از انقلاب میترسند. نخست، لیبرالهایی که هر حرکت تودهای را «ناکارآمد» مینامند و از مردم میخواهند سرنوشت خود را به دولتهای خارجی گره بزنند. آنان میکوشند به مردم القا کنند که بدون «منجیان دروغین» راهی برای رهایی وجود ندارد.
دوم، ناسیونالیستهای بورژوا که در پوشش دفاع از مردم، در پی آناند که انرژی انفجاری جامعه را مهار کرده و آن را زیر پرچمهای به اصطلاح میهنپرستانهی خود مصادره کنند. آنها از سازمانیابی مستقل تودهها وحشت دارند، زیرا میدانند قدرت مستقیم مردم جایی برای دیکتاتوری و قیممآبی باقی نمیگذارد. هر دو طیف، با زبانهای متفاوت، یک پیام مشترک دارند: مردم خودشان کافی نیستند.
ما میگوییم دقیقاً برعکس. اگر نیرویی تعیینکننده باشد، همان کارگران، زنان، جوانان و زحمتکشاناند که بار این جامعه را بر دوش میکشند.
قیام تودهها نه تنها پاسخی به سرکوب و بیعدالتی است، بلکه باید مسیر خود را به سوی سرنگونی ریشهای رژیم و بازسازی جامعهای بر اساس آزادی، برابری و عدالت اجتماعی باز کند. این مسیر نیازمند آگاهی انقلابی تودهها، اتحاد طبقاتی و مقابلهی بیرحمانه با نیروهای ارتجاعی و مزدورانی است که هر روز تلاش میکنند جنبش تودهای را منحرف کنند.
ما از تمامی نیروهای پیشرو، سازمانهای کارگری، جمعیتهای زنان و جوانان میخواهیم که با تکیه بر تجربهی جنبشهای گذشته و درسهای تاریخی، به آموزش، سازماندهی و آمادهسازی جامعه برای یک قیام انقلابی تودهای بپردازند. تنها از مسیر اتحاد، سازمانیابی و افزایش توان جمعی است که میتوان آیندهی ایران و کردستان را از چنگال استبداد و سرمایهداری رهایی بخشید.
ما اعلام میکنیم که هیچ تحلیلی که قیام تودهای و ضرورت سرنگونی ریشهای را نبیند، نمیتواند جامع و انقلابی باشد. جامعهی ایران در وضعیت فعلی با سایهی شوم جنگی خانمانسوز مواجه است. این وضعیت تبلیغاتی جنگی یا به سمت سکوت و استمرار استبداد سوق داده میشود یا باید با قیام تودهای، آیندهای نوین برای خود بسازیم. هیچ راه میانهای وجود ندارد.