پنجشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۴ | 15 - 01 - 2026

Communist party of iran

بیانیه بیست و دوم جمعی از سوسیالیست‌های کردستان: هیچ کس بر روی اسب بازنده شرط نمی‌بندد!

آذرماه ۱۴۰۴

ماموریت چپ‌نماهای محور مقاومتی چه بود؟


نزدیک به یک دهه است که گرایش چپ‌نماهای محور مقاومتی در فضای سیاسی ایران فعالیت دارند. در حالیکه رفقای انقلابی و کمونیست‌ها استخوان‌هایشان تحت فشار وزارت اطلاعات، احضارهای ستاد خبری، حبس‌های انفرادی، احکام سنگین و ظالمانه، اخراج از کار و شلاق و شکنجه و اعدام؛ خورد و خاکستر می‌شود، جماعتی در پوشش چپ ماموریت مشخصی را پیش می‌برند: آن‌ها زیر عبای ارتجاع با خیال آسوده جزوه پخش می‌کنند، در فضای مجازی لاطائلات می‌بافند و دسته و جماعت فالانژ تشکیل می‌دهند؛ بی‌آنکه ذره‌ای احساس خطر داشته باشند. در همان روزهایی که جوانان با ساچمه کور می‌شدند، به زنان آزاده تجاوز می‌شد و معترضان را کت بسته به درون سد کرج پرتاب می‌کردند، اینان با استفاده از سیم کارت سفید واژه‌نامه‌ای بلندبالا از اتهام‌ها می‌ساختند. حاکمیت برای آن‌ها رانت و امنیت به ارمغان آورد تا ماموریت‌شان را به نحو احسن انجام دهند. اما این ماموریت چه بود؟


اگر جمهوری اسلامی مخالفین خود را با اتهام «تبلبغ علیه نظام» و «تلاش علیه امنیت ملی» سرکوب می‌کند، این عده وظیفه دارند در لباس مردم، با بهره بردن از «امنیت جناحی» و در پوشش فعالین به ظاهر مستقل غیر حکومتی، تبلیغ و تخریب و تحقیر راه بیاندازند: شانتاژ علیه فعالین جنبش زنان و پیشروان کارگری و مبارزین سیاسی، تبلیغ و پروپاگاندا علیه اعتراض، علیه اعتصاب، علیه قیام‌های توده‌ای و خیزش‌های انقلابی، شانتاژ علیه تشکل‌های مستقل، تبلیغ و پروپاگاندا علیه اپوزسیون به طور عام و احزاب چپ و کمونیست به طور خاص، پروپاگاندا علیه خیابان، شانتاژ علیه تمام مخالفین حاکمیت و کسانی که برای سرنگونی جمهوری اسلامی مبارزه می‌کنند.


آن‌ها از اسم رمزهای بسیاری استفاده می‌کنند: پیاده نظام امپریالیسم، جاسوسان اسرائیل، احزاب تبعیدی، انهدام اجتماعی، بازی در زمین ویرانی‌طلبان، خطر سوریه‌ای شدن ایران، لذت‌طلبی طبقه متوسطی، چپ بورژوایی، تجزیه‌طلبی، آشوب، بلوا، برانداز، خشم کور، بی‌بندوباری زنان و واژه‌ها و اصطلاحاتی از این قبیل که تماما برای خوش‌خدمتی و چاپلوسی در پیشگاه رژیم اسلامی بکار برده می‌شوند. چپ‌نماهای محور مقاومتی به این سطح از تملق بسنده نکرده و به صورت آشکار و تلویحی به تعریف و تمجید و تطهیر جمهوری اسلامی پرداخته‌اند. جنایات کشتار ۶۷ را کوچک شمردند، علیه زندانیان سیاسی شایعه‌پراکنی کرده و سناریوسازی‌های رژیم اسلامی را وقیحانه تکرار کردند، رئیسی قصاب را ناجی کارگران هفت تپه معرفی کردند، از جناح اصول‌گرا به بهانه‌ی مخالفت کردن با اصلاح‌طلبان پرو غرب طرفداری کردند، بر گردن رژیم اسلامی مدال ضدامپریالیستی بودن آویختند و از مواضع سپاه قدس در سوریه و عراق و لبنان و فلسطین دفاع کردند، به دفاع از اقتصاد رژیم اسلامی در مقابل خصوصی‌سازی‌های دیگر کشورهای سرمایه‌داری پرداختند و دیگر موضع‌گیری‌های ارتجاعی از این قماش که با هدف سفید کردن جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد.


سفید شویی های دیگری هم وجود دارد. تجمع ۱۹ آذر سال ۱۳۹۸ دانشجویان محور مقاومتی در دانشگاه تهران و زیر سایه‌ی تصویر منحوس حسن نصرالله یک تجمع سفید بود. گردهمایی ۱ خرداد ۱۴۰۴ در مقابل دانشگاه تهران و تحت حفاظت پلیس، یک گردهمایی سفید بود. بدحجابی دختر شمخانی سفید است، جاسوسی سپاهی‌های برای رژیم فاشیستی اسرائیل سفید است. هیچ کس به خاطر این موارد سفید، با احضار و تهدید و اخراج و زندان و شکنجه و طناب دار مواجه نمی‌شود. چپ‌‌نماهای محور مقاومتی که برای جمهوری اسلامی کمونیست‌های سفید به شمار می‌روند، در این رابطه سکوت می‌کنند. همانطور که سرمایه‌داری جمهوری اسلامی از نظر چپ‌نماهای محور مقاومتی، سرمایه‌داری سفید است.


آن‌ها ادعا می‌کنند که بدون نیروهای نیابتی رژیم اسلامی امکان مقاومت در برابر امپریالیسم وجود ندارد، در حالیکه اتفاقات تاکنونی نشان داده است که سیاست‌های رژیم اسلامی نه تنها مانعی در برابر نفوذ امپریالیستی ایجاد نکرده است بلکه به کشتار و ویرانی بیشتر در خاورمیانه کمک کرده است. آن‌ها عملا می‌گویند که مردم خاورمیانه در نبود دیکتاتورهایی مانند رژیم بعث سوریه و ولایت فقیه، نیست و نابود می‌شوند و هر فریاد آزادی‌خواهانه‌ای را به نام هرج و مرج طلبی و پروژه براندازی شایسته سرکوب می‌دانند.

آن‌ها که آشکارا و با زبانی که در برابر مردم نیم‌متر دراز بود، زنان را به بی‌آبرویی و بلوای برهنگی متهم می‌کردند و معترضان را جاسوس اسرائیل نام می‌نهادند؛ حالا سکوت پیشه کرده‌اند و دیگر خبری از پخش جزوه و نوشته و تبلیغ و ترویج در برابر برهنه شدن دختر شمخانی نیست، خبری از افشای جاسوسی فرماندهان سپاه برای موساد و به هلاکت رسیدن بیش از ۲۰ فرمانده در اولین لحظات جنگ دوازده روزه نیست.


اما هیچ کس بر روی اسب بازنده شرط نمی‌بندد. امروز جمهوری اسلامی و سیاست‌هایش هم در منطقه هم در داخل کشور مصداق اسب بازنده است. شکست‌های منطقه‌ای، بحران عمیق اقتصادی، بحران مشروعیت و ریزش پایگاه اجتماعی در داخل، رسوایی ایدئولوژیک و تضعیف شدید محور مقاومت نشانه‌ای از سیاست‌های شکست خورده‌ی جمهوری اسلامی است. ما پیش‌تر هم در بیانیه شماره هجدهم گفتیم که «تشت رسوایی محورمقاومتی‌های نقابدار و بی‌نقاب از پشت بام افتاد!» امروز، همان‌ها که فریاد آزادی‌خواهان را برچسب می‌زدند، در برابر رسوایی فرماندهان سپاه و سقوط اقتدار پوشالی جمهوری اسلامی سکوت کرده‌اند. اکنون چپ‌نماهای محور مقاومتی ناچارند مانند آفتاب‌پرست رنگ عوض کنند، نقاب جدیدی بر چهره بزنند، سخنان و مواضع پیشین خود را گردن نگیرند، نقش مخرب خود را در ایجاد انفعال و تشتت و انشقاق در صفوف کمونیست‌ها انکار کنند و سیاست فرصت طلبانه‌ی کانفورمیسم حزب بادی را پیشه نمایند؛ تا همچنان قادر باشند به ماموریت خودشان در عافیت طلبی و خدمت به حاکمان جامه‌ی عمل بپوشانند.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: