بیانیهی سیاسی کنفرانس سوم شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان قسمت دوم
شنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۴

کنفرانس سوم شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان که در روزهای ۷ و ۸ تیر ۱۴۰۴ برابر با ۲۸ و ۲۹ ژوئن ٢٠٢٥ در شهر استکهلم برگزار شد، علاوه بر بررسی گزارش فعالیت های شورا در فاصله دو کنفرانس و انجام وظایف دیگری که بر عهده اشت، کلیات بیانیه سیاسی ارائه شده به کنفرانس از جانب هیئت هماهنگی را تصویب و تکمیل و تدقیق آن بر أساس مباحث کنفرانس را به هیئت هماهنگی خود واگذار کرد. آنچه در اینجا به سمع و نظر بینندگان عزیز می رسد، قسمت دوم این بیانیه است که از جانب هيئت هماهنگی شورای همکاری تهیه و انتشار یافته است.
تحولات سیاسی در ایران و کردستان و خطمشی ما
در چنین شرایط جهانی و منطقەای و در زمانی که حالت «نه جنگ، نه صلح» همچنان سایهی گسترش جنگ را بر خاورمیانه گسترانده است، جامعهی ایران آبستن تحولات سرنوشتساز است. جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی قبل از جنگ دوازده روزه نیست. این رژیم بعد از شکستهای تحقیرآمیزی که در جنگ دوازده روزه متحمل شد و با آشکارشدن نفوذ سازمان موساد در ردهی بالای ساختاری حکومتی و فرماندهی، بیش از پیش مشروعیت خود را نزد افکار عمومی از دست داده است. موقعیت منطقەای رژیم ضعیفتر و بحران اقتصادی عمیقتر شده و فرسودگی زیرساختهای تولید و انتقال انرژی، حکومت اسلامی را از تأمین نان و برق و آب مردم و ادارهی جامعه ناتوان کرده است. این بحرانهای چندلایه، بحران و جدال و کشمکش درون حکومتی را نیز تشدید خواهد کرد. و تردیدی نیست باتوجه به ناتوانی رژیم در پاسخگویی با ابتداییترین خواست مردم، جنبشهای اجتماعی و اعتراضی دوباره و با رویهی تعرضیتری بهمیدان خواهند آمد. جامعەای که در طول کمتر از هشت سال سه جنبش انقلابی و تودەای و جنگی که در آن جمهوری اسلامی شکست خورده، را تجربه کرده است، دست رو دست نخواهد گذاشت و کار نیمهتمام سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی را پی خواهد گرفت.
تشدید سرکوب، فقر و بیکاری بیسابقه، فقدان تشکلهای تودەای و طبقاتی و سراسری کارگران، عدم هماهنگی و ارتباط نهادینهشده بین جنبشهای پیشرو اجتماعی و نبود یک رهبری سراسری موانع مهمی سر راه تعیینتکلیف نهایی با جمهوری اسلامی هستند. با اینحال اعتصابات و اعتراضات کارگران و دیگر اقشار زحمتکش توانسته عقبنشینیهای بزرگی به جمهوری اسلامی تحمیل کند و در زمينهی سازمانیابی پیشرفت حاصل کند. جنبش پرشور و آزادیخواهانهی زنان بهعنوان یکی از جنبشهای پیشتاز با زیرپانهادن قوانین اسلامی و مردسالار عملاً جمهوری اسلامی را در تحمیل حجاب با شکست مواجه ساخته است. جنبش دانشجویی، جنبش دادخواهی، جنبش علیه مجازات اعدام که کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در پشت میلههای زندان پرچم آنرا برافراشتهاند و سایر جنبشهای اعتراضی نیز علیرغم فرازونشیبها، نقش والایی را در بهعقبراندن جمهوری اسلامی ایفاء کردهاند. در کلیت خود پتانسیل این جنبشها با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی موجب تغییر جدی توازنقوا بهنفع ادامەی مبارزهی کارگران و دیگر اقشار جامعه شده است.
جنگ اخیر وقفەای در جنبوجوش مبارزات جنبشهای رادیکال ایجاد کردە است. در دورهی پساجنگ جمهوری اسلامی به تشدید سرکوب و بگیروببند هرروزهی فعالان جنبشهای اجتماعی، موج اعدامها، تشدید فشار و اخراج مهاجران افغانستانی در تلاش است انتقام شکست مفتضحانەای که از اسرائیل متحمل شده را از مردم بگیرد. اما رژیم جمهوری اسلامی درماندهتر از آن است که بتواند مردم را مرعوب کند، این دوره گذرا خواهد بود و جامعهی ایران این دوره را بهسرعت پشت سر خواهد گذاشت. بهمیدانآمدن خیزشهای انقلابی و اجتماعی گسترده با محوریت جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی رادیکال در چشمانداز است.
● جامعهی کردستان، عرصهی قدرتمند خیزش انقلابی و اعتراضی :
از مقطع انقلاب ٥٧ تاکنون جامعهی کردستان همواره یکی از کانونهای داغ مقاومت و مبارزهی پرشور علیه رژیم سرمایەداری جمهوری اسلامی بوده و بهویژه جنبش انقلابی و آزادیخواهانه و حقطلبانهی آن در همهی عرصهها سیاستهای سرکوبگرانهی این رژیم جنایتکار را بهچالش کشیده و هر تعرضی را با تعرض متقابل پاسخ داده است. این وضعیت، تناسب.قوای متفاوت و بالنسبه مساعدتری را بهنفع مبارزات کارگران و مردم حقطلب شکل داده است. عروج خیزش انقلابی بعد از قتل حکومتی ژینا از شهرهای کردستان و گسترش آن به سراسر کشور بر متن چنین سابقه و پیشینهی سیاسی مبارزاتی ممکن بود. در جریان جنبش انقلابی ۱۴۰۱ مردم آزادیخواه کردستان در ابعاد اجتماعی نشان دادند که برای احقاق حقوق پایەای خود به چیزی کمتر از سرنگونی جمهوری اسلامی تن نمیدهند و همچنین نشان دادند که سرنگونی جمهوری اسلامی را از مسیر اتحاد و همبستگی با جنبش انقلابی سراسری تعقیب میکنند.
دو جنبش و دو آلترناتیو :
در کردستان مانند بسیاری از جوامع سرمایەداری دیگر بر بستر وجود طبقات دو جنبش سیاسی متمایز اجتماعی، جنبش ناسیونالیستی و جنبش سوسیالیستی بهمثابه دو قطب راست و چپ از مقطع انقلاب ۵۷ تاکنون در تحولات این جامعه نقش ایفاء کردەاند. بر متن این جنبشهای اجتماعی احزاب و نیروهای سیاسی مختلف با استراتژی، فرهنگ و سنتها، تاکتیکها و روشهای فعالیت متمایز، مهر خود را بر تغییر و تحولات و صحنهی سیاسی جامعهی کردستان کوبیدەاند. احزاب و نیروهای ناسیونالیست بهحکم تحولات اقتصادی و اجتماعی که در سطح جهان، منطقه و کردستان بهویژه در سهدههی اخیر روی داده است، بیشتر خود را با منافع و گرایش طبقهی سرمایەدار و صاحبان ثروت در کردستان منطبق کردهاند. این احزاب اگرچه برای بەاصطلاح رفع ستم ملی برنامه ارائه میدهند اما هدف اصلی خود را سهمبردن از قدرت محلی از هر طریقی که باشد تعریف کردەاند.
ریشەی تلاش احزاب ناسیونالیست در کردستان برای نزدیکی با سلطنتطلبان و رضا پهلوی و اپوزیسیون بورژوازی نئولیبرال طرفدار غرب و آمادگی آنها برای سازش بر سر مصالح مردم کردستان در مقابل کسب امتیازات ناچیز را باید در همین استراتژی عملی آنها جستجو کرد. از آنجا که رسالت و توانایی تاریخی طبقهی سرمایەدار و احزاب و نیروهای ناسیونالیست برای دمکراتیزهکردن جامعه و رفع ستمگری ملی مدتها است بهپایان رسیده است. اکنون این رسالت تاریخی و ریشهکنکردن تبعیضها و نابرابریها و ازجمله پایاندادن به رفع ستمگری ملی بهشیوەای دمکراتیک بر دوش طبقهی کارگر و سوسیالیستها که بر بستر مبارزهی این طبقه با فعالیت خود ادامه میدهند افتاده است. کارگران و زحمتکشان و زنان آزاده و ستمدیدهی کردستان و جنبش سوسیالیستی کارگری موتور حرکت جنبش انقلابی مردم کردستان برای حاکمیت شورایی مردم، پایاندادن به ستمگری ملی و تحقق حقوق پایەای کارگران و مردم زحمتکش و ستمدیدهی کردستان هستند. شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان خود را بخش لاینفک آلترناتیو چپ و سوسیالیستی برای تقویت آلترناتیو کارگری و شورایی در سراسر ایران و کردستان میداند.
بازنشر: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومه له
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpirn
https://t.me/KomalaCpiranTv
