جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ | 03 - 04 - 2026

Communist party of iran

به یاد رفیق کمونیست


یکی از رفقای مریوان


چند سال پیش با انسانی پرانرژی، جسور، قاطع و فداکار آشنا شدم. در محفل دوستانه دیدمش؛ از زندگی کارگران می‌گفت، از تشکل‌یابی، از آکسیون و مبارزه. از همان نخستین گفت‌وگو، از جسارت و انرژی نهفته در وجودش فهمیدم که رویای آزادی در سر دارد و از هیچ مانعی نمی‌هراسد. جویایش که شدم گفتند: «آزاد خوانچه زر» است.

از آن پس، با وجود همه‌ی اختلافات فکری و با تمام کش‌وقوس‌ها و ملاحظاتی که در مسیر رفاقت پیش آمد، دوستی‌ای پایدار، صادقانه و انسانی میان‌مان شکل گرفت. آزاد همواره می‌گفت اختلاف نظر را می‌پذیرد و باور داشت اگر اختلافات صادقانه، شفاف و با احترام بیان شوند، نه‌تنها به جدایی نمی‌انجامند، بلکه در میان رفقا پلی محکم و پیوندی استوار می‌سازند. بارها تأکید می‌کرد: «با همه‌ی اختلافات، دوستان را با تمام وجود دوست دارم.»


از همین منش بود که فهمیدم با انسانی کمونیست و صادق روبه‌رو هستم؛ انسانی که سیاست و اندیشه را از انسانیت جدا نمی‌کند. با آنکه مهربان و خوش‌زبان بود، در جلسات سیاسی جدی، قاطع و مسئولانه ظاهر می‌شد، اما هرگز حاضر نبود برای اثبات نظر خود، دوستی را قربانی کند یا رفیقی را تحقیر نماید. او کمونیسم را نه در حد شعار و نه در حد محفل، بلکه در حد عمل، تعهد تا پای جان ایستادگی می کرد.

فداکاری آزاد نمایشی و پرسر و صدا نبود؛ در وقت گذاشتن واقعی برای کودکان، زنان و کارگران معنا پیدا می‌کرد. کودکان را دوست داشت، نه از سر ترحم و دلسوزی، بلکه از مواضع و دیدگاه انسانی و طبقاتی. باور داشت کودکان برای کار و استثمار آفریده نشده‌اند؛ آن‌ها سزاوار بازی، شادی، آموزش و امنیت‌اند. از نگاه او، دفاع از کودکان، دفاع از آینده‌ی جامعه‌ای عاری از استثمار و تبعیض بود.

آزاد مدافع حقوق زنان بود؛ نه از نگاه فمنیستی و نه صرفاً در قالب شعار، بلکه با این باور ( به قول مارکس) ؛ که آزادی جامعه بدون آزادی زنان ممکن نیست. خشونت علیه زنان را جدی، و با آن بیگانه نبود ، بلکه آن را یکی از ستون‌های اصلی ستم بر زنان و مبارزه با آن را بخشی از وظایف انسانی با جامعه مرد سالاری و مسئله ای برای رهایی انسان میدید. روز جهانی زن، هشت مارس، برایش تنها یک مناسبت نبود؛ برای برگزاری مراسم و آکسیون‌های آن با تمام توان تلاش می‌کرد و در سازمان‌دهی هرچه باشکوه‌تر این روز سنگ تمام می‌گذاشت.


از کارگران می‌گفت؛ قلب همیشه بیدارش برای کارگران می‌تپید. رنج، استثمار و فرسودگی نیروی کار را عمیقاً درک می‌کرد و می‌دانست این وضعیت به معنای نابودی تدریجی یک انسان است. آگاه بود که مبارزه هزینه دارد و خود نیز بارها این هزینه را پرداخت، اما هرگز از دفاع از تشکل‌یابی، اعتصاب و اعتراض کارگری عقب ننشست.

در برابر محور «مقاومت‌های » حکومتی، زبانش تیز، صریح و بی‌ملاحظه بود؛ نه مرعوب می‌شد و نه اهل سازش. باور داشت نباید به این جریان‌ها دل خوش کرد. می‌دانست همان نیروهای حکومتی هسنتد که حجاب اختیاری را «هرزگی» می‌نامند و حجاب اجباری را بهانه ای برای سرکوب می دانید. خیزش زن، زندگی، آزادی و اعتراضات پس از قتل مهسا امینی را دسیسه‌ی امپریالیسم معرفی می‌کنند. از نظر او، آنها همان نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی هستند که دشمنی آشکار با آزادی انسان دارند.

آزاد خوانچه زر امروز در میان ما نیست، اما رفتار، افکار و رفاقت او زنده است. او یادآور این حقیقت مارکسیستی بود که کمونیسم، باید در زندگی روزمره و رگهای خونی انسانها و کارگران جاری باشد. اگر این رویا به حقیقت بدل نشود زندگی برای انسانها بی معنی می‌شود.

یادش در رفاقت‌های صادقانه، در مبارزه‌ی کارگران، زنان و کودکان گرامی باد.


حزب کمونیست ایران

سه شنبه ۲ دی ۱۴۰۴

۲۳ دسامبر ۲۰۲۵

اشتراک در شبکه های اجتماعی: