سه شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴ | 13 - 01 - 2026

Communist party of iran

به مناسبت فرا رسیدن سال نو میلادی 2026


سال نو میلادی در شرایطی فرامی‌رسد که پیامد فاجعه بار بحران ساختاری نظام سرمایه داری ابعاد هولناکی به خود گرفته است. این بحران به یک حوزه اقتصادی محدود نیست، بلکه تمام حوزه های مالی، تجاری و بخش های مختلف تولید را در برگرفته است. دامنه آن به گروهی از کشورهای سرمایه داری محدود نیست، بلکه همه کشورهای جهان را با حدت و شدت متفاوت درگیر کرده و تداوم و به هم پیوستگی این بحران، دائمی بودن آن را به خصلت نمای نظام سرمایه داری تبدیل کرده است. تضادها و تناقض‌های ذاتی این نظام امروز با چهره‌ای عریان در برابر بشریت قرار گرفته است. رکودهای پی‌درپی اقتصادی، گسترش جنگ‌های ویرانگر، تعمیق بی سابقه شکاف بین فقر و ثروت و گسترش تبعیض ها و نابرابری های اجتماعی، تخریب بی‌سابقه محیط زیست، همگی نشانه‌های ورشکستگی تاریخی نظامی هستند که تولید را نه بر پایه پاسخگویی به نیازهای انسانی، بلکه برای انباشت سود سازمان می‌دهد. در این شرایط قدرتهای سرمایه داری ونهادهایی چون صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، به‌عنوان ابزارهای سرمایه‌داری جهانی، با برنامه ریزی و تحمیل سیاست‌های ریاضتی می‌کوشند این نظم بحران‌زده را حفظ کنند.


 در این أوضاع، خاورمیانه همچنان یکی از کانون های رقابت قدرتهای سرمایه داری و تلاقی منافع امپریالیستی و رژیم‌های ارتجاعی منطقه است. گسترش فقر و محرومیت های اجتماعی و سرکوب و جنگ و آوارگی، عناصر ثابت این نظم ویرانگر در این منطقه هستند. در سالی که گذشت نسل‌کشی مردم فلسطین در غزه توسط دولت اسرائیل، با پشتیبانی مستقیم ایالات متحده و همدستی عملی دولت‌های اروپایی، یکی از این نمونه ها و یکی از بی‌رحمانه‌ترین جنایات تاریخ معاصر را رقم زد. این نسل کشی و واکنش افکاری عمومی، نقطه عطفی در آگاهی سیاسی جهانی ایجاد کرد. در اعتراض به این نسل کشی و در دفاع از آزادی فلسطین، یک میلیارد انسان در سراسر جهان به خیابان‌ها آمدند و موجی کم‌سابقه از همبستگی بین‌المللی شکل گرفت. با این حال، جنبش جهانی حمایت از فلسطین، علی‌رغم گستردگی و عمق انسانی آن، به دلیل ضعف سازمان‌یافتگی طبقه کارگر در سطح جهان و فقدان یک چشم انداز انقلابی و رهایی بخش نتوانست این خشم و همبستگی جهانی را به نیرویی مؤثر برای توقف ماشین جنگی دولت اشغالگر اسرائیل، خنثی کردن نقشه های امپریالیستی و به اهرم فشاری برای آزادی مردم فلسطین تبدیل کند. این وضعیت، در همانحال تاکیدی بر ضرورت بازسازی سازمان بین‌الملل کارگری است.


یکی دیگر از تراژدی‌های خونین سال گذشته، قتل‌عام مردم سودان به دست نیروهای شبه‌نظامی موسوم به «نیروهای پشتیبانی سریع» بود؛ نیروهایی که با حمایت مالی و سیاسی امارات متحده عربی و چراغ سبز قدرت‌های امپریالیستی، شهرها و روستاهای سودان را به میدان کشتار مردم عادی و بی دفاع بدل کردند. این فاجعه صرفاً یک مناقشه داخلی نیست، بلکه جلوه‌ای روشن از منطق امپریالیسم قرن بیست‌ویکم است که گسترش سلطه خود را از طریق نیروهای نیابتی و جنگ‌های ترکیبی و به قیمت به خاک و خون کشیدن زندگی و هستی انسانها تعقیب می کنند. سودان، همانند فلسطین، یمن و دیگر نقاط جهان، قربانی رقابت امپریالیستی بر سر منابع طبیعی و موقعیت ژئوپلیتیک است؛ جایی که جنگ برای تداوم سلطه و سودآوری سازمان داده می‌شود.


در اروپا، بحران سرمایه‌داری به صعود نیروهای راست افراطی و اقتدارگرا انجامیده است. احزاب فاشیستی، با سوءاستفاده از نارضایتی اجتماعی، خشم طبقاتی را به نفرت علیه مهاجران و پناهجویان منحرف می‌کنند. هم‌زمان، لیبرالیسم غربی که زمانی خود را مدافع آزادی می‌دانست، با سرکوب اعتراضات ضد جنگ و محدودسازی آزادی‌های سیاسی، چهره واقعی خود را آشکار کرده است. با اینحال اعتصابات گسترده کارگری  و توده ای در کشورهای مختلف اروپا نشان‌دهنده بازگشت مبارزه طبقاتی به قلب متروپل‌های سرمایه‌داری است.


در سال گذشته بر متن تداوم این بحران و تشدید فقر و نابرابری ها در نقاط مختلف جهان شاهد خیزش‌های توده ای علیه سرکوب و استبداد، گرانی و فقر و فلاکت اقتصادی بوده‌ایم. در کشورهایی چون نپال، اندونزی و سریلانکا، انفجار نارضایتی اجتماعی پایه‌های رژیم‌های بورژوایی را به لرزه درآورد. با این حال، فقدان سازمان‌یافتگی طبقاتی، پراکندگی نیروهای کارگری و نبود رهبری انقلابی با چشم انداز سوسیالیستی، سبب شد که این شورش‌ها به تغییراتی محدود در سطح دولت‌ها منتهی شوند و همان طبقات حاکم، با چهره‌ای تازه، بار دیگر قدرت را در دست گیرند. این تجربه ها بار دیگر نشان می‌دهند که در غیاب رهبری انقلابی، سرمایه‌داری قادر است بحران ها و حتی خیزش های توده ای را به ابزار و فرصتی برای تغییر آرایش سیاسی و بازسازی خود بدل کند. بدون رهبری طبقه کارگر و حزب انقلابی، شورش‌های توده‌ای به دگرگونی بنیادین مناسبات تولید نمی‌انجامند و در چارچوب نظم موجود مهار می‌شوند.

.

در ایران نیز بر متن بحران مزمن اقتصادی، گرانی و تورم افسارگسیخته و فقر فزاینده و تبعیض ها و نابرابری های اجتماعی شاهد روند رو به گسترش جنبش کارگری و جنبش های اعتراضی بوده ایم. اعتصابات کارگری در صنایع نفت، فولاد، آموزش و خدمات، همراه با اعتراضات پرستاران و بازنشستگان، نشانه‌های روشنی از شکل‌گیری مبارزه طبقاتی‌اند. ابعاد بی سابقه فقر و فلاکتی که  به طبقه کارگر ایرن تحت حاکمیت حکومت اسلامی سرمایه داران  تحمیل شده است و اجتناب ناپذیری گسترش اعتصابات و اعتراضات کارگری بیش از هر زمانی ضرورت وحدت فعالین سوسیالیست جنبش کارگری حول ارکان یک استراتژی سوسیالیستی در زمینه سازمانیابی، شکل دادن به رهبری سراسری، اتحاد و همبستگی با دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی  و مراحل پیشروی جنبش کارگری برای قیام علیه وضع موجود را به میان کشیده است. جنبش رهایی زنان در ایران بخشی جدایی‌ناپذیر از مبارزه ضدسرمایه‌داری است. ستم جنسیتی نه پدیده‌ای فرهنگی، بلکه سازوکاری اقتصادی برای بازتولید سلطه و کار ارزان است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که هیچ رهایی اجتماعی‌ای بدون رهایی زنان ممکن نیست. سوسیالیست های جنبش زنان فقط با به میدان آوردن توده زنان کارگر و زحمتکش و اتحاد راهبردی باجنبش کارگری می توانند پیشروی جنبش رهایی زن را تضمین کنند.


در دل این أوضاع، جهان سرمایه داری به هر سو پیش برود آنچه عیان است شکاف بین فقر و ثروت هر روز عمیق تر و فقر و نابرابری در ابعاد بی‌سابقه ای انباشت می گردد. تحت این شرایط، به طور اجتناب ناپذیری اعتصابات و اعتراضات کارگری و جنبش های تودەای علیه این فقر و نابرابری و تعرض دولت ها به کار و زندگی و معیشت کارگران، علیه تعرض به آزادی‌های سیاسی و کشتار و نسل کشی و نابودی زیست و بوم در سراسر جهان گسترش خواهد یافت. جنبش سوسیالیستی و انترناسیونالیستی طبقه کارگر در این دوره تاریخی و بر متن رشد مبارزات کارگری و جنبش های اعتراضی این امکان را دارد که از موضع دفاعی خارج شده، رویکری تعرضی در پیش گیرد و به یک قطب نیرومند سیاسی تبدیل گردد. ایجاد احزاب کمونیستی انقلابی که بتوانند مبارزات جاری کارگران علیه تعرض سرمایه و برای بهبود شرایط کار و زندگی را با استراتژی انقلاب کارگری وسوسیالیستی تلفیق کنند و جنبش های اعتصابی و اعتراضی در جامعه را به یک جنبش سیاسی نیرومند علیه دولت های سرمایه داری تبدیل کنند از پیش شرط‌های پیشروی جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر در این دوره است. سال نو میلادی برای فعالین کمونیست جنبش های اجتماعی باید فرصتی برای بازاندیشی در مورد چگونگی انجام این وظیفه تاریخی و سازماندهی کمونیستی به‌مثابه نیروی مادی رهایی انسان باشد. در جهانی که سرمایه داری زندگی و هستی اکثریت ساکنان کره زمین و طبیعت و زیست و بوم در معرض خطر نابودی قرار داده، سوسیالیسم نه یک آرمان دوردست، بلکه تنها پاسخ واقعی به بحران کنونی است.

سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله

https://alternative-shorai.tv

https://cpiran.org

https://komala.co

https://t.me/peshrawcpiran

www.facebook.com/Peshrawcpiran

www.instagram.com/Peshrawcpiran1

https://t.me/KomalaCpiranTv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: