بن بست در ادامه جنگ و ناتوانی در پایان دادن به آن
سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵

در حالی که روز چهارشنبه ۱۴ مرداد، جمهوری اسلامی و سلطنت عُمان اعلام کردند که توافق بر سر مسیر تردُد کشتیها در تنگه هرمز در مراحل نهایی قرار دارد و امشب یا فردا متن آن منتشر خواهد شد، تا کنون از انتشار آن توافق خبری نبوده است. بر اساس مضمون آن توافق قرار بوده تا پاکسازی کامل تنگه هرمز از مین در عرض ۳۰ روز انجام گیرد و کشتیهایی که وارد تنگه هرمز می شوند از مسیر نزدیکتر به سواحل ایران عبور کنند و کشتیهایی که از تنگه خارج می شوند، مسیر نزدیک به سواحل عُمان را درپیش گیرند. حال که ۶ روز از آن میگذرد، نه تنها متنی انتشار نیافته است، بلکه مقامات رژیم اسلامی اعلام کردهاند که حتی رسیدن به توافق در این مورد هم به معنای بازگشایی تنگه هرمز نخواهد بود و بازگشایی آن منوط به پذیرش تمام شروط ما از جانب آمریکا است.
در این رابطه روز یکشنبه ۱۸ مرداد عباس عراقچی اعلام کرد که: تا زمانی آمریکا موارد نقض یادداشت تفاهمنامه را جبران نکند، امکان از سرگیری مذاکرات با آمریکا وجود نخواهد داشت”. محمدباقر ذوالقدر در مقام دبیر شورای عالی امنیت رژیم نیز روز شنبه ۱۷ مرداد، گفته بود: “تا زمانی که آمریکا رفتارش را اصلاح نکند، تنگه هرمز باز نخواهد شد و این شورا چه در مذاکره و چه در جنگ با آمریکا از این موضع کوتاه نخواهد آمد”. ذوالقدر قبل از برکناریش از آن پُست، شروط ۶ گانه جدید جمهوری اسلامی برای بازگشایی تنگه هرمز را اعلام نمود که عبارت بودند از ۱- پایان جنگ و تهدیدات و حملات مجدد آمریکا به ایران و به متحدان جمهوری اسلامی در لبنان، فلسطین، یمن و عراق ۲- رفع محاصره دریایی در سواحل جنوبی ایران ۳- خروج نیروهای نظامی آمریکا از پیرامون ایران ۴- پرداخت کامل خسارتهای جنگ ۵ – لغو کلیه تحریمها ۶- آزادسازی دارائیهای مسدود شده جمهوری اسلامی.
این رویکرد مقامات جمهوری اسلامی و اعلام چنین شرط و شروطی برای بازگشایی تنگه هرمز، بیانگر این واقعیت است که آنان برای ایجاد گشایشی در تنگناهای اقتصادی و سرپا نگاه داشتن ماشین جنگی خود احتیاج حیاتی به پول دارند و میخواهند آنرا از طریق جنگ و مذاکره بدست آورند. موضع ضعف و ابراز تمایل ترامپ به پایان جنگ و تعریف و تمجید از مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی در سخنان اخیرش، مقامات جمهوری اسلامی را در پافشاری بر مواضع خود تا رسیدن به خواستهایشان جریتر کرده است. ترامپ روز یکشنبه ۱۸ مرداد در موضعی دو پهلو اعلام کرد که: “مذاکره با جمهوری اسلامی را به صورت نیم بند پیش میبریم، و فعلاً فشار اقتصادی را به از سرگیری جنگ ترجیح میدهیم”.
واقعیت این است که فرسایشی شدن جنگ با جمهوری اسلامی و هزینه کلان آن، فشار زیادی به زندگی و معیشت کارگران و مردم تهیدست آمریکا نیز وارد آورده و موجب انتقاد و نارضایتی بسیاری در میان آنان شده است. این امر به ویژه در شرایطی که به انتخابات میان دورهای در ماه نوامبر نزدیک میشوند که در آن تمام کرسیهای مجلس نمایندگان و یک سوم مجلس سنا و فرمانداریها و مقامات محلی انتخاب میگردند، ترامپ را بشدت نگران از دست دادن بیشتر رأی دهندگان ساخته است.
اما برای جمهوری اسلامی که با محاصره دریایی آمریکا دست به گریبان است و امکان صادرات و فروش نفت را ندارد، تحمل و ادامه چنین شرایطی غیر قابل تحمل است زیرا جامعه در آستانه یک انفجار اجتماعی قرار گرفته است. افزایش حملات موشکی و پهبادی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی حشد شعبی و حوثیها به کشورهای منطقه خلیج به رغم اطلاع از تبعات و پیامدهای این تعرضات، تلاشی برای کاهش بحران کلان اقتصادی و به تأخیر انداختن چنین انفجار اجتماعی است. به این معنا جمهوری اسلامی میخواهد با پرتاب موشک و پهباد و ناامن کردن منطقه آمریکا و کشورهای نفت خیز منطقه را وادار به دادن امتیازات بیشتر نماید. البته روند رویدادها نشان داده که حکومت اسلامی با چنین رویکردی نه تنها به نتیجه نمیرسد بلکه متحمل تلفات و خسارات و عکسالعملهای بیشتری خواهد شد.
روز یکشنبه ۱۸ مرداد بار دیگر حوثیها به پالایشگاه نفت “جیزان” متعلق به شرکت آرامکو در جنوب غربی عربستان حمله موشکی کردند و مسئولیت آنرا نیز برعهده گرفتند. روز ۸ مرداد نیز جمهوری اسلامی در قالب گروههای تروریست حشدشعبی وابسته به خود در عراق بسوی مراکز نفتی عربستان موشک پرتاب کرد که با حملات شدید مشترک عربستان و آمریکا پاسخ گرفت و طی آن بیش از ۲۰ نفر از جمله ۵ فرمانده ارشد سپاه پاسداران نیز کشته شدند. از سوی دیگر حملات موشکی جمهوری اسلامی موجب تشکیل دو ائتلاف نظامی میان حکومت های منطقه در عرض یک هفته گردید؛ ائتلاف ۱۴ کشور برای حفاظت از مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز در کنفرانسی در ریاض و امضای یک پیمان دفاعی مشترک میان دولتهای عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه در روز جمعه ۱۶ مرداد که بر اساس آن حمله به هریک از این سه کشور، به منزله حمله به همه آنها تلقی خواهد شد.
سیاستهای راهبرد جنگ افروزانه جمهوری اسلامی که با هزینه جانی و مالی کارگران و تودههای مردم زحمتکش ایران پیش برده شدهاند، تا کنون همگی شکست خوردهاند. بنا به آمارهای اعلام شده از جانب خود رژیم اسلامی، از زمان شروع جنگ اخیر با آمریکا در ۹ اسفند سال گذشته که موجب کشته شدن علی خامنهای جنایتکار و جمع زیادی از فرماندهان سپاه و ارتش گردید، تا کنون دست کم ۳۴۰۰ نفر در ایران جان خود را از دست دادهاند و در صد بالایی از امکانات نیروهای هوایی، دریایی، هوافضای رژیم، پایگاههای موشکی و پهبادی، تأسیسات اتمی و زیرساختهای صنعتی و خدماتی اجتماعی نیز از بین رفته است.
بر اثر پیامد و عوارض جنگ ارتجاعی و امپریالیستی، بحران اقتصادی رژیم بیش از هر زمانی تشدید شده است و رژیم اسلامی اوضاع معیشتی کارگران و دیگر اقشار تهیدست جامعه را نیز در خدمت جنگ به گروگان گرفته و جامعه را به فقر و فلاکت غیر قابل تحمل کشانده شده است. با این حال رهبران و کادر رهبری سپاه این رژیم دزد و فاسد به نفع خود میدانند که همچنان بر طبل جنگ بکوبند و هر اعتراضی به چنین اوضاع فلاکتبار زندگی در داخل را با سرکوب و گلوله پاسخ دهند. بدون شک چنین حکومتی در غیاب وجود تشکلهای طبقاتی و تودهای کارگران و دیگر جنبشهای اجتماعی و نبود رهبری سراسری آنها، توانسته تا حال دوام آورد. برای نجات از شر این حکومت جنایتکار راه دیگری به جز تلاش برای رفع آن کمبودها و آماده کردن ملزومات سرنگونی این رژیم وجود ندارد.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
