سه شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ | 27 - 01 - 2026

Communist party of iran

بن‌بست حکومت اسلامی، مدیریت قتل و کشتار جمعی به‌مثابه رمز بقا


خیزش سراسری اخیر در ایران را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از اعتراضات پراکنده یا فقط واکنشی زودگذر به نوسانات بازار ارز و افزایش سرسام آور قیمت کالاهای مورد نیاز روزانه مردم و یا تصمیم‌های دولت در این زمینه دانست. آنچه در خیابان‌ها، زندان‌ها و فضای حاکم بر جامعه جریان دارد، نشانه بن بست و بروز بحرانی عمیق در ساختار اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک حکومت اسلامی است. کشتار معترضان و افزایش بی‌سابقه شمار کشته‌ها، مجروحان و بازداشت‌شدگان، و شمار زیاد کودکان و سالمندان قربانی، بیانگر آن است که تضاد مردم به دستگاه حاکم به مرحله آشتی ناپذیری رسیده است.

بر اساس گزارش‌ها و داده‌های راست آزمایی شده تا کنون بیش از ۵۱۵۰ نفر از معترضان جان خود را از دست داده اند که ۶۰ نفر از آنان کودک زیر ۱۸ سال بوده اند، شمار کشته‌های در حال بررسی بیش از۱۷۰۰۰ نفر می باشد. همچنین بیش از ۷۰۰۰ نفر زخمی و حدود ۴۱ هزار نفر دستگیر و روانه زندان شده اند. این جنایت ضد بشری، بخشی از سیاست آگاهانه رژیم برای بازتولید ترس و انفعال اجتماعی است؛ سیاستی که با تهدید به اعدام‌های علنی و نمایش قدرت عریان تکمیل می‌شود. این تجربه خونین و هولناک بار دیگر نشان داد که دولت، هنگامی که مشروعیت سیاسی خود را بکلی از دست می‌دهد، ناگزیر به استراتژی تشدید سرکوب و مدیریت قتل و کشتار جمعی به‌مثابه ابزار بقا روی می‌آورد. در ایران سلطه حکومت اسلامی در پیوندی خاص از سرمایه‌داری رانتی، بوروکراسی نظامی ـ امنیتی و ایدئولوژی دینی تبلور یافته است. چنین ترکیبی، در شرایط بحران اقتصادی و فرسایش مشروعیت سیاسی، تنها از طریق قهر و خشونت می‌تواند نظم موجود را حفظ کند. کشتار معترضان، سرکوب خیابانی، زندان و تهدید به مرگ، واکنش‌هایی تدافعی در برابر گسست عمیق میان حاکمیت و اکثریت جامعه‌اند. قتل عام هزاران انسان، از نوجوانان تا سالمندان، حامل پیامی سیاسی است. حاکمیت می‌کوشد با نمایش بی‌پروای خشونت، مرزهای اعتراض را تعیین کند و جامعه را به انفعال بکشاند. با این حال، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که خشونت ساختاری، اگرچه در کوتاه‌مدت می‌تواند اعتراض را مهار کند، در بلندمدت بذر رادیکال‌شدن مبارزه و تعمیق آگاهی اجتماعی را می‌پاشد.

در این شرایط خشم و اعتراض خودجوش و خودبه‌خودی، هرچند نیروی محرک هر تحول اجتماعی است، به‌تنهایی قادر به دگرگونی پایدار نیست. اعتراض خیابانی حق اولیه مردم ایران است. اما اعتراضات خیابانی هم لازم است بطور سازمانیافته تدارک دیده شوند. شبکه های به هم مرتبط جوانان پرشور و انقلابی در محلات شهرها با تجارب، مهارت و ابتکاراتی که از خود نشان می دهند لازم است طوری اعتراضات خیابانی را تدارک ببینند و سازمان بدهند که نگذارند نیروهای دشمن در همان لحاظات اول آن را به جنگ و گریز خیابانی تبدیل کنند. یکی دیگر از ملزومات پیشروی جنبش اعتراضی توده ای، به میدان آمدن طبقه کارگر در کارخانه ها، مجتمع ها و مراکز کلیدی تولیدی و خدماتی  با اعتصابات یکپارچه و سراسری و با تلفیق خواسته های اقتصادی و سیاسی، از جمله خواست پایان دادن به سرکوب اعتراضات، آزادی کلیه دستگیرشدگان و زندانیان سیاسی و لغو مجازات اعدام است.

این موج های خیزش توده ای که بلافاصله به یک جنبش سیاسی ارتقا می یابند و ساختار حاکم را نشانه می گیرند، فقط یک جنبش سلبی برای سرنگونی جمهوری اسلامی نیستند. توده‌های به پاخاسته علیه فقر و فلاکت اقتصادی، علیه نابرابری‌ها، محرومیت‌ها و تبعیض‌هایی پا به میدان اعتراض و مبارزه گذاشته‌اند که ریشه در مناسبات سرمایه‌داری ایران دارند. به این اعتبار این جنبش نه فقط هدف سرنگونی جمهوری اسلامی را در پیش روی خود قرار داده، بلکه بنا به ماهیت خواسته هایش جنبشی ضد سرمایه‌داری هستند. مردم به حق به امکانات نهفته در ایران برای برپایی جامعه‌ای آزاد، برابر و مرفه چشم دوخته‌اند. بنابراین کارگران و توده‌های مردم به همان روشنی که می دانند چه نمی خواهند، لازم و ضروری است که بدانند چه می‌خواهند. از اینرو باید تصویر روشنی از حکومتی که بعد از جمهوری اسلامی سر کار می آید را به میان مردم برد. بنابراین باید افق سوسیالیستی، افق حکومت شورایی کارگران و زحمتکشان و فرودستان و شوراهای مردم را در برابر این جنبش قرار داد. باید سعی کرد شعارهایی از نوع” نان، کار، آزادی، اداره شورایی”، “آزادی، برابری، اداره شورایی” که از جانب معترضان در این خیزش‌های توده‌ای طرح شده اند را با کمپین های سیاسی- تبلیغی هر چه توده‌ای‌تر کرد. باید تبیین روشنی را از این شعارها و معنای واقعی آزادی و برابری و اداره شورایی را به میان توده ها ببریم.

باید پیگیرانه و به طور تعطیل ناپذیر، در مورد مخاطرات پروژه های امپریالیستی رژیم چنجی و دست به دست شدن قدرت از بالای سر مردم هشدار داد و مواضع و استراتژی سیاسی بخش های مختلف اپوزیسیون بورژوایی ایران برای به بیراهه بردن و به شکست کشاندن این جنبش را برای مردم روشن کرد. جریان فاشیست سلطنت طلب به رهبری رضا پهلوی که از جانب شبکه‌های تلویزیونی بی بی سی ، ایران اینترنشنال و من و تو حمایت می شوند، اگر چه هیچ شانسی برای خزیدن به قدرت در پسا جمهوری اسلامی ندارند، اما از آنجا که به عنوان اهرم فشار کنترل شده در دست آمریکا و قدرتهای غربی علیه جمهوری اسلامی بکار گرفته می شود، ظرفیت بالایی جهت ضربه زدن به
جنبش اعتراضی مردم دارد. کما اینکه در جریان خیزش اخیر فراخوان‌های رضا پهلوی در کنار فرمانهای ترامپ و تهدیدات اسرائیل به دستاویز و بهانه‌ای در دست جمهوری اسلامی برای اعلام شرایط جنگی و کشتار هزاران معترض تبدیل گردید.

سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
https://t.me/KomalaCpiranTv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: