بنا به گزارش رویترز، یک هفته پس از آغاز جنگ، دولت ترامپ هنوز با مجموعهای فزاینده از خطرها روبروست
یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴

رویترز در گزارشی تحلیلی مینویسد که با وجود کشته شدن علی خامنهای و ضربات شدید واردشده به نیروهای ایرانی در زمین، دریا و هوا، جنگ به سرعت از چارچوب اولیه خود فراتر رفته و به درگیریای گسترده در سطح منطقه تبدیل شده است. این تحول، پرسشهای جدی درباره توانایی ترامپ برای تبدیل دستاوردهای نظامی به یک موفقیت ژئوپلیتیکی پایدار به وجود آورده است.
ترامپ در دو دوره حضور خود در کاخ سفید همواره کوشیده بود از گرفتار شدن در جنگهای طولانیمدت پرهیز کند و عملیاتهایی سریع و محدود را ترجیح دهد؛ از جمله عملیات برقآسا در ونزوئلا در ژانویه و حمله یکباره ماه ژوئن به تأسیسات هستهای ایران. اما به نوشته رویترز، جنگ جاری با ایران با آن الگو تفاوتی بنیادی دارد: ایران نه ونزوئلاست و نه هدفی آسان برای یک عملیات کوتاهمدت. این کشور، با ساختار حکومتی و امنیتی تثبیتشده و توان نظامی قابل توجه، به مراتب دشوارتر از آن چیزی از کار درآمده که کاخ سفید شاید در آغاز تصور میکرد.
لورا بلومنفلد از دانشکده مطالعات پیشرفته بینالمللی دانشگاه جانز هاپکینز به رویترز گفته است جنگ با ایران میتواند به یک کارزار «آشفته و بالقوه طولانی» تبدیل شود؛ کارزاری که ترامپ در آن نهفقط اقتصاد جهانی و ثبات منطقهای، بلکه موقعیت سیاسی حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای آمریکا را نیز به خطر انداخته است. این ارزیابی از آن جهت اهمیت دارد که ترامپ با وعده دور نگه داشتن آمریکا از «مداخلات احمقانه نظامی» به قدرت بازگشته بود، اما اکنون، به گفته بسیاری از کارشناسان، وارد جنگی انتخابی و فاقد تهدید فوری و قریبالوقوع برای آمریکا شده است؛ هرچند خود او و اطرافیانش خلاف این را ادعا میکنند.
یکی از مشکلات اصلی دولت آمریکا، به نوشته رویترز، این است که هنوز نتوانسته اهداف دقیق و پایان روشن این جنگ را بهطور قانعکننده توضیح دهد. ترامپ و مشاورانش در طول روزهای گذشته توضیحهای متفاوتی درباره اهداف عملیات «خشم حماسی» دادهاند و حتی تعریف روشنی از این که «پیروزی» در این جنگ دقیقاً به چه معناست، ارائه نکردهاند. البته کاخ سفید این انتقاد را رد میکند. آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفته است هدف ترامپ روشن است: نابودی موشکهای بالستیک و ظرفیت تولید آنها در ایران، از میان بردن نیروی دریایی جمهوری اسلامی، پایان دادن به توان ایران در مسلح کردن نیروهای نیابتی و جلوگیری دائمی از دستیابی این کشور به سلاح هستهای.
با این حال، اگر جنگ طولانی شود، شمار کشتههای آمریکایی افزایش یابد و هزینههای اقتصادی ناشی از اختلال در جریان نفت خلیج فارس بیشتر شود، این ماجراجویی بزرگ سیاست خارجی ترامپ میتواند برای جمهوریخواهان در داخل آمریکا نیز دردسرساز شود. هرچند در حال حاضر بخش بزرگی از پایگاه «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم» همچنان از ترامپ حمایت میکند، اما این حمایت قطعی و تضمینشده نیست. برخی از حامیان ترامپ که اساساً با مداخلات نظامی مخالفاند، از همین حالا ابراز نگرانی کردهاند. برای جمهوریخواهان، هرگونه کاهش در حمایت پایگاه راستگرای خود میتواند در انتخابات میاندورهای ماه نوامبر به بهای از دست رفتن کنترل کنگره تمام شود؛ بهویژه آنکه نظرسنجیها نشان میدهد در میان افکار عمومی آمریکا، از جمله در میان رأیدهندگان مستقل که نقشی تعیینکننده دارند، مخالفت با این جنگ کماهمیت نیست.
برایان دارلینگ، استراتژیست جمهوریخواه، به رویترز گفته است مردم آمریکا علاقهای به تکرار اشتباهات عراق و افغانستان ندارند. به گفته او، پایگاه ترامپ میان کسانی که به وعده «جنگ تازهای در کار نخواهد بود» دل بسته بودند و کسانی که بیقید و شرط به قضاوت شخص ترامپ وفادارند، دچار شکاف شده است.
بر نگرانیها، پیامهای متناقض ترامپ و اطرافیانش درباره موضوع «تغییر رژیم» در ایران نیز افزوده است. او در آغاز جنگ از سرنگونی حاکمان ایران و حتی تحریک شورش داخلی سخن گفت، اما دو روز بعد از طرح این موضوع بهعنوان اولویت فاصله گرفت. سپس بار دیگر در گفتوگو با رویترز اعلام کرد در انتخاب رهبر بعدی ایران نقش خواهد داشت و همزمان شورش احتمالی گروههای مسلح کرد ایرانی را نیز تشویق کرد. پس از آن نیز خواستار «تسلیم بیقیدوشرط» ایران شد. این نوسان در مواضع، از نگاه تحلیلگران، نشانه نبود یک راهبرد منسجم برای آینده سیاسی ایران و منطقه است.
در میدان نبرد نیز خطرها رو به گسترش است. ایران با حملات تلافیجویانه به اسرائیل و برخی کشورهای همسایه میکوشد هزینههای جنگ را برای آمریکا، اسرائیل و متحدانشان بالا ببرد و فضای منطقه را بیثباتتر کند. از نگاه ناظران، همین مسئله نشان میدهد که تهران هنوز توان آن را دارد که از ظرفیتهای خود و متحدانش برای گسترش درگیری استفاده کند. از جمله، حزبالله لبنان بار دیگر درگیری با اسرائیل را از سر گرفته و این خود به معنای باز شدن جبههای تازه در جنگ است.
تا اینجای کار تلفات آمریکاییها محدود بوده و شش نظامی آمریکایی کشته شدهاند، اما نگرانی اصلی آن است که افزایش شمار قربانیان آمریکایی میتواند به نقطه عطفی در فضای سیاسی داخل ایالات متحده بدل شود. ترامپ نیز این خطر را چندان جدی نشان نداده و حتی اعزام نیروی زمینی آمریکا را کاملاً منتفی ندانسته است. او در گفتوگویی با مجله تایم، در پاسخ به این پرسش که آیا آمریکاییها باید نگران حملاتی الهامگرفته از ایران در داخل خاک آمریکا باشند، گفته بود: «فکر میکنم… همانطور که گفتم، بعضیها خواهند مرد.» این پاسخ، بهگفته بسیاری، میزان بیاعتنایی نگرانکنندهای را نسبت به پیامدهای انسانی و امنیتی جنگ نشان میدهد.
جاناتان پانیکوف، معاون پیشین افسر اطلاعات ملی آمریکا در امور خاورمیانه، گفته است هیچچیز به اندازه افزایش تلفات آمریکایی نمیتواند پایان زودهنگام جنگ را تسریع کند، و ایران نیز دقیقاً روی همین نقطه حساب باز کرده است. به بیان دیگر، هرچه شمار کشتههای آمریکایی بالا برود، فشار سیاسی و افکار عمومی بر ترامپ برای مهار یا پایان دادن به جنگ بیشتر خواهد شد.
بخش دیگری از گزارش رویترز به این موضوع میپردازد که ترامپ شاید گمان میکرده جنگ با ایران نیز مانند عملیات ونزوئلا پیش خواهد رفت. در آن عملیات، نیروهای ویژه آمریکا توانسته بودند نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، را بازداشت کنند و بدون نیاز به مداخله نظامی طولانی، راه را برای نفوذ گسترده واشنگتن در آن کشور هموار سازند. اما ایران، برخلاف ونزوئلا، دشمنی سختتر، مجهزتر و ریشهدارتر است. حتی حمله مشترک آمریکا و اسرائیل برای «قطع سر» رهبری جمهوری اسلامی که به کشته شدن خامنهای و برخی دیگر از مقامهای ارشد انجامید، نتوانسته مانع پاسخ نظامی ایران شود و این پرسش را نیز به وجود آورده که آیا جایگزینهای احتمالی در رأس حکومت حتی تندروتر از رهبران پیشین نخواهند بود.
در افق جنگ، نگرانی مهم دیگری نیز وجود دارد: اگر ساختار کنونی حکومت ایران فروبپاشد، آیا کشور به هرج و مرج و تجزیه کشیده خواهد شد؟ چنین سناریویی، در صورت وقوع، میتواند بیثباتی خاورمیانه را به مراتب عمیقتر کند. مارک دوبوویتز، رئیس یک اندیشکده آمریکایی نزدیک به رویکردهای تند علیه ایران، از راهبرد کلی ترامپ در جنگ حمایت کرده، اما تأکید کرده است که رئیسجمهور آمریکا باید بهطور علنی روشن کند که خواهان فروپاشی و تجزیه ایران نیست.
در حال حاضر، اما یکی از فوریترین نگرانیها به تنگه هرمز مربوط میشود؛ گذرگاهی حیاتی که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند. تهدید ایران علیه این آبراه و توقف رفتوآمد نفتکشها، به نوشته رویترز، میتواند پیامدهای اقتصادی بسیار سنگینی بههمراه داشته باشد، اگر این وضعیت ادامه پیدا کند. هرچند ترامپ در انظار عمومی نگرانی درباره افزایش بهای بنزین در آمریکا را کماهمیت جلوه داده، اما او و مشاورانش پشت درهای بسته سخت در تلاشاند راههایی برای کاهش اثرات جنگ بر بازار انرژی پیدا کنند. این مسئله از آن رو حیاتی است که رأیدهندگان آمریکایی در نظرسنجیها هزینه زندگی را مهمترین دغدغه خود عنوان میکنند.
جاش لیپسکی از اندیشکده شورای آتلانتیک گفته است این جنگ اکنون به یک نقطه دردناک اقتصادی برای آمریکا تبدیل شده؛ مشکلی که به نظر میرسد از پیش بهطور کامل پیشبینی نشده بود. یک مقام پیشین نظامی آمریکا که به دولت نزدیک است نیز گفته گسترش پیامدهای اقتصادی جنگ، تا حدی برای تیم ترامپ غافلگیرکننده بوده، زیرا پیش از حمله به ایران با کسانی که شناخت دقیقتری از بازار نفت داشتند، به اندازه کافی مشورت نشده بود.
گزارش رویترز همچنین فاش میکند ترامپ با وجود هشدار برخی دستیاران ارشد خود درباره دشوار بودن مهار پیامدهای تشدید تنش، تصمیم به ادامه حملات گرفته است. دو مقام کاخ سفید و یک جمهوریخواه نزدیک به دولت گفتهاند او آگاهانه این مسیر را برگزید. حتی برخی متحدان سنتی آمریکا نیز از این تصمیم غافلگیر شدهاند. یک دیپلمات غربی در اینباره گفته است: «دایره تصمیمگیری فقط یک نفر است.» این توصیف، بیش از هر چیز، به شخصی بودن فرایند تصمیمگیری در کاخ سفید و تمرکز آن در دستان ترامپ اشاره دارد.
مدت زمان جنگ همچنان یکی از بزرگترین مجهولات است و تا حد زیادی تعیین خواهد کرد که دامنه پیامدهای آن تا کجا پیش خواهد رفت. ترامپ گفته این عملیات ممکن است چهار یا پنج هفته، یا هرقدر لازم باشد، ادامه پیدا کند، اما توضیح چندانی درباره این که پس از آن چه خواهد شد، ارائه نکرده است. بن هاجز، سپهبد بازنشسته ارتش آمریکا که سابقه حضور در عراق و افغانستان را دارد، هرچند از تاکتیکهای نظامی آمریکا در ایران تمجید کرده، اما گفته است از نظر سیاسی، راهبردی و دیپلماتیک به نظر میرسد این جنگ تا پایان بهخوبی اندیشیده نشده است.
ترامپ همچنین منافع مهمی در این دارد که به کشورهای عربی تولیدکننده نفت در خلیج فارس کمک کند از بحران ایران جان سالم به در ببرند؛ کشورهایی که سالها میزبان پایگاههای آمریکا بودهاند و در عین حال وعده سرمایهگذاریهای کلان تازهای در آمریکا دادهاند. هرچند این متحدان اکنون، بهویژه پس از حملات موشکی و پهپادی ایران به خاکشان، در عمل از کارزار آمریکا حمایت کردهاند، اما همه در منطقه با جنگ ترامپ همراه نیستند. رویترز به نامه سرگشادهای اشاره میکند که خلف الحبتور، میلیاردر اماراتی و از رفتوآمدکنندگان مارالاگو، روز پنجشنبه خطاب به ترامپ منتشر کرده و در آن پرسیده است: «چه کسی به تو حق داده است که منطقه ما را به میدان جنگ تبدیل کنی؟»
گزارش رویترز نشان میدهد که با گذشت تنها یک هفته از آغاز جنگ، دولت ترامپ با مجموعهای فزاینده از خطرها روبهرو شده است: از گسترش جغرافیایی جنگ و احتمال افزایش تلفات آمریکایی گرفته تا جهش قیمت نفت، تهدید تنگه هرمز، فشارهای انتخاباتی در داخل آمریکا، ابهام در اهداف سیاسی جنگ و نگرانی از بیثباتی عمیقتر در خاورمیانه. به این ترتیب، هرچه زمان میگذرد، روشنتر میشود که پیروزی نظامی، اگر هم حاصل شود، لزوماً به معنای پیروزی سیاسی و راهبردی برای ترامپ نخواهد بود.