«بمبها آزادی نمیآورند»
دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
سخنرانی مرضیه نظری در تظاهرات هلسینکی،
تظاهرات در هلسینکی، پایتخت فنلاند علیه جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران
روز شنبه ۷ مارس ۲۰۲۶، تظاهراتی در هلسینکی علیه جنگ بین آمریکا و اسرائیل از یک طرف و ایران از طرف دیگر، علیه امپریالیسم و علیه کشتار مردم بیگناه در ایران ومنطقه برگزار شد.
این تظاهرات به فراخوان گروه «نه به جنگ با ایران» و با شرکت جمعیت بزرگی از مردم آزادیخواه، ضد جنگ و افراد چپ و کمونیست در فنلاند برگزار شد. در این تظاهرات، نمایندگانی از طرف احزاب، سازمانها و گروهها وهمچنین افراد مستقل صحبت کرده، جنگ را محکوم کرده و تاکید کردند که جنگ هیچوقت آزادی برای جامعه نیاورده، بلکه تنها عواقب آن ویرانی، کشتار، بی ثباتی، عدم امنیت، فقر، به حاشیه راندن توده های مردم و خفه کردن صدا ی مبارزات آنها و فرصتی برای رشد و به قدرت رسیدن نیروهای ارتجاعی بوده است.
یکی از سخنرانان این تظاهرات رفیق مرضیه نظری بود به زبان فنلاندی، که متن کامل ترجمه شده فارسی سخنانش را در پایین می بینید.
تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست ایران
07.03.2026
رفقای عزیز، حضار گرامی!
همین الان که اینجا جمع شدهایم، حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران ادامه دارد. جنگ در سراسر منطقه و احتمالاً فراتر از آن در حال گسترش است.
این جنگ روز شنبه، ۲۸ فوریه، حدود ساعت ۹:۳۰ صبح در پایتخت ایران، تهران، آغاز شد. شنبه اولین روز هفته کاری در ایران است. بسیاری از مردم فرزندان خود را به مدرسه برده و به سر کار رفته بودند. ناگهان، مردم، در اوج بهت و وحشت، خود را در میان بمباران یافتند.
طبق گزارشها، در طول هفته اول جنگ، حدود ۱۳۰۰ نفر در بمباران مدارس، بیمارستانها، ساختمانهای مسکونی، استادیومهای ورزشی و سایر اماکن عمومی کشته و هزاران نفر زخمی شدهاند.
این جنگ یکی از جنایات آشکار جدید امپریالیسم آمریکا است. این جنگ توسط دونالد ترامپ فاشیست و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، که نماینده سیاست آمریکا در منطقه است، رهبری میشود. این یک جنگ ارتجاعی است که بخشی از سیاست امپریالیستی ایالات متحده و تلاش آن برای تغییر شکل موازنه قدرت در خاورمیانه است. این جنگ هیچ ربطی به آزادی مردم ایران یا مبارزه آنها علیه دیکتاتوری اسلامی در ایران ندارد.
دولت ترامپ پیش از این قوانین بینالمللی را نقض کرده و به همراه اسرائیل در نسلکشی غزه شرکت داشته است. اکنون در تلاش است تا نظم امپریالیستی خود را در خاورمیانه در رقابت با چین پیش ببرد و جمهوری اسلامی ایران را مانعی برای این هدف میبیند.
در عین حال، این جنگ نوعی نعمت برای جمهوری اسلامی ایران است، زیرا میتواند از تهدید خارجی به عنوان بهانهای برای تشدید فضای امنیتی و سرکوب جنبشهای اجتماعی و اعتراضی استفاده کند.
مردم ایران تقریباً پنج دهه است که علیه رژیم اسلامی جنگیدهاند و آن را به طور قابل توجهی تضعیف کردهاند. اکنون رنج ناشی از جنگ – مرگ و میر، ویرانی، آوارگی و افزایش فقر و قیمتها – بر مبارزه و سایر مسائل اجتماعی آنها سایه افکنده است.
ایالات متحده میخواهد با کشتن چند چهره در این رژیم، رژیم را وادار به تسلیم کند و رژیم را با سیاستهای خود در منطقه همراه کند، همانکاری که در ونزوئلا کرد، ولی نمیخواهد دستگاه سرکوب و جنایت رژیم از بین برود. اسرائیل از طرف دیگر بدش نمی آید اگر ایران را به غزه دیگری تبدیل کند، جایی که اسرائیل، با حمایت کامل ایالاتمتحده آمریکا، بیش از ۷۰هزار نفر، فلسطینی را قتلعام کرده و دو میلیون نفر باقیمانده را گرسنه نگهداشته است. نتانیاهو در ادامه سیاستهای خود برای ایجاد اسرائیل بزرگ و تبدیل کردن اسرائیل به تنها قدرت منطقه، لازم است حریفهای خود را از طریق جنگی خونین و ویرانگر تضعیف کرده و یا از بین ببرد.
از زمان آغاز این جنگ مخرب در ایران و منطقه، بخشهایی از اپوزیسیون بورژوایی ایران همچون سلطنتطلبان، سازمان مجاهدین خلق و برخی از احزاب ناسیونالیست کرد آشکارا از حملات ایالات متحده و اسرائیل حمایت کرده و جنگ را به عنوان “راه حل” معرفی کردهاند. این رویکرد، مردم را به بخشی از بازی قدرتهای منطقهای و جهانی تبدیل میکند و سرنوشت آنها را به محاسبات ژئوپلیتیکی گره میزند.
جنگ آزادی نمیآورد؛ بمباران وکشتار عدالت نمی آورند، بلکه شرایط را برای تجدید خشونت و استبداد فراهم میکنند. آزادی اجتماعی واقعی تنها از طریق سازماندهی مستقل و مبارزه آگاهانه خود توده ها امکانپذیر است. تجربه جنگ در افغانستان، عراق، سوریه و لیبی نشان میدهد که «آزادسازی» خارجی اغلب منجر به تخریب زیرساختها، افزایش فقر، سرکوب جنبشهای اعتراضی و تقویت نیروهای ارتجاعی میشود.
مردم ایران خواهان سرنگونی این رژیم جنایتکار اسلامی هستند، اما نه از طریق یک جنگ ویرانگر، بلکه از طریق مبارزات، اعتراضات و اعتصابات خود. آنها باید خواستار پایان فوری جنگ شوند و مبارزه خود را علیه رژیم تشدید کنند.
زندانیان سیاسی در ایران نباید فراموش شوند. جان آنها در خطر جدی است. رژیم اسلامی کنترل بسیاری از ارگانهای دولتی و اداری را از دست داده و قادر به اداره زندانها یا تأمین نیازهای روزانه زندانیان نیست. گزارش شده است که رژیم، زندانیان را به مکانهای مهم استراتژیک منتقل کرده و از آنها به عنوان «سپر انسانی» استفاده میکند. به همین دلیل، آزادی فوری و بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی یک وظیفه فوری انسانی و سیاسی است.
ما باید این جنگ ارتجاعی را محکوم کنیم و تأکید کنیم که آزادی مردم از طریق جنگ حاصل نمیشود، بلکه از طریق سازماندهی مستقل کارگران و توده های مردم، از طریق ایجاد یک رهبری انقلابی سراسری و از طریق مبارزه سازمانیافته برای سرنگونی رژیم اسلامی حاصل میشود.
نه به جنگ!
متشکرم