شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵ | 03 - 10 - 2026

Communist party of iran

بسوی ایجاد شبکه به هم مرتبط رهبران و فعالان جنبش کارگری



تجمع‌های اعتراضی کارگران هپکو اراک که از ۵ مهر ۱۴۰۵ آغاز شده بود، روز چهارشنبه ۸ مهر وارد چهارمین روز شد. کارگران در اعتراض به بلاتکلیفی مدیریت کارخانه، تعویق پرداخت دستمزدها و وضعیت نابسامان بیمه‌ها، تجمع خود را ادامه دادند و صدها تن از آنان از محدوده کارخانه تا ساختمان استانداری مرکزی در اراک راهپیمایی کردند. در مجموعه صنعتی هپکو که از مهم‌ترین تولیدکنندگان ماشین‌آلات سنگین در ایران است حدود هزار و دویست نفر به کار اشتغال دارند که بخش عمده این کارگران در کارخانه اراک کار می‌کنند. این کارخانه در سال‌های گذشته نیز بارها شاهد اعتراض‌های کارگری بر سر خصوصی‌سازی، دستمزدهای معوقه و ناامنی شغلی بوده است.


تجمع های اعتراضی کارگران هپکو در حالی ادامه دارد که بر طبق گزارش‌های منتشر شده از اول شهریور ماه تا کنون به رغم تداوم شرایط جنگی و تشدید سرکوب حدود ۱۰۰مورد اعتراض کارگری روی داده و شهرهایی چون اهواز، تهران، اصفهان، شوش، رشت و کرمانشاه کانون اصلی این اعتراضات بوده‌اند. در این میان بازنشستگان، به‌ویژه بازنشستگان تأمین اجتماعی و مخابرات، حضور برجسته‌ای در این اعتراضات داشته‌اند، اما هم‌زمان کارگران واحدهای صنعتی، نیروهای عملیاتی نفت و گاز، پرستاران، کارکنان راه‌آهن و جوانان جویای کار نیز در شهرهای مختلف دست به اعتراض زده‌اند. محور اعتراضات کارگران سقوط قدرت خرید و مطالبه افزایش دستمزدها بوده است.


تداوم اعتراضات کارگران در حالی که حتی آمارهای حکومتی تورم نقطه‌به‌نقطه مرداد ۱۴۰۵ را ۸۹ درصد اعلام کرده و تورم خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها را ۱۲۷.۵ درصد گزارش کرده است و در شرایطی که هزینه ماهانه یک خانوار در تهران و دیگر کلان‌شهرها به حدود ۹۰ میلیون تومان در ماه رسیده است، نشانه آن است که کارگران برای بقا و تداوم زندگی مبارزه می کنند. اکثریت کارگرانی که ماهانه با احتساب مزایا ۲۵ میلیون تومان دستمزد دریافت می کنند و قادر نیستند حتی هزینه ده روز در ماه را تامین کنند، هیچ راهی برای عقب نشینی ندارند.


اما به رغم این اوضاع اقتصادی و شرایط فلاکتباری که به کارگران و اکثریت جامعه تحمیل شده است، اولویت رژیم جمهوری اسلامی سرپانگاه داشتن ماشین جنگی است و حاضر نیست بهبودی در زندگی کارگران و فرودستان این جامعه ایجاد کند. از سوس دیگر سران حکومت اسلامی بشدت می ترسند از اینکه کوچک‌ ترین عقب‌نشینی از سیاست‌های تا کنونی، به روحیه تعرضی در جنبش کارگری  و دیگر جنبش های اعتراضی دامن بزند و به ازهم ‌گسیختگی کامل نظم سیاسی حاکم بیانجامد. بنابراین، گسترش اعتصابات و اعتراضات کارگران اجتناب ناپذیر است چون در برابر سیاست های ضد کارگری رژیم جمهوری اسلامی و کارفرمایان و صاحبان صنایع، کارگران غیر از ادامه مبارزه هیچ راه دیگری پیش رو ندارند.


تجارب جنبش کارگری در ایران و جهان نشان داده است که اعتصابات و اعتراضات کارگری بستر مناسبی را برای تشکل یابی طبقه کارگر فراهم می آورند. اعتصاب و اعتراض سازوکار و مکانیسمی است که کارگران از طریق آن در ابعاد توده‌ای به ضرورت متشکل شدن پی میبرند. معلمان ایران در جریان اعتراضات و اعتصابات پیگیرانه خود تشکل‌های محلی و سراسری را ایجاد کردند و در جریان مبارزه آن را تکامل دادند. بازنشستگان در جریان مبارزه‌ای سنگر به سنگر سازمان پیدا کردند. کمیته‌های اعتصاب در آن مراکز تولیدی که به کانون اعتراض و اعتصاب تبدیل شده اند محصول مبارزات جاری کارگران بوده اند. این تجارب نشان می دهند که نباید ایجاد تشکل های طبقاتی و توده ای و مستقل از دولت کارگران را به بعد از سرنگونی رژیم اسلامی موکول کرد، بلکه باید برای ایجاد این تشکل‌ها آستین‌ها را بالا زد.


تجربه مبارزات پیگیرانه و سراسری بازنشستگان، اعتصابات و اعتراضات سراسری معلمان و پرستاران، اعتصاب سراسری رانندگان کامیون در چند سال اخیر نشان داده اند، که پیش‌شرط  به هم مرتبط شدن و سراسری شدن اعتراضات و اعتصابات کارگری، مطالبات مشترک و وجود تشکل و سازمان سراسری است. اما در شرایط کنونی به رغم وجود مطالبات مشترک، همین فقدان تشکل های توده ای و طبقاتی سراسری کارگران، مانع به هم مرتبط شدن و سراسری شدن اعتصابات و اعتراضات کارگران در مجتمع های صنعتی، مراکز تولیدی و خدماتی مختلف شده است. با توجه به نبود تشکل های توده ای و طبقاتی، این وظیفه بر دوش رهبران و فعالان کارگری در مراکز مختلف کارگری قرار گرفته است.

 
رهبران و فعالین کارگری که در کانون­های داغ مبارزه کارگران حضور دارند و از روابط زنده و ارگانیکی با کارگران برخوردار هستند، می توانند با هدف سراسری کردن اعتراضات و اعتصابات کارگران در یک شبکه به هم مرتبط شوند و ارتباطات خود را نهادینه کنند. فعالان و رهبران کارگری می توانند در ارتباط و پیوند با هم، تشکل و نهادی مانند شورای همکاری رهبران و فعالان کارگری را ایجاد کنند. این شورای همکاری می تواند نمایندگان  تشکل سراسری معلمان و بازنشستگان، پرستاران، رانندگان کامیون و هم رهبران و فعالین دیگر بخش­های طبقه کارگر را در بر گیرد. ایجاد چنین نهادی اگر چه نمی‌تواند جایگزین تشکل های توده ای و طبقاتی کارگران در محیط های کار و سازمان سراسری کارگران گردد، اما در شرایط کنونی می‌تواند تا حدودی خلاء نبود تشکل‌های توده‌ای، طبقاتی و سراسری کارگران را پر کرده و نقش خود را جهت  به هم پیوند زدن و سراسری کردن اعتصابات و اعتراضات کارگری ایفا نماید.

سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله

https://cpiran.org

https://komala.co

https://t.me/peshrawcpiran

www.facebook.com/Peshrawcpiran

www.instagram.com/Peshrawcpiran1

https://t.me/KomalaCpiranTv

https://alternative-shorai.tv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: