شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ | 14 - 03 - 2026

Communist party of iran

برگی از آرشیو: شکل دادن به قطب چپ و سوسیالیستی در کردستان، یک ضرورت سیاسی


صلاح مازوجی

مرداد ۱۳۹۹
 آگوست ۲۰۲۰


رفیق “ابراهیم علیزاده” که حاضر است با احزاب بورژوایی و ناسیونالیست در مورد پروسه‌ی “واگذارکردن حاکمیت به مردم کردستان” در “جزئیات” نیز به توافق برسد، چه‌ دلیلی دارد‌، زمانیكه‌ مسئله همکاری با احزاب و نیروهای چپ و کمونیست و ضرورت تلاش برای شکل دادن به قطب چپ و سوسیالیستی در کردستان مطرح شده‌، این امر را پشت گوش می اندازد. وی در آخرین پلنوم “کمیته مرکزی كومه‌له‌” با این استدلال که « “كومه‌له‌” بستر اصلی چپ در کردستان است و از نیروهایی که خود را با این جریان تداعی میکنند بخواهیم حول محور “كومه‌له‌” جمع شوند»، «نیروهای چپ در کردستان وجود خارجی ندارند»، «بنابراین خودمان دنبال این نخود سیاه که این سازمانها را متشکل کنیم نرویم»، با این پروژه مخالفت می کند. این در حالیست که تلاش برای ایجاد قطب چپ و سوسیالیستی در ایران و در کردستان، بخشی از استراتژی و سیاست رسمی حزب کمونیست ایران و جهت‌گیری پلنوم‌های کمیته مرکزی‌های “حزب” و “كومه‌له‌” بودە است.


این نوع مخالفت کردن با سیاست شکل دادن به “بلوک چپ در کردستان”، به‌معنای ندیدن واقعیات جامعه کردستان است. در جامعه کردستان نیز مناسبات سرمایه‌داری و طبقاتی حاکم است. در این جامعه نیز، بر متن کشمکش و جدال و رویارویی طبقات، جنبش‌های اجتماعی، گرایشات و سنتهای مختلف سیاسی بعنوان واقعیات عینی و غیر قابل انکار وجود دارند، که هر کدام از این سنتها و گرایشات سیاسی اجتماعی و جاافتاده، خود بستر شکل‌گیری احزاب و جریانات مختلف سیاسی را بوجود آورده است. گرایش “اسلام سیاسی”، “جنبش و سنت ناسیونالیستی” و “جنبش سوسیالیستی”، هر کدام بخشی از واقعیت عینی جامعه کردستان را تشکیل میدهند.

وجود گرایش “سلفی گری” به دلیل عملکرد تاریخی جمهوری اسلامی در استفاده از نیروهای اسلامی برای تضعیف و مقابله با نیروهای چپ و سوسیالیستی و رشد سکولاریسم و دیگر احزاب و نیروهای سیاسی در کردستان، هر چند ضعیف، اما یک واقعیت است. گرایش اسلام سیاسی، در قالب گروه‌های “سلفی” و یا جریان “مفتی زاده”، بخشی از واقعیات این جامعه هستند. سازمان اسلامی “خبات” بخشی از همین گرایش است که در صف اپوزیسیون قرار گرفته است. یا همانطور که میبینیم بر بستر گرایش ناسیونالیستی در کردستان، احزاب و سازمانهای مختلف شکل گرفته و فعالیت می‌کنند و دارای کادر، پیشینه‌ی تاریخی و سنتهای جاافتاده فعالیت خود هستند. در این میان جنبش و گرایش سوسیالیستی در کردستان نیز، از این قاعده مستثنی نیست. بر متن این جنبش عینی و واقعی “كومه‌له‌” و احزاب مختلف سیاسی فعالیت می کنند. این جنبش نیز، کادر و سنتهای مبارزاتی شناخته شده خود را دارد. سنت “اعتصابات عمومی”، “اعتصابات و اعتراض کارگری”، “برگزاری اول ماه مه‌”، “برگزاری روز جهانی زن”، “دفاع از حقوق کودکان” و …، بخشی از سنتهای این جنبش و گرایش اجتماعی به حساب می آیند. سوای این واقعیت آشکار، که “كومه‌له‌” از نفوذ اجتماعی و اعتبار غیر قابل انکاری در جامعه کردستان بهره‌مند و برخوردار است، اما احزاب سیاسی دیگر هم بر متن همین سنت مبارزاتی، در جامعه‌ی کردستان فعالیت میکنند. احزاب کمونیست کارگری، مستقل از هر نوع ارزیابی که در مورد دامنه فعالیت و نفوذ خود دارند، با برنامه و فرهنگ سیاسی خاص خود در این جامعه فعالیت میکنند. بنابراین اگر جنبش و گرایش ناسیونالیستی در کردستان یک گرایش تحزب یافته است، در مقابل گرایش چپ و سوسیالیستی هم در این جامعه یک گرایش تحزب یافته است.


بر متن این اوضاع عمومی تلاش چند سال پیش احزاب ناسیونالیست در کردستان برای گردهمایی در قالب “مرکز همکاری” و توافق نظر آنها بر سر “مبانی مشترک همکاری” به لحاظ تاریخی در جامعه تحزب یافته‌ای مانند کردستان، یک “گام به پیش” است و انتخاب سیاسی بین “راست” و “چپ” جامعه را برای توده‌های مردم راحت و سهل‌تر میکند. در اینجا مسئله مهم، مخالفت با شکل گیری “مرکز همکاری احزاب ناسیونالیست” نیست، بلکه “كومه‌له‌” نیز باید از موضع پاسخگویی به نیازها و ضرورتها و اولویت مبارزه کارگران و زحمتکشان کردستان، ابتکار عمل تلاش برای ایجاد یک قطب چپ و سوسیالیستی در کردستان را در دست بگیرد. اتفاقا تلاش برای جلب همکاری پایدار دیگر احزاب و نیروها و جمع‌های کمونیست در کردستان و شکل دادن به این قطب رادیکال و سوسیالیستی و توافق بر سر “جزئیات” پروژه‌هایی برای براه‌انداختن کمپینهای سیاسی و تبلیغی موفق، میتواند به تقویت جنبش سوسیالیستی در جامعه کردستان منجر شود. همانطور که بارها تأکید کرده‌ایم،‌ از طریق به‌راه‌انداختن کمپین مقابله با کشتار “کولبران” در کردستان، به‌راه‌انداختن “جنبش علیه بیکاری”، کمپین حول “دفاع از بیانیه حقوق پایه‌ای مردم زحمتکش در کردستان”، کمپین “دفاع از حاکمیت شورایی مردم” در جامعه تحزب یافته‌ای نظیر کردستان که سرشار از تجارب مبارزاتی است، از رهگذر این کارزارهاست که میتوان “فرصت” بوجود آورد، “رویداد” خلق کرد و بر متن پیشبرد این چنین فعالیت‌هایی است که جنبش و گفتمان سوسیالیستی در کردستان میتواند نقش هژمونیک و رهبری كننده‌ را بدست آورد. با به‌راه‌انداختن این نوع کارزارهای مؤثر در کردستان است که هزاران “منفرد” کمونیست، فعال چپ و رادیکال با هر تمایل و گرایش سیاسی و نقطه‌نظری متفاوت، به آن میپیوندند و جایگاه موثر خود را در این کارزارها پیدا میکند. بنابراین تأکید بر سیاست شکل دادن به قطب چپ و سوسیالیستی در کردستان “فرستادن خودمان به دنبال نخود سیاه نیست”، بلکه راه واقع بینانه و ممكن جلب همکاری مبارزان سیاسی و فعالین سوسیالیست در کردستان و در خارج از کشور از همین مسیر می گذرد. “كومه‌له‌” نه با انکار وجود نیروها و احزاب و سازمان های چپ در کردستان، بلکه با جلب همکاری آنها و تمام محافل چپ و رادیکال در این جامعه است که میتواند به طریق عملی به تقویت گفتمان سوسیالیستی در کردستان یاری رساند و تقویت و نفوذ صعودی استراتژی و تاكتیكهای “كومه‌له‌”هم، از همین رهگذر و مسیر میگذرد.


اتفاقا این نوع فراخوان دادن از جانب ر. “ابراهیم علیزاده” در سخنرانی روز “كومه‌له‌” به هزاران سوسیالیست طیف “كومه‌له‌” که « بیایید حزب کمونیست هم مانع فعالیت شما در “كومه‌له‌” نیست» و در مصاحبه با “رادیو دیالوگ” هم بر آن تأکید میکند، جدای از حسابگرانه‌بودن، خود را دنبال نخود سیاه فرستادن است. حسابگرانه است چون وقتی شما فراخوان میدهید بیائید «حزب کمونیست ایران هم مانع فعالیت شما در “كومه‌له‌” نیست» در واقع از این رهگذر، دارید خطاب به آن دسته “سوسیالیست” ها فراخوان میدهید که چه قبلا و چه حال “حزب کمونیست ایران” را مانع همکاری یا پیوستنشان به‌ “كومه‌له‌”  میدانند.  این واژه‌ها و کلمات اشتباه لفظی و فرمال نیستند، بلکه دقیق انتخاب شده اند. ر. “ابراهیم” خودش نیک می داند که “حزب کمونیست ایران” هیچگاه از بدو تاسیس و در طول تاریخ حیات آن نه تنها مانع پیوستن یا همکاری سوسیالیستها به “كومه‌له‌” نبوده، بلکه حامی، مشوق و محرك نیز بوده است. اما آن باصطلاح “سوسیالیست ها”، یا “کمونیست ها” و “انترناسیونالیست”هایی که “حزب کمونیست ایران” را مانع پیوستن یا همکاری خود با “كومه‌له‌” میدانند، اساسا به دلیل پافشاری این حزب بر  استراتژی کمونیستی و فعالیت سراسری بوده است. بخشی از اینها برای اختلافات درونی “حزب” و “كومه‌له‌” کیسه دوخته و بارها در نامه‌های سرگشاده‌شان نیز، این واقعیت را پنهان نكرده‌ واعلام کرده‌اند که “تکلیف خودتان را با حزب کمونیست ایران روشن کنید تا ما بیاییم و مجددا به “كومه‌له‌” بپیوندیم.” هر چند تجربه نشان داده است که حتی به همین ادعایشان نیز وفادار نبوده اند.


در واقع  خود این فراخوان، خود را دنبال نخود سیاه فرستادن است، چون دادن این تصور از هزاران نفر “طیف كومه‌له‌” “، واقعی نیست، دادن خود این تصویر غلط انداز است. زیرا اكنون “طیف كومه‌له‌” یک مجموعه رنگارنگ است. این هزاران نفر طیف واحدی را تشکیل نمیدهند. اگر منظور از “طیف وسیع كومه‌له‌” همان دوستان و رفقایی باشد که سالیانی از عمر خود را در “كومه‌له‌” فعالیت کردند، این طیف وسیع اکنون حامل تمایلات و گرایش و مواضع سیاسی و فکری مختلف و متفاوتی هستند. بخشی از این رفقا که از “حزب کمونیست ایران” و “كومه‌له‌” جدا شدند و با “حزب کمونیست کارگری” رفتند و بعدا از آنها جدا شدند و به شیوه مستقل یا فردی فعالیت می کنند، به لحاظ نظری و سیاسی عمدتا به همان احزاب و مبانی فکری آنها تمایل و گرایش دارند. بخشی که از مبانی نظری و سنتهای کمونیستی “كومه‌له‌” بریدند و با “سازمان زحمتکشان کردستان ایران” رفتند و بعدا از رهبری آن سرخورده شده و از آنها بریدند، آنها هم به لحاظ نظری و سیاسی، همچنان به دو شاخه “سازمان زحمتکشان” نزدیک هستند. رفقا و دوستانی هم که خود را با روند سوسیالیستی كومه‌له‌” تداعی میکردند و بعدا آنها هم دچار انشعاب و ریزش شدند، چهارچوب سیاسی و فکری نسبتا شناخته شده‌ای دارند. بخشی از این مجموعه “طیف كومه‌له‌” ” هم هوادار “پ.ک.ک” و “پژاک” شده‌اند و بخش دیگری هم فعالیت سیاسی  سازمان یافته‌ای را در دستور كار ندارند. بنابراین آن “طیف هزاران نفره كومه‌له‌” ” بین گرایشات سیاسی و فکری مختلف تجزیه شده و طیف یکدست و واحدی نیستند. صدالبته در این میان مجموعه زیادی از دوستان و رفقا هم خود را با “كومه‌له‌” و “حزب کمونیست ایران” تداعی میکنند، اما این بخش از رفقا هیچگاه “حزب کمونیست ایران” را مانع همکاری و فعالیت با “كومه‌له‌” ندانسته‌اند و جلب همکاری یا پیوستن این رفقا به صفوف “كومه‌له‌” نه تنها هیچ مغایرت و تقابلی با تلاش “كومه‌له‌” برای شکل دادن به بلوک چپ و سوسیالیستی در کردستان ندارد، بلکه بخشی از ملزومات آن بوده‌ و این حرکت را نیز تقویت میکند.


مرداد ۱۳۹۹
 آگوست ۲۰۲۰

آنچه مطالعه کردید یکی از سرفصل‌های نوشته‌ای تحت عنوان «سیمای سیاسی بحران درونی حزب کمونیست ایران» است که در آکوست ۲۰۲۰ انتشار یافت. فقط عنوان آن به‌روز شده است.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: