برچیدن شرکتهای پیمانکاری خواست اصلی کارگران پیمانی
سه شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵

تبعات جنگ امپریالیستی و ارتجاعی دولت آمریکا و رژیم جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری کار و زندگی و معیشت کارگران را در منگنه قرار داده و رژیم به بهانه شرایط جنگی خواست و مطالبات کارگران را بطور کامل پشت گوش انداخته است. روز شنبه سوم مرداد، رئیس سازمان اداری و استخدامی دولت پزشکیان اعلام نمود که: “با توجه به موانع قانونی، دولت امکان تبدیل وضعیت ۷۰۰ هزار نفر از کارگران نیروهای شرکتی را ندارد”. این درحالی است که سالهاست کارگران پیمانی و فعالان و تشکلهای مستقل کارگری خواهان حذف و برچیدن شرکتهای پیمانکار انگل هستند که از قِبَل استثمار نیروی کار کارگران، خود را فربه کرده و بخشی از دستمزد کارگران را به جیب میزنند. صاحبان این شرکتها اکثرأ سرمایهداران رانتخوار و از اعوان و انصار رهبران و مسئولان حکومت اسلامی هستند. از این نظر رژیم جمهوری اسلامی مدتهاست که با طفره رفتن از خواست کارگران برای حذف شرکتهای پیمانکاری، طرح مزبور را میان مجلس اسلامی و نهاد ضد کارگر “مجمع تشخیص مصلحت نظام” دست به دست میگردانند و تکلیف آن را روشن نمیکنند.
خبرگزاری کار ایران (ایلنا) دو هفته قبل گزارش داده بود که بیش از ۸۰۰۰ نفر از کارگران پیمانکاری صنعت نفت و گاز با امضای تومار اینترنتی، مجددأ از مسعود پزشکیان رئیس جمهور بیاختیار رژیم خواستند هرچه زودتر دستور خود مبنی بر حذف شرکتهای پیمانکارِ تأمین نیرو که در روز ۱۱ اردیبهشت (روز جهانی کارگر) داده بود را به اجرا درآورد. کارگران مزبور در قالب شرکتهای پیمانکاری، ارکان ثالث و دیگر قراردادهای مشابه مشغول به کار هستند و خواهان آنند که شرکتهای پیمانکاری برچیده شوند و دولت مستقیمأ و بدون واسطه با کارگران قرارداد منعقد نماید و دستمزدهایشان را خود پرداخت نماید. البته دیگر کارگران پیمانی از قبیل کارگران شهرداریها نیز بارها علیه شرکتهای پیمانکاری دست به اعتصاب و تجمع اعتراضی زدهاند و خواهان حذف آنها و عقد قرارداد مستقیم کاری با دولت شده اند.
کارگزاران حکومت اسلامی با نادیده گرفتن و خودداری از برآوردن این خواست برحق کارگران که سالهاست خواهان تحقق آن هستند، گفتهاند که: “دولت قدرت حذف شرکتهای پیمانکارِ تأمین نیرو را ندارد. اما احتمالاً بتواند با ۱۰ درصد از کارگران پیمانی، قرارداد مستقیم امضا کند و در این صورت ممکن است دستمزدهایشان هم مقداری کاهش یابد”. این طرفند رژیم جمهوری اسلامی مورد اعتراض کارگران قرار گرفته زیرا برای کارگران فرقی ندارد که کدامیک از پیمانکاران رانت خوار یا دولت سرمایه داران بخشی از دستمزد کار و رنجشان را به جیب بزنند. کارگزاران دولت اسلامی سرمایهداران در شرایطی بیشرمانه به کاهش دستمزد چندرغاز کارگران چشم طمع دوختهاند که حداقل دستمزد کارگران چهار برابر زیر خط فقر است و دستمزد آنان تنها کفاف یک هفته زندگیشان میکند. این در حالی است که حتی طبق ماده ۴۱ قانون کار ضدکارگری حکومت اسلامی، حداقل دستمزد ماهانه کارگران باید بر اساس نرخ تورم و هزینه سبد معیشت خانواده کارگری تعیین گردد. با این حال در شرایطی که هزینه سبد معیشت به ۹۰ میلیون رسیده، “شورایعالی کار” ضد کارگر رژیم، حداقل دستمزد کارگران برای سال ۱۴۰۵ را حدود ۱۷ میلیون تومان تصویب کرده که با احتساب دیگر مزایا، به کمتر از ۲۴ میلیون می رسد.
طی یک ماه گذشته که با حملات نظامی آمریکا به زیر ساختها و مناطق نفت خیز جنوب، بنادر، اسکلهها، پلها، جادهها و خطوط راهآهن و غیره تخریب شده و تولید و فروش نفت نیز به حداقل رسیده است، تعداد بیشتری از کارگران در عرصههای گوناگون بیکار شدهاند و دستمزد بسیاری دیگر از کارگران نیز به تعویق میافتد و پرداخت نمی شود. کارفرمایان و پیمانکاران سرمایهدار با آغاز جنگ در نهم اسفند سال گذشته دولت را تحت فشار گذاشتند تا در این حداقل دستمزد ناچیز نیز تجدید نظر نماید و یا به آنان اجازه دهد به بهانه جنگ و تحت عنوان “مزد توافقی”، به کارگران دستمزد کمتری بپردازند و در صورت عدم توافق کارگران آنان را اخراج و کسان دیگری با دستمزد کمتر را به کار بگمارند. گرچه این درخواست بطور رسمی از جانب دولت تصویب نشده، اما کارفرمایان در بعضی جاها عملاً طرح “مزد توافقی” را به اجرا درآوردهاند. هم دستمزد کمتری آنهم با تأخیر به کارگران می پردازند و هم با قراردادهای کوتاه مدت یک ماهه و حربه اخراج کارگران را شدید تر استثمار میکنند و سفره خانوادهشان را بیش از پیش خالی کردهاند.
به این ترتیب تا کنون به بهانه شرایط جنگی بیش از چهار میلیون کارگر به ویژه در مشاغل غیر رسمی و خانگی بیکار شدهاند بدون آنکه حکومت اسلامی سرمایه برای معیشت آنان پولی بعنوان بیمه بیکاری پرداخت نماید. کارگزاران سرمایه در بخش خصوصی و دولتی برای جلوگیری از هر اعتراض کارگری نسبت به وخیم تر شدن شرایط زندگی و معیشت شان، در درجه اول فعالین کارگری را که از حق خود و هم طبقهای هایشان دفاع مینمایند، اخراج میکنند. در حالی که بحران اقتصادی رژیم اسلامی روز به روز تشدید و عمیقتر میشود و برای زندگی و معیشت کارگران رمقی باقی نمانده است و نمیتوانند به چنین شرایطی تمکین نمایند. بدون شک رژیم جنگ افروز اسلامی نیز نه قادر به بهبود شرایط زندگی کارگران و تودههای مردم تهیدست جامعه است و نه میتواند با ارعاب و سرکوب و اخراج مانع اعتصاب و اعتراض آنان شود.
شیشه عمر این رژیم ضد کارگری سرمایه داری اسلامی در دست طبقه کارگر است. جمهوری اسلامی اگر در شرایط کنونی که در اوج ضعف و ورشکستگی است میتواند در مقابل خواست و مطالبات کارگران شانه بالا اندازد و دستگاهها سرکوبگر نظامی و امنیتی میتوانند اعتصاب و اعتراضات پراکنده کارگران را سرکوب کنند. اما در مقابل اعتصاب و اعتراض متشکل و سازمانیافته و سراسری کارگران توان مقاومت ندارند. حکومت دیکتاتوری سلطنتی پهلوی نیز در مقابل اعتراضات خیابانی دوسال دوام آورد. اما زمانی که کارگران صنایع نفت با اعتصاب متشکل و سازمانیافته وارد میدان شدند و شاهرگ حیاتی اقتصاد رژیم را بستند از پا افتاد. خوشبختانه جنبش کارگری با وجود رهبران و پیشروانی کاردانی که در دل سازماندهی اعتراضات و اعتصابات کارگری پرورده شده اند از این توانایی و ظرفیت برخوردار است که بر متن تداوم اعتصابات و اعتراضات کارگران سازمانیابی این جنبش طبقاتی را ارتقا داده و با شکل دادن به شبکه به هم مرتبط رهبران کارگری ملزومات سازماندهی اعتصابات سراسری کارگران در مراکز کلیدی تولید و خدمات را فراهم آورند. تنها در این صورت است که جنبش کارگری با اعتصابات خود به ستون فقرات اعتراضات و اعتصاب سیاسی تودهای برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی تبدیل می گردد.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
