برای سیستان و بلوچستان جان!
شنبه ۲۴ دی ۱۴۰۱
جوانان انقلابی محلات کردستان

وقتی می گوییم، انقلابی گریمان شکوه دارد، حرف نیست، شعار نیست و یا خواب وخیال چند جوانی که می خواهند آرمان گرایشان را به رخ بکشند. بله ما آرمان گراییم، توان و نیرویی که از موقعیتی که در تاریخ و جامعه داریم نشات می گیرد. از موقعیتی که در روابط تولیدی جامعه داریم، از ثروتی که سرمایه داران از جانمان انباشت می کنند. از تلاشی که می کنند تا به ما بقبولانند؛ کسان دیگری غیر از خودمان، شایستگی حاکمیت بر ما را دارد. اما مخلص کلام این است همه چیز از زحمت و رنج ما به وجود می آید اما در جیب اقلیتی انباشت می شود، اقلیتی که در هیچ کجای جهان برای حفظ این روابط ستمگرانه از هیچ جنایتی رویگردان نبوده و نیست. اقلیتی که تلاش می کند به برتری داشتن عده ای استثمارگر قداست ببخشد، حال به وسیله ی دین یا به وسیله ی پارلمانتاریسم و دم و دستگاههای تولید افکار و رسانه، قوانین، اجرای احکام و…
تاریخ اما گواه است، که ما هیچگاه، هیچگاه حتی در سیاهترین دورانها دست از مبارزه برنداشته ایم، کموناردهای فرانسه، بلشویکهای شوروی، چه گوارهای آمریکای لاتین، رزا لوکزامبورگها، فوادها، حمیداشرفها، آذر درخشان ها و همین امروز هم صدها زن و مرد جسور که با دست خالی در مقابل سیستم تا مغزاستخوان جنایتکار و فاسد جمهوری اسلامی دست به مبارزه آغازیده اند.
این تاریخ پر افتخار اما، این شکوه و شهامت، از رادیکالیسمی است که مسببش ماییم. جمهوری اسلامی و همدستان امپریالیستش همه ی تلاششان این بود، بقبولانند که با خرافات و ارتجاع ارزشهای ضد انسانی می توان جامعه را مرعوب کرد. تلاششان این بود بقبولانند که خدایی هست که طرف ستمدیده است، که زنان اگر دم فروببندند و کنج خانه بنشینند و بسوزند و بسازند و دم نزنند، در مقابل بهشتی که زیرپایشان است چیزی از دست نداده اند. چه طرفداران رژیم سلطنتی و چه اصلاح طلبان رژیمی با چاشنی نخبه گرایی و تخصص سالاری، تلاششان این بود، بقبولانند فقط آنهایی که تحصیلات عالیه دارند و کارشناس و به قول آنها متخصص اند می توانند راه و چاه جامعه را نشان دهند.
امروز اما مبارزه ی مردم در جای جای ایران و مشخصا در سیستان و بلوچستان خلاف تمام این فریبها را به اثبات رسانده است. جوانان رعنایی که در سختترین شرایط اقتصادی و زیر شدیدترین سرکوبها، زیبنده ترین شعارها را بر روی پلاکارد می نویسند که “زندانی سیاسی آزاد باید گردد” “نه سلطنت نه رهبری، دموکراسی وبرابری”، ” نه کولبری نه سوخت بری، آزادی و برابری” یا زنان جسوری که از یک طرف علیه جمهوری اسلامی، از طرف دیگر علیه ارتجاع مذهبی و همزمان علیه پدر و مردسالاری به میدان آمده اند و فریاد رهایی سر می دهند، الهام بخش ترینهای این جنبش انقلابی اند. آنان که به هیچ انگاشته شده اند بر تمام این تفکرات ضد انسانی خط بطلان کشیده اند و اثبات کرده اند؛ اکنون آنها هستند که تاریخ را رقم می زنند. آنها هستند که سوژه ی مهمترین اتفاق پیشرو هستند، سوژه ی انقلاب!
با نگاهی به شمار دستگیریهای اخیردر سیستان و بلوچستان فقط 113 نفر را طی 96 ساعت دستگیر کرده اند، 54 نفر احراز هویت شده اند که در میان آنها کودکان دست کم 14 ساله وجود دارد. بنابر گزارش کمپین فعالین بلوچ صدها تن از بلوچهای ساکن زاهدان تحت نام “جمع آوری ارازل و اوباش و اتباع بیگانه” بازداشت شده اند که فاقد شناسنامه هستند، که فقط اسامی 24 تن از آنان محرز شده است. توجه داشته باشیم پدیده ی بی شناسنامه بودن فقط در استان سیستان و بلوچستان وجود دارد که خود نمادی است از شدت سرکوبهای سیستماتیک حاکمیتی علیه مردم این استان.
این مردم اما هر هفته، روزهای جمعه بی محابا شعارهای خود را بر می دارند و فریاد عدالت و برابری سر می دهند. پیشروی فرهنگ سیاسی در میان ملتی که تحت ستم ترین ها بوده اند، از رادیکالیسم و انقلابی گریشان است، از دست بردن به ریشه های ستم و استثمار. از درک این مهم که ضدیت کار و سرمایه آشتی ناپذیر است و تنها با انقلاب اجتماعی به پایان می رسد.
ما به خواهران وبرادران الهام بخشمان در سیستان و بلوچستان درود می فرستیم، دستشان را به گرمی می فشاریم و می گوییم ” یاران ما در یک قایق نشسته ایم”.
جوانان انقلابی محلات کردستان
دی 1401
https://t.me/ShorayEnghlabyMahalay
ShoraieMahalatK@gmail.com
