بحران انرژی در ایران ناکارآمدی رژیم
چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۴
عرفان کریمی

ایران سومین ذخایر بزرگ انرژی جهان را در اختیار دارد، اما به دلیل عدم مدیریت انرژی و تنها اعمال مدیریت تولید در طی این چهل هفت سال اکنون وارد بحران بزرگ انرژی شده است. تا زمانی که مخازن وارد نیمه دوم عمر خود نشده بودند و تولید بیشتر از مصرف بود، اشتباه مدیریت انرژی ایران دیده نمی شد، اما با کاهش تولید و رشد مصرف اکنون سران رزیم به اشتباه طراحی سبد انرژی پی برده است . انرژی که یکی از اساسی ترین اقلامی است که انسانها برای ادامه زندگی به ان اختیاج دارند ولی این رژیم فاسد دزد و ناکارامد زندگی مردم را به اسم ناترازی مختل کرده اند ولی در واقع ناکارامدی است که دراینجا به ان میپردازم.
بدلیل مدیرت فاسد ورانت خاری در بخش انرژی تابستانهای سوزانی رامردم میگذراند و هم گرفتار زمستانهای سخت شده، تا آنجا که کار به تعطیلی بخشی از صنعت، آموزش و برنامه خاموشی در کشور کشیده است
تابستان گذشته اوج مصرف برق به ۸۰ هزار مگاوات رسید که با کسری تا ۲۴ هزار مگاواتی روبرو شدیم. در شرایطی که انتظار میرفت با شروع پاییز و کاهش مصرف ۳۴ هزارمگاواتی، دستکم از فشار کسری برق کاسته شود، روی دیگر کسری گریبان تولید برق را گرفت. در نتیجه کسری گاز و فراورده نفتی، تولید برق با کسری ۸ هزار مگاواتی مواجه شد.
این در حالی است که سال گذشته در جهان، هسته ای فقط 8 گیگاوات و گاز، نفت و ذغال سنگ با هم 35 گیگاوات از برق جدید بودند. 540 گیگاوات تجدیدپذیر بود.
طبق گزارش نهایی آژانس بینالمللی انرژی در سال 2024 ، تولید برق جهانی با رشد بیسابقهای مواجه شد. حدود 580 گیگاوات ظرفیت جدید برق به شبکه جهانی افزوده شد که رکوردی جدید در تاریخ برق جهان است.
– خورشیدی حدود 64% با 370 گیگاوات
-بادی حدود 17% با 100 گیگاوات
- باتری و ذخیرهسازها حدود 8% با 45 گیگاوات
- گاز حدود 5% با 30 گیگاوات
- آبی حدود 3% با 20 گیگاوات
- هستهای حدود تنها 1,3% با 8 گیگاوات
- ذغالسنگ و نفت 1% با 5 گیگاوات
که سهم این رژیم ناکارامد در این رشد جهانی تقریبا میتوان صفر حساب کرد چون هیچ گونه افزایش تولیدی در بخش انرژی نداشته است و گزارش ان به شرح زیر میباشد.
از مجموع ۱۴۶ نیروگاه حرارتی تولید برق ۱۴ نیروگاه کم بازده هستند. تعدادی از نیروگاه های کشور سالیان گذشته باید بازنشسته می شدند (عمر مفید حدود ۴۰ سال است) و با حداقل راندمان های ممکنه کار میکنند از جمله نیروگاه های ری، طرشت، بندرعباس، نکا، رامین و تعدادی از واحدهای شازند، در مجموع حدود ۱۵ هزار مگاوات باید بازنشسته شوند.
هوای جهان بین ۱ تا ۲ درجه امسال گرمتر میشود. با احتساب کسری ها، سهم قطعی برق به حدود ۸ ساعت در روز خواهد رسید.
میانگین دمای تابستان امسال در ایران نیز بین ۱ تا ۲ درجه سانتیگراد بالاتر از میانگین بلندمدت ۳۰ ساله خواهد بود.
افزایش دمای هوا بهویژه در فصل تابستان باعث افزایش شدید مصرف برق، بهویژه در بخش خانگی به دلیل استفاده بیشتر از وسایل سرمایشی (مانند کولرها و اسپلیتها) میشود. براساس آمار، بهازای هر یک درجه افزایش دما، مصرف برق در ایران حدود ۱,۵۰۰ تا ۲,۵۰۰ مگاوات افزایش مییابد.
پیش بینی میشود که این تابستان با کسری ۲۸ هزار مگاواتی روبرو شویم و هر سال به این کسری برق افزایش میابد و با توجه به چند فاکتور مهم مانند افزایش جمعیت ،فرسوده شدن شبکهای انتقال برق ومهم تر از همه استفاده سپاه پاسدارن از ماینرهای استخراج بیت کوین و مصرف بیش از حد در بخش نظامی نیاز کشور به برق از ۱۱۰ هزار مگاوات عبور کند که با توانایی های موجود، کشوردر سالهای اینده با کسری برق حدود ۴۰ هزار مگاوات مواجه شویم . و با این حال موجود با تعطیلی کارگاهای تولیدی در بخشهای غذایی وداروی و کارخانهای دیگری روبرو خواهیم شد.
ومهمترین تاثیر ان در زندگی کارگران و تهی دستان جامعه خواهد بود . واگذار کردن برق خورشیدی(سولار) به بخش خصوصی وبه پدید امدن برق سبز و حضور ان در بازار بورس و قیمت فروش ان حدودا 7000 تومان برای هر کیلوات میباشد و براین اساس دوباره تورم نجومی و فشار امدن به زندگی مردم را تجدید میکند و در سالهای اینده با افزایش بیکاری و خالی بودن سفره کارگران مواجه خواهیم شد.
از طرفی بخاطر افزایش کسری گاز در آینده نزدیک، احتمالا نیروگاه های کشور بیشتر با خوراک مازوت و گازوئیل کار خواهند کرد و این باعث آلودگی شدید هوا و کاهش صادرات نفت نیز میشود.و عملا بدهی نظام به مردم بیشتر شده و قادر به پرداخت بدهیهای خود به صندقهای بازنشتگی نخواهد شد ودر این زاویه سفره بازنشته ها بیشتر خالی خواهد شد.
حدود 28 گیگاوات کسری برق داریم وناف برق ایران را به صورت انحصاری به مبنا با گاز «نداشته» سپرده اند
برنامه هفتم که قرار بود در سالهای 1402 تا 1406 در مشکلات انرژی کشور را حل کنند ولی کسری برق را بر حسب توانایی مبنا و همان گاز نداشته نوشته شده است.آگاهانه در همان مسیر اشتباه، غلت میخورند و استخوان های مردم را بدلیل نداشتن تفکر مدیریت با کسری گسترده، 35 در صدی برق، 25 درصدی گاز، 20 درصدی بنزین، 10
درصدی گازوئیل، 65 درصدی ذغال سنگ، در این غلتیدن، خورد و خمیر میکنیم.
آیا میدانید که 92 درصد برق جدید جهان امسال تجدیدپذیر است؟ در حالی که سهم نصب تجدیدپذیر به فسیلی ها در ایران امسال به 4 درصد هم نمی رسد.
فاجعه بسیار بزرگتر در انرژی کشور، هدر رفت ۲۷ درصدی انرژی تولیدی کشور بدلیل بی در و پیکری در مدیریت انرژی از تولید تا مصرف است. ایران سالیانه ۵۲ میلیارد دلار از ۱۸۰ میلیارد دلار نفت و گاز تولیدی خود را هدر میدهد. هیچکسی حتی در طی این 47 سال هم دل و جرات پذیرش این مسئولیت را ندارد و وزیران این دولت هم فقط دنبال رانت خواریهای خود و خانوادشان هستن .
کسری های بخش انرژی دیگر بازی با کلمات و ناترازی نیست. بدون در نظر گرفتن رشد کسری های آینده امروز به ۳۸ میلیارد دلار پول برای خرید کسری های بخش گاز، برق، بنزین، گازوئیل و ذغال سنگ کشور نیاز است.
این فاجعه در کشوری رخ داده است که سال گذشته با قیمت های منطقه خلیج فارس به میزان ۱۸۰ میلیارد دلار نفت و گاز برداشت کرده است و بیش از ۵۲ میلیارد دلار آن را بعد از تولید و قبل از اینکه دست مصرف کننده برسد «هدر رفت» داشته است
بر اساس گزارشهای رسمی خود رژیم، تولید روزانه گاز طبیعی در ایران در سال ۲۰۲۵ به حدود ۸۵۶ میلیون مترمکعب رسیده است اما میدان پارس جنوبی که ۷۵٪ گاز کشور را تامین میکند وارد نیمه دوم عمر خود شده و هر سال ۹-۶ درصد از تولید آن کاسته میشود. بدین ترتیب انتظار میرود تا دو سال اینده تولید روزانه گاز کشور به ۵۰۰ تا حداکثر ۵۵۰ میلیون متر مکعب برسد. این به معنی کسری گاز حدود 30 تا 40 درصدی کشور را نشان میدهد. کسری گاز در سه ماه زمستان 1403 به بالای ۳۰۰ میلیون متر مکعب و چنانچه سرمای متوالی بیش از ۴-۳ روز بود کسری ان به ۴۰۰ میلیون متر مکعب رسید بود. این به معنایی واقعی سال جاری زمستان سردی رتری را مردم باید بخاطر ناکارامدی نظام تحمل کنند ولی با قول دورغین مسولیسن نظام اگه ان را بازسازی کنند چگونه است؟
تثبیت برداشت یا افزایش برداشت از پارس جنوبی توسط ایران هم تنها یک رویا فروشی به مردم توسط مدیران نفتی است. فناوری ساخت این تجهیزات تنها در انحصار چند شرکت انگشتشمار غربی است. حتی با نصب سکوهای عظیم ۲۰ هزار تنی نیز که ساخت هر کدام از آنها در شرایط غیر تحریمی به ۴-۳ سال زمان و در مجموع بیش از ۲۵ میلیارد دلار نیاز دارد، به عمر چاه برای ایران نمی رسد. چونکه از سال ۱۴۱۰ و برداشت چند تریلیون متر مکعب گاز اضافی از این میدان توسط ایران و قطر، فشار مخزن به اندازهای کاهش خواهد یافت که افت تولید میدان اجتنابناپذیر خواهد بود.
بر اساس بررسیهای انجامشده، هزینه تولید، انتقال و توزیع گاز طبیعی در ایران حدود ۵٫۴ سنت به ازای هر متر مکعب برآورد شده است. این هزینه شامل مجموع هزینههای جاری است که از گذشته تاکنون برای دستیابی به تولید روزانه ۱ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی انجام شده است.
با توجه به نیاز به بوجه جدید برای توسعه میادین گازی و جلوگیری از افت فشار در میدان پارس جنوبی، پیشبینی میشود که هزینه تولید هر متر مکعب گاز طبیعی در آینده به حداقل ۸٫۳ سنت افزایش یابد.
در طرف مقابل در پارس جنوبی، قطر علیرغم بوجهای سنگین و بموقع، استفاده از آخرین تکنولوژی های روز دنیا هزینه تولید گاز صادراتی حدود ۱٫۸۳ سنت به ازای هر متر مکعب میباشد.
هزینه گاز تولیدی ( حدود ۴ برابر)
کسری گاز کشور( حدود ۳۰ درصد)
کسری برق کشور( حدود ۳۵ درصد)
کسری بنزین ( حدود ۲۵ درصد)
کسری گازوئیل حدود ( ۱۰ درصد)
کسری ذغال سنگ ( حدود ۶۵ درصد)
هدر رفت حدود (27درصد از انرژی تولیدی )
میباشد.
تولید نفت و گاز ایران، معادل ۵۰ درصد مصرف کل اروپا است. در عین حال هدر رفت انرژی ایران معادل ۳۰ درصد کل مصرف اروپا است.
طبق گزارش رئیس قوه قضائیه : سالیانه ۱۵ میلیارد دلار سوخت قاچاق میشود.
15میلیارد دلار با نرخ مصوب بودجه ( ۶۲ دلار برای هر بشکه) و در شرایط غیر تحریمی معادل صادرات روزانه ۶۶۵ هزار بشکه نفت است. در شرایط تحریمی امروز ایران و کاهش قیمت ها معادل ۸۵۰ هزار بشکه صادرات نفت است.
در عین حال سهم رسمی دولت از صادرات نفت ( هر سه بخش یعنی دولت و صندوق توسعه و شرکت نفت) در بودجه روزانه ۱ میلیون و ۲۵۰ هزار بشکه دیده شده است. یعنی حداقل نصف، و با شرایط ایران معادل تا دو سوم صادرات نفت قاچاق میشود.
یا بروشی دیکر محاسبه کنیم، کل نفت و میعانات گازی مصرف شده داخل کشور روزانه حدود ۲،۲ میلیون بشکه است که ۳۰ درصد آن پس از فراوری، قاچاق میشود.
کل نفت و گاز استفاده شده در داخل کشور با قیمت امسال خلیج فارس حدود ۱۰۰ میلیارد دلار میشود که اگر ۱۵ میلیارد دلار آن قاچاق میشود، با نرخ امسال حدود ۴۵ میلیارد دلار آن بدلیل ضعف مدیریت هدر میرود. پس آنچه بدست مردم میرسد حدود ۴۰ میلیارد دلار میشود. ( هزینه پالایشگاهی و توزیع با هزینه دریافتی میتوان محاسبه کرد)
اگر این عدد قاچاق میشود که طبق سخن رئیس قوه قضایه قاچاق میشود، این قاچاق نیست، این دزدی در سطح کلان است که خانواده شمعخانی و امسال ان از امول مردم ایران به جیب میزنند.
و با این دزدیها یارانه سوخت مردم را بالا حساب میکنند، وبا ابن بهانه افزایش قیمت انرژی که شامل برق بنزین گازوییل واب است را محاسبه میکنند وبه زبان ساده تر دست توی جیب مردم کرده اند. و انتظار میرود که اعتصابات و اعتراضات به وضع موجود روز به روز افزایش یابد و در نهایت سرنگونی این نظام فسد و جنایتکار را رقم بزند.
انرژی برای مردم، نه برای سود و سلطه
ملیسازی واقعی انرژی، تحت کنترل دموکراتیک شوراهای مردمی
منابع انرژی باید از انحصار دولت فاسد و بخش خصوصی خارج شده و به مالکیت جمعی مردم و تحت نظارت مستقیم شوراهای مردمی، کارگری، و تخصصی اداره شوند. نه سرمایهدار و نه سپاه، بلکه خود مردم.
گذار عادلانه به انرژی پاک با محوریت برابری
توسعه انرژی تجدیدپذیر (خورشیدی، بادی و …) نباید به دست شرکتهای رانتی و بازار بورس سپرده شود، بلکه باید به شکل یارانهای و رایگان در اختیار روستاها، مناطق محروم، و خانوادههای کمدرآمد قرار گیرد. انرژی پاک، ابزار سود نیست، حق زندگی است.
برنامه اشتغال برای زحمتکشان در حوزه انرژی
بازسازی نیروگاههای فرسوده، گسترش انرژیهای تجدیدپذیر و بازآفرینی شبکههای توزیع میتواند میلیونها شغل پایدار ایجاد کند. این کار باید توسط اتحادیههای مستقل و کارگران سازمانیافته انجام گیرد، نه پیمانکاران سپاهی.
کنترل بر قیمت انرژی و پایان دادن به خصوصیسازی
برق، گاز، آب و سوخت نباید در بازار تعیین شود. قیمتگذاری باید از دل شوراهای محلی، بر اساس توان معیشتی مردم، با اولویت دادن به فقرا و بازنشستگان شکل بگیرد. یارانه واقعی یعنی حذف فساد، نه حذف مردم.
مبارزه سازمانیافته علیه دزدی انرژی و غارت منابع
تشکیل کمیتههای مستقل مردمی در محلات، کارخانهها و روستاها برای نظارت بر تولید، توزیع، قاچاق و بودجه انرژی. این نظارت باید از پایین، مردمی و شفاف باشد. انرژی مال همه است، نه مافیای نفت و گاز.
اعتصاب و مقاومت جمعی به عنوان ابزار فشار برای تغییر ساختار
تا وقتی ساختار سیاسی-اقتصادی تغییر نکند، بحران انرژی حل نمیشود. بنابراین اعتصاب عمومی، نافرمانی مدنی، اشغال نمادین وزارتخانهها، و خودگردانی محلی ابزارهای ضروری ما برای پایان دادن به این نظم مافیایی است.
منابع:
گزارشهای مهندس عبدالله باباخانی
خبرنگارهای خود رژیم مانند ایسنا و تابناک
فرهیختگان انلاین
و چندین مقاله داخلی و خارجی در حوزه انرژی
