سه شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴ | 13 - 01 - 2026

Communist party of iran

بحران آلودگی هوا و مرگهای خاموش

گزارش رسمی وزارت بهداشت مبنی بر مرگ ۵۸٬۹۷۵ نفر در سال گذشته بر اثر آلودگی هوا معادل ۱۶۱ نفر در روز و ۷ نفر در هر ساعت تصویری تکان‌دهنده از واقعیتی ارائه می‌دهد که سال‌هاست در سکوت و بی‌عملی حاکمیت شکل گرفته است. نظامی که سلامت، زندگی و زیست‌پذیری جامعه را قربانی سودآوری و بقای سیاسی خود می‌کند. این آمار نه‌تنها از مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌های حاد، تصادفات جاده‌ای یا بحران‌های طبیعی پیشی می‌گیرد، بلکه نشان می‌دهد جامعهٔ امروز ایران با نوعی از سلب حق زندگی روبه‌روست.

افزایش غلظت ذرات معلق قابل استنشاق در هوا، مصرف گستردهٔ سوخت‌های بی‌کیفیت در نیروگاه‌ها، تداوم استفاده از ناوگان فرسودهٔ حمل‌ونقل، عدم اختصاص بودجه لازم برای ساخت نیروگاههای تولید انرژی‌های پاک و شکست ساختاری در نوسازی صنایع؛ همه این موارد حلقه‌هایی از زنجیره منطق انباشت سرمایه و استراتژی بقای ساختار سیاسی حاکم هستند. در سال‌های اخیر، دولت استفاده از مازوت سوختی که در بسیاری از کشورهای جهان عملاً ممنوع است را در نیروگاه‌ها افزایش داده است. این تصمیم نه ناشی از ناآگاهی، بلکه انتخابی کاملاً آگاهانه برای کاهش هزینه‌ها، افزایش راندمان کوتاه‌مدت و تثبیت ساختارهای موجود بوده است. اما بهای این سیاست‌ها، مستقیماً بر دوش طبقهٔ کارگر، حاشیه‌نشینان، کودکان، زنان و گروه‌هایی است که در نزدیکی صنایع آلاینده یا با دسترسی محدود به خدمات درمانی زندگی می‌کنند.

گزارش‌های رسیده از آبان و آذر ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که نسبت به سال قبل، شرایط به‌مراتب وخیم‌تر شده است. وارونگی دما، سرمای زودرس، افزایش غلظت آلاینده‌ها و هم‌زمانی آن با موج شدید آنفولانزا باعث شده بخش‌های تنفسی بیمارستان‌ها در بسیاری از استان‌ها به وضعیت فوق‌ظرفیت برسند. تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها در تهران، اصفهان، همدان، گیلان، آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، البرز و هرمزگان تنها نشانه‌ای از ابعاد بحران است. با این‌حال، هیچ آمار جدیدی از میزان مرگ‌ومیر در نتیجه آلودگی هوا منتشر نشده، تأخیری که بیش از آنکه فنی باشد، بخشی از پنهان‌کاری و رویکرد امنیتی ساختار سیاسی قدرت است. هر انتشار آماری در این زمینه می‌تواند حساسیت و نارضایتی مردم را برانگیزد و به‌عنوان «تهدیدی امنیتی» برای حکومت اسلامی سرمایه داران تلقی شود.

ایران امروز با بحرانی بی‌سابقه در منابع آبی مواجه است. کاهش ورودی‌ سدها، افت خطرناک سفره‌های آب زیرزمینی، خشک‌شدن تالاب‌ها، فرونشست زمین در ده‌ها شهر و رقابت افسارگسیخته صنایع آب‌بر بر سر منابع محدود آب، استقرار و گسترش صنایع فولاد و پتروشیمی در مناطق خشک صرف‌نظر از منطق محیط‌زیستی بازتاب همان واقعیت آشنا است. در بودجه بندی های کلان، اولویت تأمین بودجه نهادها و سیاست هایی است که به استراتژی بقای رژیم خدمت می کنند نه به بهبود کیفیت محیط زیست انسانها. صنایع آب‌بری که وابسته‌ترین بخش‌ها به قدرت سیاسی‌اند، نقش کلیدی در تداوم منطق رانتی و کنترل‌محور حاکمیت دارند. نتیجه، تخریب گستردهٔ منابع طبیعی و شکل‌گیری نسل‌هایی است که بدون آب، بدون امنیت زیست‌محیطی و بدون امکان بازتولید پایدار زندگی می‌کنند.

آتش‌سوزی‌های گسترده در جنگل‌های گیلان و مازندران، بخشی از کهن‌ترین جنگل‌های هیرکانی، دوباره نشان داد که رژیم اسلامی در مقابله با این آتش سوزی های تا چه اندازه درمانده است. نبود بالگردهای اطفای حریق، کمبود نیروهای متخصص، فرسودگی تجهیزات و تعلل در اعلام وضعیت اضطراری، نه نشانهٔ «اشتباه مدیریتی»، بلکه نشانهٔ فروپاشی نهادی است. حکومت اسلامی که امنیت اجتماعی را قربانی امنیت سیاسی و استراتژی بقای خود می‌کند، طبیعی است که در برابر بحران‌های زیست‌محیطی ناتوان بماند.

آلودگی هوا، تخریب جنگل‌ها، بحران آب و فرونشست زمین و بحران محیط ‌زیست اگر چه یک پدیده جهانی است و نظام سرمایه داری عامل اصلی تشدید آن است، اما در ایران و تحت حاکمیت جمهوری اسلامی این بحران ها ابعاد غیر قابل کنترلی پیدا کرده اند. حکومت اسلامی که در مرحلهٔ فرسودگی قرار دارد، دیگر قادر به تأمین حداقل‌های لازم برای بازتولید نیروی کار نیست. از آب سالم گرفته تا هوای قابل‌تنفس، آموزش ایمن، درمان قابل‌دسترس و زیرساخت‌های پایه. در چنین شرایطی جامعه با نوعی مرگ خاموش مواجه است؛ مرگی که در خانه، مدرسه، خیابان و محیط کار رخ می‌دهد. بحران آلودگی هو و بحران آب، مانند دیگر بحران‌های سرمایه‌دارانه، توزیع برابر ندارد. قربانیان اصلی کارگران، معلمان، پرستاران، رانندگان، کودکان و طبقات فرودست‌اند؛ کسانی که نه امکان تهویه مناسب دارند، نه مسکن سالم، نه توان مهاجرت. در مقابل، طبقهٔ حاکم و پیوندخورده با قدرت، بیشترین بهره را از سیاست‌های مخرب زیست‌محیطی می‌برد؛ از صنایع آلاینده تا رانت آب و خاک.

آنچه امروز در ایران می‌بینیم از آلودگی مرگبار هوا تا خشکسالی، از فرونشست زمین تا آتش‌سوزی جنگل‌ها، نه صرفا «حوادث طبیعی»، بلکه پیامدهای سیاسی و ساختاری یک نظام رانتی سرمایه‌دارانه است. بحران زیست‌محیطی ایران را نمی‌توان با سیاست‌گذاری‌های سطحی حل کرد. تجربهٔ جهانی نشان می‌دهد مبارزه برای حفظ محیط ‌زیست، از مبارزه علیه نظام سرمایه داری و دولت ها و حکومت هایی که این نظام را حفظ کرده اند و از تداوم مبارزه برای برپایی جامعه ای آزاد و برابر و مرفه و تلاش جهت تأمین کنترل همگانی بر منابع حیاتی و وحدت و یگانگی با طبیعت جدا نیست.

سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله

https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran

www.facebook.com/Peshrawcpiran

www.instagram.com/Peshrawcpiran1

https://t.me/KomalaCpiranTv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: