بحران آب در ایران بازتاب ستم طبقاتی، فساد ساختاری و فاجعه زیستمحیطی
شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۴
عرفان کریمی

ما با کشوری روبهرو هستیم که در منطقهای خشک واقع شده، اما آنچه ایران را به آستانه فاجعه رسانده، نه کمبود طبیعی آب، بلکه سیاستهای نولیبرالی، مدیریت رانتی و توسعهطلبی ضددموکراتیکیست که منافع سرمایهداران، سپاه و نهادهای غیرپاسخگو را بر زندگی و زیست مردم ترجیح دادهاند.
در دهه ۱۳۷۰، ایران حدود ۱۳۰ میلیارد مترمکعب منابع آب تجدیدپذیر داشت. امروز این عدد به ۸۸ میلیارد کاهش یافته، در حالی که جمعیت از ۶۰ میلیون به بیش از ۸۶ میلیون نفر رسیده است.
سرانه آب تجدیدپذیر از ۲۲۰۰ به کمتر از ۱۱۰۰ مترمکعب در سال کاهش یافته یعنی ما اکنون در وضعیت تنش آبی شدید قرار داریم .بیش از ۷۰٪ خاک ایران تحت خشکسالی شدید یا بسیار شدید است. استانهایی مانند یزد، سیستان، کرمان، خوزستان، اصفهان و حتی بخشهایی از تهران، یا آب ندارند یا آب آلوده دارند بیش از ۸۵٪ آب کشور در کشاورزی مصرف میشود. اما این کشاورزی نه در خدمت امنیت غذایی مردم، بلکه عمدتاً در خدمت صادرات محصولات آببر مانند پسته، هندوانه و نیشکر است. آن هم در استانهایی مثل کرمان و خوزستان که خودشان دچار بیآبیاند نهادهایی چون سپاه، بنیاد مستضعفان، قرارگاه خاتم و دیگر بازوهای حاکمیت، کنترل منابع آب را در دست دارند. پروژههای انتقال آب بینحوضهای برای تأمین صنایع فولاد، پتروشیمی و معادن نظامی انجام میشود، در حالی که کشاورزان و روستاییان محلی برای آب شرب، ناچارند تانکر بیاورند.
در نتیجه، بیش از ۴۰۰ دشت ایران در وضعیت ممنوعه قرار دارند. دشتهای مشهد، کرمان، همدان و… به طور کامل از نظر آب زیرزمینی فروپاشیدهاند. فرونشست زمین در جنوب تهران به ۳۶ سانتیمتر در سال رسیده، که یعنی زیرساختها، زمینهای کشاورزی و حتی شهرها در حال فروپاشیاند.
چه کسی قربانی این بحران است؟ و چه کسی مقصر؟
جواب روشن است! قربانیان، طبقه کارگر، روستاییان، کشاورزان خُرد، زنان زحمتکش، و حاشیهنشیناناند. مقصران، ساختار سرمایهدارانه حاکم، نهادهای نظامی و پروژهمحور، و سیستم ناکارآمد و غیردموکراتیک مدیریت منابعاند
کارگران فصلی با خشک شدن مزارع، بیکار میشوند. خانوادههای روستایی آواره میشوند. زنان، که مسئول تأمین آب برای خانه و داماند، بار بحران را دوچندان تحمل میکنند
در شهرها، حاشیهنشینان با موج مهاجرتهای اقلیمی مواجهاند، رقابت برای کار افزایش یافته و دستمزدها کاهش پیدا میکند. این یعنی بحران آب دارد مناسبات طبقاتی را نیز وخیمتر میکند
در همین حال، دولت و رسانههایش مردم را مسئول بحران معرفی میکنند و از «صرفهجویی خانگی» حرف میزنند، در حالیکه شرکتهای فولاد، پتروشیمی و صنایع نظامی میلیونها مترمکعب آب را بلعیدهاند و همچنان رایگان یا ارزان مصرف میکنند
راهکارهای ما چیست؟
بازپسگیری مالکیت منابع آب از نهادهای فاسد و رانتی
باید آب را از کنترل سپاه، بنیادها و شرکتهای خصوصی خارج کرد و تحت مالکیت عمومی و نظارت شوراهای مردمی قرار داد.
تشکیل شوراهای محلی آب
این شوراها باید متشکل از کشاورزان خُرد، زنان، کارگران، محیطزیستیها و کارشناسان مستقل باشند. نه دولت، نه بازار، بلکه مردم باید برای آب تصمیم بگیرند.
تغییر الگوی تولید کشاورزی به نفع جامعه، نه بازار
باید صادرات محصولات آببر متوقف و الگوی کشت بر پایه تأمین امنیت غذایی داخلی و شرایط اقلیمی هر منطقه طراحی شود.
تضمین دسترسی رایگان یا بسیار ارزان طبقات فرودست به آب
آب نباید کالا باشد. باید بهصورت عمومی و مجانی در اختیار زحمتکشان قرار گیرد.
توقف فوری پروژههای انتقال آب و سدسازی سودمحور
هیچ پروژهای نباید بدون رأی و ارزیابی مردمی اجرا شود.
تأسیس صندوق حمایت اقلیمی برای زحمتکشان آسیبدیده از بحران
این صندوق، با مدیریت شوراها، باید به بازسازی زندگی کارگران مهاجر، کشاورزان خُرد و مناطق خشکشده بپردازد.
افشای ایدئولوژی دولتی درباره بحران
باید نشان دهیم که «مصرف خانگی» دلیل بحران نیست، بلکه مصرف سرمایهدارانه و نظامی، و حاکمیت غیردموکراتیک بر منابع ریشهی آن است.
بحران آب در ایران تنها یک بحران زیستمحیطی نیست، بلکه تجلی تمامعیار سیاستهای طبقاتی، ضددموکراتیک و غارتگرانه جمهوری اسلامی است.
این بحران دارد مناسبات اجتماعی را نابود میکند، نابرابری را تشدید میکند، و چشمانداز حیات در بسیاری از مناطق کشور را از بین میبرد.
ما وظیفه داریم این بحران را از نگاه طبقاتی تحلیل کنیم، صدای زحمتکشان باشیم، و راهکاری بر مبنای حاکمیت مردمی، برنامهریزی شورایی و بازتوزیع منابع ارائه دهیم.
تنها در یک جامعه مبتنی بر برابری اجتماعی، مالکیت جمعی، و تصمیمگیری شورایی است که میتوان آینده آب و زندگی را پس گرفت.
