بحران آب در ایران از تهران فراتر رفته، خطر قطع دائمی و تنشهای منطقهای جدی است
جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴

کاهش بیسابقۀ فشار آب در تهران و احتمال قطع دائمی شبکه، تنها بخشی از بحران گستردهتری است که اکنون استانهای مرکزی، شرقی و جنوبی کشور را نیز دربر گرفته است. همزمان، نگرانی از گسترش اعتراضهای محلی و فشار اقتصادی ناشی از افت تولید کشاورزی و افزایش قیمت مواد غذایی در حال افزایش است.
فشار آب در بسیاری از محلههای تهران به قدری کاهش یافته که شهروندان در تأمین آب روزمرۀ خود با مشکل مواجهاند. در مناطق جنوبی و حاشیهای پایتخت، قطع آب شبانه تقریباً هر روز تکرار میشود. ساکنان اسلامشهر میگویند نابرابری در دسترسی به آب افزایش یافته و خانوادههایی که پمپ و مخزن دارند کمتر آسیب میبینند. به گفتۀ سخنگوی صنعت آب اگر مصرف مشترکان دستکم ده درصد کاهش پیدا نکند، قطعِ دائمی آب در تهران محتمل است. همزمان، وزارت نیرو از احتمال قطع شبانه، در سطح کشور سخن گفته است. شاخصهای فنی نیز نشانۀ کاهش شدید ذخایر را تأیید میکنند. مصرف روزانۀ تهران حدود سه میلیون مترمکعب است، اما مخازن کمتر از ده درصد ظرفیت خود آب دارند. نوزده سد بزرگ کشور کمتر از پنج درصد آب دارند و سد امیرکبیر تنها هشت درصد ظرفیت خود را نگه داشته است.
کاوه مدنی، مدیر مؤسسۀ آب و محیطزیست دانشگاه ملل متحد، در گفتگو با الجزیره میگوید: تهران بر پایه انتقال آب و ساخت سدهای جدید اداره شده و این تصور به وجود آمده که همیشه میتوان آب بیشتری فراهم کرد. نتیجۀ این تصور، وضعیت فعلی است.
با این حال، بحران محدود به تهران نیست. استانهای خراسان، مرکزی، یزد و اصفهان نیز با کمبود آب روبرو هستند. جنوب کشور، از جمله کرمان و هرمزگان، نیز درگیر کمبود منابع آب وابسته به طرحهای نمکزدایی شدهاند. دشتهای اصفهان و یزد در سالهای اخیر به یکی از کانونهای اصلی فرونشست در کشور تبدیل شدهاند. زایندهرود چندین بار خشک شده و مناطق وسیعی از اصفهان دچار فرونشست شدهاند. وزارت نیرو بخشی از فشار وارده بر شبکه را به آسیبهای ناشی از جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل نسبت میدهد، اما تحلیلگران میگویند این عوامل، مشکلات ساختاری را تنها تشدید کردهاند.
برای نمونه، در بخش کشاورزی مصرف آب با بازده اقتصادی تناسب ندارد. بیش از ۹۰ درصد آب کشور در کشاورزی مصرف میشود، اما سهم این بخش از اقتصاد حدود ۱۲ درصد است و طبق دادههای داخلی، نزدیک به ۳۰ درصد محصولات کشاورزی نیز بهدلیل ضعف زیرساختها و روشهای آبیاری هدر میرود. در مجموع، الگوی بحران در سراسر ایران مشابه است: کاهش بارشها، مصرف سنگین در بخش کشاورزی با بازده پایین، فرسودگی زیرساختها و برداشت طولانیمدت از منابع زیرزمینی. تمرکز مقامات بر تهران، واقعیت گستردهتر بحران را پنهان نمیکند؛ بخشهای بزرگی از کشور پیشتر از پایتخت وارد مرحله تنش شدید آبی شدهاند.
مقامات از پروژههایی مانند انتقال آب شیرین شده از خلیج فارس به ۱۷ استان بهعنوان راهحل یاد میکنند، اما کارشناسان این پروژهها را پرهزینه و انرژیبر میدانند. بخشی از افکار عمومی نیز معتقد است که اتکای دولت به صرفهجویی خانگی نمیتواند جایگزین اصلاحات ساختاری شود. در خوزستان، کاهش حجم آب ورودی رودخانهها، سدسازی در بالادست، برداشت سنگین برای کشاورزی و صنعت و اجرای طرحهای انتقال آب، فشار قابل توجهی بر کارون، کرخه و تالابها وارد کرده است. پیامدهای این وضعیت از کمبود آب شرب تا اعتراضهای محلی طی سالهای گذشته دیده شده است. شرق و شمالشرق کشور نیز با کمبود مزمن بارش روبرو هستند.
در خراسانافت سطح آب چاهها و خشکشدن قنوات آشکار است و تنش آبی در این مناطق در سالهای اخیر افزایش یافته است.
در سیستانوبلوچستان، خشکسالی ممتد، کاهش حجم آب ورودی هیرمند و کمبود زیرساختهای آبرسانی، دسترسی به آب شرب را با مشکل روبرو کرده و مهاجرتهای داخلی را تشدید ساخته است. برداشت بیرویه از سفرههای زیرزمینی نیز به بیابانزایی و فرونشست زمین دامن زده است. در مناطق آسیبپذیر مانند خوزستان، اصفهان، یزد و سیستانوبلوچستان احتمال افزایش تنشهای محلی در نتیجۀ بحران آب بیشتر است. کمبود آب شرب، فرونشست زمین، کاهش حجم آب ورودی رودخانهها و افت سفرههای زیرزمینی میتواند به اعتراضهای پراکنده و مهاجرت داخلی منجر شوند. در کنار این احتمالات، احتمال فشار اقتصادی ناشی از کاهش تولید کشاورزی، افزایش قیمت مواد غذایی و اختلال در فعالیتهای صنعتی وابسته به آب نیز قابل توجه است.
