شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ | 17 - 10 - 2026

Communist party of iran

باید به این فقر و فلاکت اقتصادی پایان داد، رمز پیشروی گسترش جنبش‌های اجتماعی و سازمانیابی است



هیچ روزی نیست که گزارش‌ها وآمارهای جدیدی از افزایش قیمت کالاهای مورد نیاز روزانه مردم و گسترش فقر وفلاکت در جامعه منتشر نشود. بر أساس تازه ترین گزارش‌ها ، نرخ تورم نقطه به نقطه که مرکز آمار ایران در شهریور ماه ۱۴۰۵ آن را ۸۹.۸ درصد تخمین زده بود، اکنون به ۱۰۰ درصد نزدیک شده است. تورم نقطه به نقطه در بخش خوراکی ها بالاتر از این میانگین و از ۱۳۰ درصد نیز عبور کرده است. این فشار تورمی در روستاها بالاتر از شهرها می‌باشد. شدت بحران معیشت این آمارها را تأیید می‌کنند. شکاف میان دستمزد و هزینه‌های زندگی کارگران در ایران طی شش ماه نخست سال ۱۴۰۵ به‌شدت افزایش یافته است. فرامرز توفیقی، عضو پیشین شورای عالی کار رژیم اسلامی، هزینه سبد معیشت یک خانوار کارگری را حدود ۹۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان در ماه برآورد کرده است؛ رقمی که به گفته او، نسبت به شش ماه قبل حدود ۵۰ میلیون تومان افزایش یافته است.  بر اساس مصوبه مزد سال ۱۴۰۵، حداقل مزد پایه ماهانه حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان است. با این مبنا، مزد پایه به‌تنهایی تنها هزینه حدود پنج‌ونیم روز از سبد معیشت برآوردشده را پوشش می‌دهد. با احتساب مزایا و دریافتی حدود ۲۵ میلیون تومانی یک کارگر متأهل دارای فرزند، این پوشش به حدود هشت روز می‌رسد.


در چنین شرایطی، بازنگری مزد که قرار بود تا پایان شهریور انجام شود، همچنان بلاتکلیف مانده است. با وجود وعده‌های شورای عالی کار رژیم مبنی بر بررسی هزینه‌های زندگی و ضرورت ترمیم دستمزد، هنوز تصمیمی درباره افزایش دستمزد اتخاذ نشده است و اعتراضات کارگران برای افزایش دستمزدها با وعده‌های دروغین و سرکوب پاسخ می گیرد.  در چنین شرایطی افزایش چندمیلیونی دستمزد، در برابر رشد ده‌ها میلیون تومانی هزینه معیشت، قادر به جبران عقب‌ماندگی دستمزدها نیست. معضل اساسی، استمرار تورم و فقدان هرگونه سازوکاری برای حفظ قدرت خرید مزدبگیران است. پیامد این وضعیت محرومیت فزاینده خانواده‌های کارگری از نیازهای اساسی، از جمله تغذیه مناسب، مسکن، درمان و آموزش است. این بحران ریشه در توازن قوای سیاسی و طبقاتی موجود در جامعه دارد. محروم کردن طبقه کارگر ایران از حق ایجاد تشکل‌های طبقاتی و توده ای و محدود بودن قدرت چانه‌زنی کارگران این امکان را برای نمایندگان دولت و سرمایه داران بخش خصوصی و نمایندگان تشکل‌های ضدکارگری وابسته به رژیم فراهم آورده تا یکجانبه در مورد تعیین میزان دستمزد کارگران تصمیم بگیرند.


بنابراین بحران دستمزد در ایران را نمی‌توان صرفاً با افزایش محدود دستمزد کارگران حل کرد. ترمیم فوری دستمزد متناسب با هزینه واقعی یک زندگی انسانی، مهار تورم، گسترش حمایت‌های اجتماعی و تضمین حق تشکل‌یابی و چانه‌زنی مستقل کارگران، اجزای ضروری مقابله با فقر و فلاکت اقتصادی کنونی هستند. تا زمانی که هزینه سنگین تداوم جنگ و بحران اقتصادی به کارگران و دیگر مزدبگیران منتقل شود و آنان از قدرت مؤثر برای دفاع جمعی از منافع خود محروم بمانند، شکاف میان درآمد و هزینه زندگی همچنان یکی از مهم‌ترین جلوه‌های شکاف طبقاتی و نابرابری اجتماعی در ایران خواهد بود.


فقر فزاینده در ایران، بخش‌هایی از فرودستان را به سوی راه‌های پرخطر برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی سوق داده است. گزارش‌های مربوط به خریدوفروش اعضای بدن و آسیب‌پذیری افراد تهی‌دست در برابر واسطه‌گری و سوءاستفاده، جلوه‌ای تکان‌دهنده از این وضعیت است. کودکان کار و مهاجران، به‌ویژه کودکان افغانستانی فاقد مدارک اقامتی، نیز در معرض این بهره‌کشی قرار دارند. گزارش‌های سازمانها و نهادهای مستقل کارگری و مدافعان حقوق بشر درباره قاچاق انسان در ایران، آسیب‌پذیری این گروه‌ها را تأیید می‌کنند، هرچند ابعاد دقیق قاچاق اعضای بدن به دلیل کمبود آمار مستقل روشن نیست.


در این شرایط فاجعه‌بار اقتصادی سران رژیم ابائی ندارند که در مقابل دوربین ها ظاهر شده و وعده کنترل گرانی و تورم و تامین نیازهای مردم و گشایش اقتصادی را بدهند. وقتی معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی رژیم اعلام کرده که جنگ به‌طور مستقیم و غیرمستقیم حدود ۲ میلیون نفر را با بیکاری مواجه کرده است، و نهادهای غیر دولتی از افزایش سه میلیون نفر به جمعیت بیکاران خبر می‌دهند. وقتی میلیونها نفر برای اینکه از گرسنگی هلاک نشوند، تن به کار در ناامن‌ترین محیط‌های کار میدهند، وقتی هزینه‌ی سبد معیشت به بیش از ۹۰ میلیون تومان در ماه رسیده است، چگونه باید این مردم قبول کنند که گشایش اقتصادی در راه است. آنچه مردم در عملکرد رژیم مشاهده می کنند، اولویت دادن به سرپانگاه داشتن ماشین جنگی، بوروکراسی عریض و طویل و فاسد دولتی و دستگاه سرکوب است.


اما در دل این فقر و فلاکت اقتصادی و فضای جنگی و به رغم تشدید سرکوب و تداوم موج اعدام ها، و به رغم وعده و عیدهای سران رژیم، جامعه ایران نه تنها وارد دوره انتظار نشده است، بلکه هر روزه شاهد اعترضات کارگران، بازنشستگان، پرستاران، معلمان، دانشجویان و جویندگان کار هستیم. کارگران و مردم زحمتکش و زنان آزادیخواه ایران در زندگی واقعی خود بیش از پیش به این حقیقت پی میبرند که راه رهائی از این شرایط فلاکتبار، گسترش جنبش کارگری و دیگر جنبش‌های پیشرو اجتماعی، ارتقای سازمانیابی این جنبش‌ها و تلاش برای شکل دادن به رهبری سراسری بر بستر مبارزات جاری است. تلاش فعالان و پیشروان رادیکال و سوسیالیست جنبش کارگری برای بهم مرتبط کردن و سراسری کردن مبارزات پراکنده کارگران و دفاع از خواست‌هایی چون دستمزد متناسب با هزینه واقعی زندگی، بیمه بیکاری، درمان و آموزش رایگان و مقابله با اعدام و سرکوب، از جمله راه‌های تبدیل نارضایتی اجتماعی به نیرویی سازمان‌یافته برای تغییر و دگرگونی است. آینده مبارزه اجتماعی از پیش تضمین‌شده نیست؛ تقویت اتحاد و همبستگی، سازمان‌یابی و پیوند میان مطالبات فوری و چشم‌انداز آزادی و برابری، رمز پیشروی است.

سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله

https://cpiran.org

https://komala.co

https://t.me/peshrawcpiran

www.facebook.com/Peshrawcpiran

www.instagram.com/Peshrawcpiran1

https://t.me/KomalaCpiranTv

https://alternative-shorai.tv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: