شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ | 28 - 02 - 2026

Communist party of iran

بازتاب روایت دردناک پزشکان ایرانی از یورش به بیمارستان‌ها در رسانه های خارجی

به گزارش آسوشیتدپرس در جریان سرکوب خونین اعتراضات سراسری ایران در اوایل
ژانویه، ماموران امنیتی لباس‌شخصی با حضور گسترده در بیمارستان‌های چندین
شهر، روند درمان معترضان زخمی را مختل کرده و در برخی موارد مانع رسیدگی
پزشکی به مجروحان شدند.
به گزارش آسوشیتدپرس، در جریان سرکوب ماه ژانویه در ایران و در زمان حضور
معترضان زخمی در یک بیمارستان، پزشکی جوان که می خواست به درمان مردی
حدودا ۴۰ ساله که از فاصله نزدیک هدف گلوله‌ای به سر قرار گرفته بود، بپردازد،
گروهی از مأموران مسلح لباس‌شخصی راهشان را سد کرده و برخی را با قنداق اسلحه
عقب راندند.
این پزشک در شهر رشت در شمال ایران به آسوشیتدپرس گفت که او را محاصره کردند
و اجازه ندادند جلوتر برویم. چند دقیقه بعد، مرد جان باخت. ماموران جسد او را در
کیسه سیاه قرار دادند و بعدتر آن را همراه با اجساد دیگر در عقب یک ون گذاشته و
بردند. این حادثه تنها مورد استثنایی نبود.
گزارش پیش‌رو بر اساس گفت‌وگوهای آسوشیتدپرس با سه پزشک در داخل ایران و
شش تن از کارکنان پزشکی ایرانی مقیم خارج که با همکاران خود در داخل کشور در
تماس هستند، همچنین گزارش‌های گروه‌های حقوق بشری و راستی‌آزمایی بیش از
دوازده ویدئو منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی تهیه شده است. تمامی پزشکان داخل
ایران به دلیل ترس از بازداشت، به شرط ناشناس ماندن صحبت کردند.
در طی چند روز نخست در اوایل ژانویه، ماموران لباس‌شخصی به بیمارستان‌های
چندین شهر که هزاران زخمی ناشی از تیراندازی نیروهای امنیتی ایران به سوی جمعیت
معترض را درمان می‌کردند، هجوم بردند. این نیروها که مامور سرکوب اعتراضات
گسترده علیه جمهوری اسلامی بودند، بر روند درمان نظارت می‌کردند و گاه آن را
مختل می‌ساختند، کادر درمان را مرعوب می‌کردند، معترضان را بازداشت می‌کردند و
اجساد را در کیسه‌های مخصوص منتقل می‌کردند. ده‌ها پزشک نیز بازداشت شدند.
آسوشیتدپرس با سازمان «Mnemonic» مستقر در برلین همکاری کرد تا ویدئوها و
مطالب آنلاین مرتبط با خشونت در بیمارستان‌ها را شناسایی کند.

پزشکان داخل و خارج از ایران گفتند سطح خشونت و نظامی‌سازی مراکز درمانی
بی‌سابقه بوده است؛ آن هم در کشوری که دهه‌ها شاهد سرکوب مخالفان و نظارت بر
نهادهای عمومی بوده است. بر اساس شهادتی که انجمن بین‌المللی متخصصان سلامت
ایرانی (IIPHA) مستقر در آمریکا ارائه کرده، در دست‌کم یک مورد، تک‌تیراندازانی
روی پشت‌بام بیمارستانی در شهر گرگان در شمال کشور به سوی بیماران در حال
نزدیک شدن تیراندازی کردند.
مرکز حقوق بشر ایران مستقر در اسلو موارد متعددی را مستند کرده که در آن ماموران
امنیتی مانع ارائه خدمات پزشکی شده، بیماران را از دستگاه تنفس مصنوعی جدا کرده،
پزشکان را مورد آزار قرار داده و معترضان را بازداشت کرده‌اند.
تلاش پزشکان برای محافظت از مجروحان با گزارش های نادرست
پزشک اهل رشت گفت از زمان آغاز سرکوب، ۶۶ ساعت جهنمی را پشت سر گذاشت و
هر روز برای کمک به مجروحان به مراکز درمانی متفاوتی از جمله یک مرکز تروما،
سپس بیمارستان و در نهایت یک کلینیک خصوصی رفت.
او گفت: در ۸ ژانویه، هر ۱۵ تا ۳۰ دقیقه کل بخش اورژانس خالی و دوباره با بیماران
جدید پر می‌شد.
در ۹ ژانویه اوضاع وخیم‌تر شد؛ زخم‌های ناشی از گلوله جنگی بیشتر و رفتار
مأموران تهدیدآمیزتر شد. به گفته او، مأموران زخمی‌ها را می‌آوردند و هنگام درمان
بالای سرشان می‌ایستادند، با سلاح‌های خودکار وارد بخش‌ها می‌شدند، کارکنان را
تهدید می‌کردند، از بیماران فیلم می‌گرفتند و مدارک را بررسی می‌کردند.
او افزود: وقتی زمان ترخیص می‌رسید، هر کسی که مشخص می‌شد معترض است را
می‌بردند.
در مقطعی، ماموران جسد مردی را آوردند که دست‌هایش از جلو بسته شده بود. او آثار
ساچمه در شکم و سینه و یک گلوله واضح در سر داشت. پزشک گفت بلافاصله او را
شناخت؛ دقایقی پیش خانواده‌اش عکسش را در بیمارستان نشان می‌دادند و سراغش
را می‌گرفتند.
برخی پزشکان برای درمان زخمی‌ها دور از چشم مقامات در مراکز مخفی فعالیت
کردند. شب ۸ ژانویه، یک جراح عمومی ۳۷ ساله در تهران هنگام صرف شام تماسی
از یک دوست متخصص چشم‌پزشک دریافت کرد که سال‌ها خبری از او نداشت. او با
لحنی مبهم اما مضطرب کمک فوری خواست و نشانی داد.

نزدیک نیمه‌شب، جراح به آن نشانی که یک کلینیک زیبایی بود، رسید و دید لابی به
بخش تروما تبدیل شده و بیش از ۳۰ زن، مرد و کودک و سالمند زخمی روی مبل‌ها و
کف خون‌آلود افتاده‌ و فریاد می‌زنند.
او نزدیک به چهار روز در آنجا ماند و به گفته خودش بیش از ۹۰ نفر را درمان کرد.
در ابتدا فقط او، چشم‌پزشک، یک دندانپزشک و دو پرستار حضور داشتند.
او از جعبه‌های مقوایی و قطعات فلزی نرم برای آتل‌بندی استفاده کرد. بدون بیهوشی و
مسکن قوی، تنها مسکن‌های ضعیف شیاف را تجویز می‌کرد. کلینیک فرآورده‌های
خونی یا امکان انتقال خون را نداشت، بنابراین با سرم‌درمانی بیماران را احیا
می‌کردند؛ روندی که ساعت‌ها طول می‌کشید.
در مقطعی خطوط تلفن قطع شد و ۱۲ ساعت نتوانست کمک بخواهد. نمی‌توانستند
بیماران را به بیمارستان بفرستند، زیرا خطر بازداشت وجود داشت.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: