بارسنگین بحران آب بر دوش زنان زحمتکش
یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵

بحران آب را معمولاً با زبان خشکسالی، کمآبی و تغییرات اقلیمی توضیح میدهند؛ گویی فقط با پدیدهای طبیعی و
مستقل از مناسبات اجتماعی روبهرو هستیم. اما برای زن روستایی در دشتیاری یا دختری که به جای مدرسه، دبه آب
را تا خانه حمل میکند، بحران آب پیش از هر چیز مسئلهای اجتماعی و طبقاتی است. جایی که زیرساخت خدمات
عمومی وجود ندارد، هزینه تأمین ابتداییترین نیاز زندگی به خانواده منتقل میشود و در ساختار تقسیم کار موجود،
بخش بزرگی از این هزینه را زنان میپردازند. برآوردهای سازمان ملل نشان میدهد زنان و دختران جهان در
مناطق فاقد دسترسی مناسب به آب، روزانه حدود ۲۵۰ میلیون ساعت صرف جمعآوری آب میکنند؛ یعنی در هر
روز ساعتها صرف کاری میشود که باید بخشی از خدمات عمومی آبرسانی باشد. در حدود ۷۰ درصد
خانوارهای فاقد آب لولهکشی، مسئولیت تأمین آب بر عهده زنان است. دختران زیر ۱۵سال نیز نزدیک به دو برابر
پسران همسن خود درگیر حمل آب هستند.
این ارقام نشان میدهند که بحران آب از همان کودکی با تقسیم جنسیتی کار پیوند میخورد. دختر زمان کمتری برای
مدرسه و فراغت دارد و زودتر وارد کار خانگیِ بیمزد و فرساینده میشود. بنابراین، ستم جنسیتی فقط در
تبعیضهای حقوقی یا فرهنگی خلاصه نمیشود؛ در تصاحب زمان، توان جسمی و فرصتهای آموزشی زنان نیز
خود را نشان میدهد. حمل آب، پختوپز، مراقبت از کودکان و سالمندان و نگهداری خانه بخشی از کار
بازتولیدیاند؛ کاری که زندگی و نیروی کار را بازتولید میکند، اما عمدتاً بدون مزد انجام میشود. هر ساعتی که
زنی در صف تانکر یا در مسیر هوتک میگذراند، بخشی از هزینهای است که به جای زیرساخت عمومی، به زمان
و توان جسمی او منتقل شده است.
سیستان و بلوچستان نمونهای روشن از این نابرابری است. در منطقه دشتیاری در جنوب شرق این استان، بیش از ۶۰
درصد روستاها همچنان از زیرساخت آبرسانی محروماند. مردم این روستاها، بهویژه زنان و کودکان، ناچارند آب
را از هوتکها، رودخانهها، منابع غیربهداشتی یا تانکرهای سیار تهیه کنند. هوتک یا همان گودال مصنوعی و یا
طبیعی که آب حاصل از بارندگیهای فصلی در آن ذخیره می شود در شرایط فقدان شبکه آبرسانی به منبع بقا تبدیل
میشود، اما همزمان میتواند محل تماس انسان و دام، آلودگی میکروبی و بیماریهای گوارشی باشد. در ماههای
گرم سال که دما به بیش از ۴۰ درجه سانتیگراد میرسد، رفتوآمد به این منابع دشوار و خطرناک است. زنان در
مسیرهای دورافتاده با ناامنی و آزار روبهرو میشوند و کودکان در معرض خطر غرقشدن و بیماریهای ناشی از
آب آلوده قرار دارند.
وقتی روستاهایی پس از دههها همچنان فاقد شبکه آبرسانیاند، مسئله فقط کمبود امکانات فنی نیست؛ نحوه
اولویتبندی منابع عمومی نیز باید زیر سئوال قرار گیرد. تصمیم درباره اینکه چه پروژهای، چه منطقهای و چه
مصرفی در اولویت باشد، بخشی از مناسبات اقتصادی و سیاسی موجود است. خشکسالی و تغییرات اقلیمی واقعیت
دارند، اما به تنهایی بحران آب را توضیح نمی دهند. یکی از عوامل اصلی تشدید بحران آب، وجود مافیای پرنفوذ آب
در ساختار حکومت اسلامی است. این مافیا با در اختیار گرفتن پروژههای بزرگ صدها میلیون دلاری انتقال آب،
بدون توجه به تبعات و پیامدهای زیست محیطیِ اجرای آنها، نه تنها باعت کمبود آب آشامیدن مردم بلکه موجب خشک
شدن آب رودخانهها و تالابها و حتی خالی شدن آب سفره های زیر زمینی و نشست زمین در بسیاری از مناطق ایران
نیز شدهاند. پروژههای غیر کارشناسی و غیر قابل بازیافت آب سپاه پاسداران، مانند احداث سدها و چاههای عمیق
متعدد با طرحهایی که موجب فرسایش خاک و کاهش پوشش گیاهی و کاهش نفوذ آب باران به سفرههای آب زیر
زمینی گردیده، تحت عنوان باصطلاح سازندگی و توسعه صنعت و کشاورزی یکی دیگر از عوامل بحران آب بوده
است.
تحت این شرایط، بار سنگین بحران و کمبود آب بویژه در مناطق محروم مانند سیستان و بلوچستان به درون
خانوادههای فرودست منتقل میشود و در ساختار موجود تقسیم کار، زنان بخش بزرگی از آن را تحمل میکنند. به
این ترتیب، ناکارآمدی خدمات عمومی به کار بیمزد زنان تبدیل میشود و پیوند میان نابرابری طبقاتی و ستم
جنسیتی در زندگی روزمره آشکار میشود. مقابله با این وضعیت با فعالیت خیریه، توزیع مقطعی آب معدنی یا وعده
و وعید حل نمیشود. مطالبه فوری باید تأمین آب آشامیدنی سالم، رایگان و پایدار برای همه روستاها و محلههای
محروم باشد؛ از طریق شبکه عمومی آبرسانی، بودجه شفاف و نظارت واقعی مردم بر اجرای پروژهها.
بحران آب در جمهوری اسلامی، نه فقط اقلیمی بلکه بحرانی سیاسی و ساختاری است که اکنون گریبان کارگران و
مردم زحمتکش بویژه در مناطق محروم ایران را گرفته است. بیش از چهار دهه است رژیم جمهوری اسلامی بجای
آنکه ثروت و امکانات مالی جامعه و مردم ایران را صرف تامین بودجه در جهت نوسازی زیرساختهای آبرسانی و
پیشرفت کشاورزی و صنایع و معادن و رفاه و آسایش مردم کند، آنرا به خورد نیروهای تروریست اسلامی “محور
2
مقاومت”، جنگ افروزی، پروژههای هستهای و گسترش دم و دستگاههای متعدد امنیتی و جاسوسی برای سرکوب
مردم و بقای خود کرده است. اینک رژیم درمانده جمهوری اسلامی در هراس از گسترش جنبشهای اجتماعی و
اعتراضی و انفجار خشم توده ها به دلیل فقر و فلاکت بی سابقه اقتصادی، ناتوانی در تامین آب و برق و انرژی،
میخواهد با تشدید سرکوب، گسترش اعدامها و بگیر و ببند فعالان جنبشهای اجتماعی مانع آن گردد.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
https://t.me/KomalaCpiranTv
https://alternative-shorai.tv
