اوضاع ایران زیر سایه جنگ و تیغ سرکوب
پنجشنبه ۹ مهر ۱۴۰۵

اوضاع سیاسی ایران، بهشدت تحت تأثیر بنبست رژیم جمهوری اسلامی و دولت آمریکا در ادامه جنگ و ناتوانی دو
طرف جهت دستیابی به توافقی برای پایان مخاصمه قرار گرفته است. جنگی که وارد هشتمین ماه خود شده، در کنار
تنشهای نظامی، به عرصهای برای اعمال فشار اقتصادی، چانهزنی دیپلماتیک و تلاش هر دو طرف برای تقویت
موقعیت خود در مذاکرات تبدیل شده است. یکی از مهمترین تحولات این دوره، تشدید محاصره دریایی و منع
رفتوآمد دریایی به بنادر جنوب ایران و تحریم صنعت هوانوردی از جانب دولت آمریکا بوده است. این محاصره، در
کنار اختلال گسترده در عبور کشتیها از تنگه هرمز، فشار سنگینی بر تجارت خارجی و درآمدهای نفتی ایران وارد
کرده است. همزمان با ادامه تنشهای نظامی در هفتههای اخیر، میانجیگریهای قطر، پاکستان و دیگر طرفها
برای یافتن راهی جهت بازگشایی کامل تنگه هرمز و آغاز مذاکرات مجدد بدون آنکه به نتایج ملموسی برسد، ادامه
داشته است.
فشار اصلی این وضعیت بر اقتصاد ایران و بویژه بر کار و زندگی و معیشت کارگران و اقشار فرودست جامعه وارد
شده است. اقتصاد سرمایهداری ایران پیش از جنگ نیز با بحران ساختاری، کاهش سرمایهگذاری در عرصه تولید،
افزایش بی سابقه نقدینگی، بحران آب و انرژی، تورم و گرانی، تحریمهای گسترده و دیگر مشکلات زیرساختی
روبهرو بود. برآوردهای کارشناسان اقتصادی و صندوق بینالمللی پول برای سال ۲۰۲۶، رشد اقتصادی منفی ۶.۱
درصد و تورم متوسط ۶۸.۹ درصد را نشان میدهد. ادامه جنگ، اختلال در صادرات نفت و مسیرهای تجاری و
دشواری واردات کالاهای اساسی میتواند فشارهای مالی و تورمی را باز هم تشدید کند. گزارشهای تازه از داخل
ایران نیز از تشدید فشار بر زندگی روزمره مردم حکایت دارد. قیمت دلار با جهشی تازه از مرز ۲۵۰ هزار تومان
عبور کرده است. سقوط ارزش پول داخلی، بیکاری گسترده، افزایش قیمت مواد غذایی و مسکن، بیکاری و دشواری
دسترسی به برخی کالاها و داروها، در شرایطی محاصره دریایی عمق و دامنه بحران اقتصادی را گستردهتر کرده
است.
در شرایطی که حتی در دوره تحریمها حدود ۵۰ درصد بودجه رژیم جمهوری اسلامی از طریق درآمدهای نفتی تامین
می شد، مسئله توان مالی رژیم برای ادامه جنگ به یکی از عوامل مهم محاسبات سیاسی سران حکومت تبدیل شده
است. فشار بر صادرات نفت، تحریم صنعت هوانوردی، محدودیت دسترسی به منابع مالی، اختلال در تجارت دریایی و
افزایش هزینههای جنگ، همگی هزینه ادامه جنگ با آمریکا را بالا بردهاند. در حالی که، جمهوری اسلامی تاکنون از
تنگه هرمز، توان موشکی و پهپادی و امکان وارد کردن هزینه به نیروها و منافع آمریکا و متحدان منطقهای آن،
بهعنوان ابزارهای فشار استفاده کرده است، اما هر چه زمان میگذرد از نقش بازدارندگی تنگه هرمز کاسته شده و به
یک تیغ دولبه برای منافع جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
تحت این شرایط در حالی که اصولگرایان افراطی و جناح پایداری و … بر طبل انتقامجویی و جنگ جنگ تا
پیروزی میکوبند، اما اجماعی از جناحهای حاکم در ساختار جمهوری اسلامی، راهبرد بقای نظام اسلامی را از
مسیر سازش و مدیریت اختلافات با آمریکا و باز تعریف مناسبات سیاسی و اقتصادی با کشورهای منطقه تعقیب
میکنند. آنچه روشن است، تحت فشار واقعیات جنگ و ناهمخوانی بنیه اقتصادی حکومت اسلامی با ادامه سیاست
جنگ طلبانه، اختلاف بر سر این دو استراتژی متفاوت به محور اصلی جدال و کشمکشهای جناحها و باندهای
حکومتی در این دوره تبدیل شده است. پیشنهاد اخیر جمهوری اسلامی برای بازگشایی تنگه هرمز در برابر لغو
محاصره دریایی، کاهش تحریمهای نفتی، آزادسازی داراییهای مسدودشده و بازگشت به تفاهم نامه اسلامآباد
نمونهای از تلاش برای افزایش قدرت چانهزنی در مسیر سازش است.
با وجود این تلاشها، هنوز فاصله میان مواضع دو طرف جنگ بسیار زیاد است. دولت آمریکا خواهان امتیازات
گستردهتری در زمینه برنامه هستهای و بازگشت شرایط عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز به قبل از وقوع جنگ
است. این در حالی است که حکومت اسلامی رفع محاصره دریایی، کاهش تحریمها و آزادسازی منابع مالی را از
شروط اصلی هرگونه توافق میداند. بنابراین، در شرایط کنونی پایان قطعی جنگ در چشمانداز نیست.
جنگ برای جمهوری اسلامی همزمان دو پیامد ظاهرا متضاد داشته است. از یک سو رژیم به بهانه شرایط جنگی و
مقابله با دشمن خارجی کنترل امنیتی و سرکوب را تشدید کرده است؛ از سوی دیگر، تضادهای طبقاتی، شکافهای
اجتماعی و فشار اقتصادی و امنیتی نارضایتیهای اجتماعی موجود را عمیقتر کرده و ظرفیت های انفجاری جامعه
را بالا برده است. در چنین شرایطی، آینده سیاسی ایران را فقط نتیجه مذاکرات دو قطب این جنگ ارتجاعی و تحرکات
نیروهای اپوزیسیون بورژوایی جنگطلب تعیین نمیکند. قطب سوم که مصائب سنگین این جنگ امپریالیستی و
ارتجاعی را بر دوش می کشد، می تواند در قامت جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش انقلابی
کردستان، جنبش نه به اعدام و جنبش دادخواهی و …با خواست قطع جنگ بیدرنگ، لغو مجازات اعدام، آزادی
زندانیان سیاسی و بهداشت و آموزش رایگان مهر خود را به این أوضاع بکوبد.
تجربه نشان داده که جامعه ایران زیر فشار موج اعدامها و سرکوبگریهای جمهوری اسلامی مرعوب نشده است.
همانطور که تداوم اعتراضات کارگران و بازنشستگان و جنبش نه به اعدام در این شرایط جنگی نشان دادهاند، به
دلیل ابعاد گسترده بیکاری، افزایش ساعت به ساعت قیمت کالاهای مورد نیاز روزانه مردم، بحران کمبود آب و
انرژی و شدت فقر و فلاکت و سرکوبی که به اکثریت جامعه تحمیل شده و درماندگی دولت در پایان دادن به این
اوضاع، تداوم و گسترش جنبشهای اجتماعی و اعتراضی امری اجتنابناپذیر است. در این دوره از مهمترین
وظایف سوسیالیستها دامن زدن به جنبش کارگری و سراسری کردن این جنبش و دیگر جنبشهای پیشرو اجتماعی
و اعتراضی و یاری رساندن به ارتقای سازمانیابی این جنبشها، شکل دادن به یک رهبری سراسری و گستراندن افق
رهاییبخش سوسیالیستی است. فقط در این صورت است که میتوان خشم و نارضایتی انباشته شده تودههای
فرودست و ظرفیت انفجاری جامعه را در مسیر درست کانالیزه و هدایت کرد.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
https://t.me/KomalaCpiranTv
https://alternative-shorai.tv
